آنچه کتاب بربریت واقعاً موجود اثر لئو پانیچ و کالین لیز میخواهد بدان بپردازد، ترسیم چشمانداز روشنی از انواع بسیار زیاد و درجههای مختلف خشونت جدی در جهان امروز است.
شکلهای معاصر خشونت، آن چنان متنوع و پیچیده و آن چنان در لایههای مختلف ظاهر و در زمینههای گسترده بروز میکند، که شناخت پیوند خاص آن با سرمایهداری و امپریالیسم نیاز به درکی تازهتر دارد. این توجه نیز مهم است که وقتی سوسیالیستها به خشونت امروز میپردازند باید عوامل اجتماعی و روانشناختی و میراث فرهنگی آن را نیز بهحساب آورند.
کتاب بربریت واقعاً موجود (Violence Today) به این مسئله میپردازد که آیا سوسیالیستهای درگیر در بیش از یک قرن گذشته و تا بعدها اگر احتمالاً سرمایهداری به بقای آن فرصت میداد خصلت خشونت فزاینده دارند؟ وقتی رزا لوکزامبورگ در 1916 جملۀ معروف انگلس را بازگو میکرد که «جامعۀ سرمایهداری» با یک دو راهی روبهرو است: «یا به سمت سوسیالیسم برود یا به بربریت بازگردد»، میپرسید که «بازگشت به بربریت» در مرحلۀ فعلی تمدن اروپایی چه معنا میدهد؟ همۀ ما این حرفها را خوانده و بیاندیشه تکرار کردهایم بیآنکه به جدی بودن وحشتناک آن توجه کنیم. در زمان حاضر نگاهی به پیرامونمان نشان میدهد که بازگشت به بربریت در جامعۀ بورژوازی یعنی چه. همین جنگ جهانی، یعنی بازگشت به بربریت. با توجه به گستره و شدت خشونت امروزین، حتی در نبود جنگ جهانی و دو دهه پس از پایان سوسیالیسم واقعاً موجود، دشوار بتوان احساس نکرد که ما در عصر دیگری از بربریت بهسر میبریم.
سوسیالیستها در دنیای پیچیده و پرشتاب امروز، جایی که سرمایهداری جهانی، نولیبرالیسم و امپریالیسم با تمهیدهای گوناگون به زور و نیرنگ و خشونت متوسل میشوند و این خشونت برای آنها ذاتی و حیاتی است، باید بتوانند به مقابله با این مسائل بپردازند و از اینرو ضروری است آن را خوب بشناسند. همچنین است مواردی مانند محیط زیست، حقوق زنان، حقوق کارگران، شمول کار و کارگران و نیروی کار در انواع آن، ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی جوامع و مسایل دموکراسی. سوسیالیستها باید بر روی این موارد بیشتر کار کنند. گرچه از هماکنون چشمانداز باورها و مواضع و زمینههای اندیشه و عمل و سمت و سوی کار آنان مشخص شده است. با این وصف نباید به مواضع سخت و محکم و جزمی متوسل شد. باید مواضع اصولی را، بهجز بررسی تمامیت و جهانشمولی، با حرکت در مسیر قانون و شناخت نیاز جوامع محلی و جهانی شروع کرد و دریافت که شیوههای نگرش مارکسیستی چنیناند.
در بخشی از بربریت واقعاً موجود میخوانیم:
در عصر سرمایهداری جهانی ناامنی همراه با برخوردهای محلی در گوشهوکنار جهان، که گونهای رشدیابنده دارد، چیزی را مطرح میسازد که سرمایهداری از آن بهعنوان «مسئلۀ نظم» یاد میکند. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی راه را برای ایالات متحده باز کرد تا بهعنوان پلیس جهانی، بیهیچ پاسخگویی، عمل کند اما همزمان به بازارِ سیاه سلاحهایِ مدرن سوخت برساند در حالی که خریداران سلاحها اغلب اوقات دارای گرایش بهکارگیری عملی آن بودند و نه اینکه آن را فقط چونان عامل بازدارندهای به نمایش بگذارند. ایالات متحده، به هر حال، در مقام پلیس بینالمللی بهسختی میتوانست موفقتر از پلیس لسآنجلس، که بهخوبی در جنوب مرکزی آن کشور مستقر است، عمل کند.
بله


















