عدالت برتری دارد یا آزادی؟ فریبرز رئیس دانا در کتاب رهایی بشر بحثهایی نظری و عملی در خصوص عدالت، آزادی و دولت ارائه داده و به همهی ابهاماتی که در عصر ما پیرامون دو مفهوم عدالت و آزادی وجود دارد، پاسخ میدهد.
دربارهی کتاب رهایی بشر:
فریبرز رئیس دانا اقتصاددان، تئوریسین و نویسندهای مطرح بود که با تلاش مستمر در راه ایجاد عدالت، آزادی، مساوات و بیداری فعالیت میکرد. فعالیتهای او شامل سخنرانی، تدریس و نوشتن بود. او که متفکری مارکسیست بود خواهان آزادی و عزت بهویژه برای طبقات محروم جامعه بود و به همین جهت تا آخرین روزهای زندگیاش از مبارزه از طریق آگاهیبخشی دست برنداشت.
کتاب حاضر نمونهی یکی از کوششهای عظیم رئیس دانا در مسیر آگاهیبخشیست که پس از فوتش به شکل تکمیل شده انتشار یافت. وی این کتاب را برای دشمنانی نوشته است که با روایتهای دروغ خود به وسیلهی ابزارهای رسانهای عظیمشان مردم را گمراه کردهاند و سوسیالیسم را دشمن آزادی و دموکراسی معرفی میکنند.
رئیس دانا برنامهای مفصل و نظاممند را در کتاب رهایی بشر طرح کرده و با زبانی روان و رسا ما را با خود همراه میکند و دروغهای تاریخی بندگان سرمایهداری را نمایان میکند. وی دستاوردهای سوسیالیسم را به همان شکلی که حقیقتاً وجود دارد پیشرو میگذارد. این کتاب را میتوان رسالهای عظیم نامید که همهی ما فارغ از هر تفکری به آن نیاز داشتیم تا جایگاه امروزمان را در تاریخ درک کنیم و فهمی از چشمانداز آینده داشته و در پیِ تحقق آن باشیم.
کتاب رهایی بشر در فصل اول نظریههای افرادی چون جان استوارت، هگل و ژان ژاک روسو را ارائه میدهد و در فصلهای دو و سه به مارکس، مارکسیسم، دولت و آزادی میپردازد. رئیس دانا در فصلهای چهار و پنج این کتاب به شرح و نقد مکاتب مختلفی چون مارکسیسم، نولیبرالیسم، آنارشیسم و لیبرالیسم و... پرداخته و در فصلهای ششم و هفتم مفهوم عدالت و آزادی را در دیدگاههای اخلاقی و دنیای سرمایهداری بررسی میکند. فصل هشت و نه کتاب نیز موضوعاتی چون چپ مارکسیستی و چالشهای آن و دیدگاههای رادیکال معاصر را شرح داده است.
کتاب رهایی بشر مناسب چه کسانی است؟
کتاب پیشرو به علاقهمندان به فلسفه سیاسی و علم سیاست پیشنهاد میشود.
فریبرز رئیس دانا را بیشتر بشناسیم:
فریبرز رئیس دانا در سال 1323 در تهران دیده به جهان گشود. وی دانشآموختهی اقتصاد در لندن بود و علاوه بر فعالیت در زمینهی اقتصاد، به کارهای سیاسی، اجتماعی، ادبی و مطبوعاتی نیز مشغول بود. رئیس دانا به عنوان استاد دانشگاه، نویسنده، اقتصاددان سوسیالیست و سندیکالیست، کنشگر حقوق بشر، زندانی سیاسی و... شناخته میشود که پانزده کتاب در زمینهی سیاسی و اقتصادی نوشته است. وی در اسفند 1398 از دنیا رفت.
در بخشی از کتاب رهایی بشر میخوانیم:
چپ نو در واقع ناشی از ناامیدی فضای روشنفکری غرب بهویژه در آمریکا بود و از میانۀ دهۀ شصت بهویژه پس از شکست یا مستهلک شدن جنبش 1968 اروپا پا به میدان گذاشت. چپ نو عبارت بود از اندیشۀ رادیکال و ناراضیان جدی از بنیان کارکرد نظام سرمایهداری در عرصههای اقتصاد، فرهنگ، جامعه و تکنولوژی که خود را به گونهای که لزوماً از گونۀ مارکسیستی هم نبود، همدل و همزبان میدانستند و به نوعی اتحاد فکری دست یافته بودند. چپ نو شامل نومارکسیستها هم میشد که در پی استفاده از روش تحلیل مارکس در حوزههای زندگی اجتماعی بودند. اما جریانهای رادیکال مانند اعضای مکتب فرانکفورت، سارتر و شاگردان رادیکال او، بخشی از آنارشیستها و ناسیونالیستهای غیرافراطی ضدامپریالیستی را نیز شامل میشد. سرنوشت چپ خود داستانی طولانی دارد. اما این جریان بسته به اوضاع و احوال اجتماعی و جغرافیایی نسبت به مسائل خاص حساسیت نشان داده اولویت خود را تغییر داده است.
شکست جنبش 1968، جنگ ویتنام، تجاوز اسرائیل و کشتار مردم و اشغال سرزمینهای فلسطینی، انقلابها، کودتاها، قیامها و تحولات سیاسی در کشورهای مختلف بعد از جنگ جهانی دوم، از جمله نهضت ملی کردن نفت و کودتای 28 مرداد در ایران، فروپاشی اتحاد شوروی، ظهور گونهها و نگرشهای متفاوت پست مدرنیستی در فلسفه و هنر و علوم اجتماعی، خواست گسترش و تعمیق دموکراسی در جهان، مبارزات ضدامپریالیستی جهان سوم و موارد مشابه مدتها است مورد بحث بوده است و کنش و نتایج آن در دستور کار چپ نو و نومارکسیسم قرار گرفته است. نومارکسیستها غنای اصلی و استخوانبندی محوری چپ نو را سازمان دادند.
بله


















