اینسل گنگر در کتاب در باب رها کردن امور مجموعهای از آموزهها و توصیههای ارزشمند را در اختیار شما قرار میدهد. این آموزهها که از برجستهترین منابع فلسفی برگرفته شدهاند، جملگی در باب زندگی خوب و شایسته و ملزومات رسیدن به آن بحث میکنند.
درباره کتاب در باب رها کردن امور
کتاب در باب رها کردن امور (Loose: On Letting Stuff Go)، اثر اینسل گنگر (Einzelgänger)، بر مبنای پیشفرضی نگاشته شده که اگرچه از دیرباز در میان متفکران رایج بوده، در عصر و زمانهی ما بیش از همیشه بدان توجه میشود. مطابق این پیشفرض، فلسفهی حقیقی، بیش از آنکه به دانشی تخصصی با خروارها اصطلاحات دشوار و نکتهسنجیهای فنّی شبیه باشد، به نوعی بینشِ یاریگر میمانَد که وظیفهی اصلی آن رهنمود ساختن آدمی به سوی خوشبختی و سعادت است. این درک از فلسفه، از همان بدو تولد این دانش در یونان باستان رایج و پذیرفته بوده است. نزد یونانیان، فلسفه نوعی تمرین خوب زیستن، و البته، خوب مُردن بود. فلسفه در دستگاه فکریِ متفکرانی نظیر سقراط، افلاطون، فلوطین و ... رسالت به سعادت رسانیدن آدمی را بر عهده دارد و چنانچه از عهدهی انجام این رسالت برنیاید، پشیزی ارزش ندارد. متفکرانِ رواقی نیز موافق این برداشت بوده و تلاش فکری خود را معطوف به آموزش جنبههای عملی فلسفه نمودهاند. اینسل گنگر در کتاب در باب رها کردن امور مسیر متفکران نامبرده را در پیش گرفته است. او در این اثر خواندنی که عنوان فرعی « آموزههای فلسفی برای روزگار اکنون» را بر خود دارد، تلاش خویش را صرف پاسخ گفتن به پرسشی معین نموده است: انسان امروزی، از حدود دوهزار و پانصد سال سنت فلسفهورزی در جهان غرب، چه میتواند بیاموزد؟

پاسخی که گنگر به پرسش فوق داده، مطالب خواندنی و آموزندهای را تشکیل میدهد که ذیل فصول گوناگون کتاب در باب رها کردن امور ارائه شدهاند.
کتاب اینسل گنگر در باب مسائل بسیاری بحث میکند. از معنای خودشناسی و ماهیت خوشبختی گرفته تا ارزش اخلاقی زیستن در دنیای بیرحمی که میشناسیم. تمام مباحث کتاب پیش رو، علیرغم تنوع موضوعی، در یک نکته مشترکند، و آن اینکه در بطن جملگی این مباحث، دغدغهی نیکبختانه زیستن در جهان موج میزند.
نویسندهی کتاب در باب رها کردن امور برای آنکه به پرسش «زندگی ایدهآل چیست و چگونه میتوان بدان دست یافت؟» پاسخ دهد، حجم انبوهی از متون کلاسیک فلسفهی غرب را میکاود و البته در این بین، توجه خاصی نیز به حکمت مشرقزمین نشان میدهد؛ حکمتی که درخشانترین جلوههای آن را در آموزههای بودا و پیروان او مییابیم.
با کتاب در باب رها کردن امور به دل مفاهیم و پرسشهای عمیق بشری خواهید رفت و چگونه نگریستن به امور والا را خواهید آموخت؛ اما مهمتر از آن، با آموزههایی آشنا خواهید شد که به شما در تاب آوردن دشواریهای زندگی، خاصه آن دشواریهایی که برخاسته از سبک زندگی مدرناند، یاری میرسانند. این کتاب به شما یاد خواهد داد که زندگی را بیش از اندازه جدی نگیرید و در پی کسب ثروت کلان و جایگاه اجتماعی درخور، مواهب ارزشمندتری نظیر آرامش و سلامتِ روان را قربانی نکنید. سخن کوتاه: آموزههای اثری که در دست دارید، چنانکه به درستی فهم و به کار گرفته شوند، شما را به انسانی بهتر از آنچه هستید بدل میکنند.
لازم به ذکر است که کتاب در باب رها کردن امور توسط مرتضی براتی ترجمه شده و از سوی انتشارات مهرگان خرد به دست علاقهمندان رسیده است.
کتاب در باب رها کردن امور برای چه کسانی مناسب است؟
مخاطبین آثار حوزهی خودیاری و دوستداران حیطهی فلسفهی کاربردی، مخاطبین اصلی این کتاب به شمار میروند.
در بخشی از کتاب در باب رها کردن امور: آموزههای فلسفی برای روزگار اکنون میخوانیم
داشتن دارایی زیاد مستلزم محافظت کافی است. به همین دلیل است که میبینیم افراد ثروتمند اغلب در ترس زندگی میکنند و پشت دیوارها پنهان میشوند. از طرف دیگر با نداشتنِ مالکیت زیاد در زمان و انرژی صرفهجویی میکنیم. ما مجبور نیستیم مراقب چیزهای گرانقیمت خود باشیم و آنها نیز حواس ما را پرت نمیکنند. و هنوز هم میتوانیم شادی را در دنیا پیدا کنیم، زیرا مجبور نیستیم آنچه را که از آن لذت میبریم، داشته باشیم.
چرا به یک باغ هزار مترمربعی نیاز داریم، وقتی میتوانیم در جنگل قدم بزنیم؟ اگر بتوانیم در یک خانهی ارزانقیمت کوچک زندگی کنیم و از دنیای بیرون به صورت رایگان لذت ببریم، چرا به یک عمارت ششخوابه نیاز داریم؟ این همان چیزی است که هنری دیوید ثورو، فیلسوف استعلایی آمریکایی، زمانی که تصمیم گرفت در یک کلبه در جنگل نزدیکِ دریاچهی والدن زندگی کند، به آن فکر میکرد. ثورو عمداً یک زندگی ساده را انتخاب کرد، زیرا معتقد بود که این امر میتواند به رشد معنوی منجر شود. در اصل، زندگی مینیمالیستی آرامش را تسهیل میکند. وقتی هزینههای زندگی کم است، مجبور نیستیم سخت کار کنیم و میتوانیم با احساس رضایت زمان بیشتری را صرف لذتبردن از دنیای اطرافمان کنیم؛ این لذت که به چیزی بیشتر از این لحظه نیاز ندارید. آیا این همان آزادی نیست؟
بله
























