استنلی کوبریک یکی از فیلمسازان صاحبسبک جهان است که اندیشههای فلسفی را روی پردهی سینما میآورد و از طریق آن، پیچیدگیهای هستی، اخلاق، اختیار و سرنوشت انسان را میکاود. در کتاب جهان فلسفی استنلی کوبریک، مجموعهای از مقالات گرد آمده است که در آنها نویسندگان به نقد و تحلیل مفاهیم فلسفی در آثار کوبریک میپردازند. این مجموعه مقالات را جرالد جی. آبرامز گردآوری و ویرایش کرده است.
دربارهی کتاب جهان فلسفی استنلی کوبریک
فیلم و سینما یکی از ابزارهای فلسفهورزی هستند و استنلی کوبریک یکی از سینماگران آمریکایی است که در کنار اورسن ولز و هیچکاک از فلسفیترین و بزرگترین کارگردانهای جهان به حساب میآید. او در ژانرهای مختلفی مثل جنگی، علمی-تخیلی، وحشت و درام فیلم میساخت؛ اما آنچه در این بین آثار او را منحصربهفرد میکرد، پرداختن به موضوعات فلسفی، روانشناختی و اجتماعی از خلال موضوعات گوناگون بود. کتاب جهان فلسفی استنلی کوبریک (The Philosophy of Stanley Kubrick ) شامل مجموعهای از مقالات میشود که در آن نویسندگان ابعاد فلسفی فیلمهای استنلی کوبریک را میکاوند. این مجموعه را جرالد جی. آبرامز (Jerold J. Abrams) که خود استاد فلسفهی دانشگاه کریتون آمریکاست، گردآوری و ویراستاری کرده است.
کتاب جهان فلسفی استنلی کوبریک با مقدمهای در باب نسبت فلسفه و سینما و جهان فلسفی کوبریک آغاز میشود. سپس به نقد آثار این کارگردان در پنج بخش اصلی میپردازد. گردآورنده در بخش اصلی این کتاب، پنج مفهوم جنگ، عشق، معنای زندگی، تاریخ و آینده را از هم جدا میکند و ذیل هر مفهوم، نقد و تحلیل چند فیلم کوبریک را که به طور مبسوط و از نظر فلسفی بررسی شدهاند، نقل میکند.

نویسندگان در کتاب جهان فلسفی استنلی کوبریک نشان میدهند که سینمای کوبریک بر پایهی فلسفهی اگزیستانسیالیسم استوار است که در آن سوژهای منفرد، سرگردان و گرفتار در جهانی بیرحم، بهتنهایی با زندگی و مرگ مواجه میشود و تلاش میکند در جهانی سرد و بیاحساس که نظم، معنا و هدفی قطعی وجود ندارد، معنا خلق کند. قهرمانان این فیلمها، اغلب در تلاششان شکست میخورند یا به پوچی میرسند. در این کتاب، به اندیشههای فیلسوفانی چون آلبر کامو، نیچه یا کانت استناد شده و پیوند میان فیلمهای کوبریک و اندیشهی این فیلسوفان نشان داده میشود.
در مجموع، کتاب جهان فلسفی استنلی کوبریک به کاوش در مفاهیم فلسفی نهفته در فیلمهای این کارگردان میپردازد و موضوعاتی مانند آزادی اراده، اخلاق، جنگ، تکنولوژی، هویت، هستیشناسی و معنای زندگی را مورد بررسی قرار میدهد.
این کتاب را انتشارات ققنوس با ترجمهی محمدرضا اسمخانی منتشر کرده است.
نکوداشتهای کتاب جهان فلسفی استنلی کوبریک
- این کتاب جای خالی موجود در ادبیات مرتبط با کوبریک را پر میکند و احتمالاً برای چندین دهه یا بیشتر مورد توجه خوانندگان دانشگاهی و عمومی خواهد بود. (مایکل والدز موزس)
- هر صفحه از این کتاب سرشار از تحسین برای فلسفیترین فیلمساز آمریکا است و درعینحال بینشی عمیق از دیدگاه خلاقانهی او ارائه میدهد. (ویلیام اروین)
کتاب جهان فلسفی استنلی کوبریک برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای تمام کسانی که به نقد و تحلیل فیلم، بهویژه فیلمهای استنلی کوبریک علاقهمند هستند و دوست دارند، بیشتر دربارهی پیوند میان فلسفه و سینما بدانند، مناسب خواهد بود.
در بخشی از کتاب جهان فلسفی استنلی کوبریک میخوانیم
استنلى کوبریک درست زمانى وارد تاریخچه فیلمسازى شد که سرکوب کمونیستها به دست مککارتى در هالیوود پایان یافته، و مقررات تولید فیلم سینمایى قدرتش را بر استودیوها از دست داده بود. هیچ کارگردانى در انگشت نهادن بر موضوعاتِ آزاد چابکتر از کوبریک نبود. در ترس (1953)، نظامیان پشتِ خطوط در کمین ژنرالى نشستهاند و وقتى وى فریاد «تسلیم» سر مىدهد مستقیم به او شلیک مىکنند. در فیلم سرقتىِ قتل (1956)، کوبریک از تبهکاران خُردهپا در داستانى که یادآور جنگل آسفالت (1950) جان هیوستون، 351 ولى فاقدانسانیتمدارى آن است استفاده مىکند. در افتخار (1957)، افسرهاى ارتش فرانسه به مأموریتى انتحارى، یعنى دستور شلیک کردن به افرادِ خودى، فرمان مىدهند، و سه نفر را قربانى مىکنند تا جرایمشان را بپوشانند. در لولیتا (1962)، استادى انگلیسى با زنى ازدواج مىکند که از او متنفر است تا هرچه زودتر بتواند دخترِ نابالغش را اغوا کند. در دکتر (1964)، نمایش مضحک جنگ سرد به هولوکاست هستهاى مىانجامد. وقتى بهاصطلاح اولیا و قیّمینِ جامعه خانواده، محققین، حکومت، ارتش چنین فسادى را در ذهن مىپرورانند، کوبریک مىتواند جرایم سازمانیافته را نادیده بگیرد. وى همچنین در موضوعاتى مثل روابط جنسى، عریانى، و خشونت پیشقراول بود؛ از جمله اروتیسیسمِ بىهمتاى سکانس ِ لاک زدن ناخنهاى پا در آغاز لولیتا، و، چند دهه پس از آن، دلخراشىِ دیدنِ دوباره صحنههایى از کوکى (1971). در میان انبوه فیلمهایى که هنجارهاى فرهنگى را مىشکنند، فیلمهاى کوبریک برجستهاند: در این فیلمها امورِ بىپرده یا تکاندهنده به طرز بدیعى به تصویر کشیده مىشوند. تماشاگر بین روى برتافتن و خیره نگریستنِ همراه با لذتى ناآرام نوسان دارد. این آزادىِ هنرى درست تا چند سال پیش باورکردنى نبود، معهذا کوبریک به انگلستان عزیمت کرد نه براى اینکه از نظارت رها شود بلکه براى اینکه هزینههاى تولید را کاهش دهد. آنجا او آزادىاش را اجرایى کرد، ولى این آزادى گونهاى آزادى خودسرانه و طعنهآمیز است که فیلمهایش به نمایش مىگذارند.
بله




















