زندگی شبیه به یک صفحهی بازی است که برنده شدن در آن نیاز به یک کلید موفقیت مخصوص و منحصر به خودتان دارد. برای یافتن این کلید با کتاب کوچینگ زندگی نوشتهی علی صاحبی و امیرمحمد پهلونژاد همراه شوید تا بهترین راهکارهای توسعه و توانمندسازی شخصی جهت رسیدن به اهداف مثبت را بیاموزید.
دربارهی کتاب کوچینگ زندگی
تابهحال برایتان اتفاق افتاده در میانهی مسیر زندگی، احساس سردرگمی، سرگشتگی یا آشفتگی بر شما غلبه کند؟ یا این احساس را داشتهاید که مسیر را گم کردهاید و در یک تعلیق آزاردهنده قرار دارید؟
حقیقت این است که انسانها با شخصیتها، علاقهمندی و تواناهاییهای گوناگون در دنیا وجود دارند. شاید بتوان ادعا کرد که از میان هفت میلیارد آدمی که روی زمین پراکندهاند، هیچ دو انسانی را پیدا نمیکنید که توانمندیها و علاقههای کاملاً مشترکی داشته باشند. به همین دلیل باید گفت که مسیر موفقیت و پیشرفت و کلید توسعهی شخصی برای هر فرد متفاوت با دیگریست. برخی از انسانها کلید موفقیت و مسیر پیشرفت را زودتر پیدا میکنند و برخی برای یافتن آن گمراه میشوند. بنابراین میتوان چنین نتیجه گرفت که بهترین راه برای رشد شخصیت و ایجاد یک برنامهریزی صحیح و کاربردی، استفاده از کوچینگ است.
اگر معنای کوچینگ را نمیدانید، باید بگوییم کوچینگ فعالیتی است که به کمک آن میتوان به توانمندسازی درونی مشغول شد و در راستای آن، یک چشمانداز جامع و برنامهریزیشده را طراحی کرد. این کار به حرکت در جهت رسیدن به تغییرات و اهداف مثبت کمک میکند و افراد را به یک مقصد نهایی و درست میرساند.
علی صاحبی و امیرمحمد پهلونژاد در کتاب کوچینگ زندگی تأکید میکنند که برای رسیدن به رشد شخصی و موفقیت فردی به سه عامل نیاز دارید: 1. کشف خودِ حقیقی، 2. تعیین اهداف و برنامهریزی برای رسیدن به آن، 3. حرکت مستمر به سمت موفقیت.
نویسندگان کتاب کوچینگ زندگی بر این باورند که بهکارگیری این سه عامل، همان چراغی است که حرکت به سمت موفقیت و پرورش تواناییها را ممکن و تسریع میکند. بنابراین اگر قصد دارید یک تکان اساسی به زندگی شخصی، حرفهای، اجتماعی و ... خودتان دهید و هدفهای جدیدی را تعیین و در مسیر رسیدن به آنها تلاش کنید، بهتر است با این کتاب و راهنماییهای آن همراه شوید. کتاب کوچینگ زندگی شامل چندین گام برای رسیدن به موفقیت و همچنین تمرینهای عملی و کاربردی در جهت تغییرات مثبت فردی است. همچنین آموزههای کتاب، ابزارهای مرتبط با مثبتاندیشی، کشف خود و ترسیم و طراحی چشمانداز آینده را در اختیارتان قرار میدهد. اثر پیشرو یک کتاب خودیاری ارزشمند و کاربردی برای همهی کسانیست که به شکوفایی درونیشان اهمیت میدهند.
با مطالعهی این کتاب الهامبخش، میتوانید از همهی موانعی که بر سر راه موفقیت شما قرار گرفتهاند، بهسلامت عبور کنید. این اثر را انتشارات اندیشه احسان بهچاپ رسانده و وارد بازار کتاب کرده است.
کتاب کوچینگ زندگی برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این کتاب به همهی کسانی که به حوزهی خودسازی و خودیاری، موفقیت و تغییر به سمت مثبت علاقهمند هستند، پیشنهاد میشود. همچنین اگر دوست دارید یک اثر جامع و کامل و راهنمای عملی خودشکوفایی را در اختیار داشته باشید، از خواندن این کتاب غافل نشوید.
با نویسندگان کتاب کوچینگ زندگی بیشتر آشنا شویم
علی صاحبی، متولد سال 1343 از جمله روانشناسان مطرح و نامآشنای ایرانی است که مهارت زیادی در این حوزه علمی دارد. او مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد خودش را از دانشگاه تهران دریافت کرده و دورهی دکتری را در دانشگاه نیوساوت ولز سیدنی به پایان رسانده است. همچنین مقطع فوق دکتری را در سال 1377 و در کلینیک اضطرابی دانشگاه سیدنی گذرانده. او دورههای آموزشی روانشناسی را نزد روانشناسان به نام دنیا، از جمله «ویلیام گلسر»، «جفری یانگ» و «آلبرت آلیس» آموخته و امروزه بهعنوان یکی از صاحبنظران حوزهی روانشناسی معرفی میشود. او در کارنامهی کاری خود، سابقهی تدریس در رشتهی روانشناسی بالینی در دانشگاه فردوسی مشهد را دارد و تا امروز، در حدود چهل جلد کتاب و سیوپنج مقالهی علمی و پژوهشی را منتشر کرده است. از دیگر کتابهای علی صاحبی میتوان به عناوینی چون «دانش و هنر شاد زیستن»، «هدف گزینی»، «مرجع ضمیر زندگی کجاست؟» و «قدرت هدف داشتن» اشاره کرد.
امیرمحمد پهلونژاد، دیگر نویسندهی کتاب کوچینگ زندگی، از جمله روانشناسان جوان و فعال این حوزهی علمی بهشمار میرود. او دارای مدرک کارشناسی ارشد در زمینهی کوچ بینالمللی و از اعضای هیئتعلمی مؤسسهی ویلیام گلسر است. از جمله کتابهای ترجمهشده توسط پهلونژاد، میتوان به کتاب «بهپاخاستن برای انسانیت» اشاره کرد.
در بخشی از کتاب کوچینگ زندگی میخوانیم
روشی دیگر برای مشخص کردن ارزشها، رفتن با آن سر طیف است، یعنی نگاه کردن به زمانهایی که مراجع خشمگین، ناکام یا ناراحت بوده. این موقعیت معمولاً ما را به سمت ارزشی که در حال سرکوب بوده هدایت میکند.
ابتدا از مراجع بخواهید احساسات و شرایطی که در حول آن موقعیت ناراحت کننده وجود داشته را نام ببرد. سپس آن احساسات را برگردانید و احساسات مثبت را حدس بزنید. به عنوان مثال مراجع ممکن است بگوید، «احساس کردم در یک گوشه گیر افتاده و در تله افتادهام. هیچ انتخابی نداشتم». آنگاه کوچ ممکن است بگوید، «در تله افتاده، گیر کرده و بدون انتخاب. اگر اینها را برگردانیم، به نظر میرسد به ارزشی مانند آزادی یا انتخاب برسیم. آیا این برای شما معنا دار است؟» برای کوچ خیلی مهم نیست که لغتها درست باشد- بلکه مهم است که لغتها برای مراجع معنا دار و درست باشد. برای توضیح بیشتر، کوچ ممکن است بگوید، «پس وقتی آنها آن کار را مدام تکرار کردند، تو احساس ناامیدی و ناکامی کردی؟ آیا طرف دیگر این وضعیت تکراری و خسته کننده، میتواند برای تو برابر با ارزش خلاقیت یا نوآوری باشد؟»
خیلی از ما انسانها بدون آنکه هوشیار باشیم، در چنین موقعیتهایی بهدنبال ارزشهایمان بودهایم و به همین دلیل ناراحت یا سرخورده شدهایم. بنابراین قبل از نمایان شدن چنین موقعیتهایی، احتمالا متوجه ارزش یا ارزشهای مورد احترام خودمان هم نشدهایم. کلید اینجاست که مراجعین خود را متوجه این موضوع کنیم که اغلب موقعیتهایی که منجر به ناراحتی، ناامیدی یا پریشانی آنها میشوند، احتمالا نشانهای از یک یا چند ارزش سرکوب شده هستند.
بله



























