سجاد هجری در کتاب تبار تمدن، به بررسی تاریخچه کلمه تمدن در جهان اسلام میپردازد. به نظر او برخلاف تصور عامه، این مفهوم از زبانهای دیگر گرفته نشده و ردپای آن را میتوان در منابع و آثار دانشمندان مسلمان قرنهای پیش هم یافت که این موضوع میتواند آغازگر تحقیقات تطبیقی در حوزه تمدن باشد.
درباره کتاب تبار تمدن:
سجاد هجری، محقق تاریخ است که پژوهشی گسترده درباره تاریخچه کلمه تمدن انجام داده و اثری ارزشمند و متفاوت خلق کرده است. تمایز کتاب تبار تمدن با سایر آثار مشابه، گردآوری دادههایی است که در منابع مختلف پراکنده شدهاند و یک خواننده عام ابزار و دانش کافی برای یافتن آنها را ندارد. از طرف دیگر با توجه به سیاست دولتهای گذشته ایران برای ایجاد گفتگوی تمدنها، این کلمه امروز برای بیشتر ایرانیان آشنا است. علاوهبراین، شاید خوانندگان بسیاری از این واقعیت آگاه نباشند که واژه تمدن تنها یک معادل پیشنهادی برای کلمه civilisaiton نیست و حضور آن در افکار و آثار اندیمشندان اسلامی به چندین قرن پیش برمی گردد.
درباره دلایل ارزشمند بودن این کتاب باید گفت که فقدان یک مرجع کامل برای بررسی پیشینه واژه تمدن در جهان اسلام در حوزه فلسفه و تاریخ کاملا محسوس بود. انتشار کتاب تبار تمدن توسط سجاد هجری به این نیاز پاسخ داده و از دشواری انجام پژوهشهای تطبیقی – قیاسی درباره تمدن کاسته است. علاوه بر این با کمک این اثر، متوجه میشویم چه مواردی در تعریف اندیشمندان از تمدن قرار دارند و کدام اجتماعات خارج از آن قرار میگیرند. نکته مهم دیگری که نویسنده بیان میکند، این ادعاست که بین مفهوم تمدن در دنیای امروز و چیزی که اندیمشندان اعصار گذشته بیان میکردند تفاوت معنیداری وجود ندارد؛ چرا که دنیای متمدن امروز بر پایه گذشته مشترک انسانها بیان شده و عناصر اصلی تمدن با وجود گذشت چندین هزار سال از پیدایش آن تغییری نکردهاند.
کتاب تبار تمدن مناسب چه کسانی است؟
مطالعه این اثر پژوهشی برای علاقهمندان به مفهوم تمدن و تاریخچه آن مفید خواهد بود.
در بخشی از کتاب تبار تمدن میخوانیم:
واژهی مدینه که قرآنی است و شاید معرّب باشد، به معنای شهر و نیز یکی از نامهای «مدینۀ الرسول» است؛ جمع آن را مدن و مدائن گفتهاند که نخستین، کاربردی افزونتر دارد. مدنی و مدینی هر دو وصف نسبتاند که برخی نخستین را منسوب به «مدینۀ الرسول» و دیگری را منسوب به شهرهای دیگر دانستهاند و بعضی نیز اوّلی را برای انسان و دومی را برای حیوانات پنداشتند؛ اما گویا این دو تمایز فراگیر نبوده و محدود به قیودی بهویژه زمان و مکاناند و گویا به عرف عام مرتبطاند. وصف مدنی برای سورهها و آیات قرآن نیز بهکار میرود که گویا کاربردش متعلق به قرن دوم هجری است.
مدینه و مشتقاتش بهویژه جمعش، مدن و نسبتش، مدنی، در کتابهای فلسفی بهکار رفته است؛ بهویژه در گزارشهای تازی متنهای فلسفی یونانی در عصر ترجمه بهعنوان برابرنهاد مشتقات πολις میتوان از آنها سراغ گرفت که آشکارا، بهطور لغوی نیز هممعنا هستند؛ زیرا هم مدینۀ و هم πολις به معنای شهرند. بهنظر میرسد که ترجمهی عربی خطابهی ارسطو که کهن و مترجمش مجهول است، پیشگام در بهکارگیری مدینه و مشتقاتش برای πολις و مشتقاتش است؛ بهویژه در این گزارش قدیم، صفت نسبی مدینی بهکار رفته که منحصربهفرد است.
کندی نیز از مدینه و مشتقاتش برای آن واژههای یونانی بهره برده است؛ شاید او نخستین کسی باشد که از وصف نسبی مدنی در متنی فلسفی برگرفته از آثار یونانی بهره برده است. سیاست و همخانوادههایش نیز که در زبان تازی رایج بودند و حتّی معصومان علیهمالسلام نیز آنان را بهکار میبردند، بهعنوان برابرنهاد πολις و مشتقاتش در گزارشهای تازی کتابهای یونانی و نیز در تألیفات فیلسوفان اسلامی بهکار رفتهاند و امروزه نیز غلبه با آنهاست. اسحاقبنحنین مدینه و مشتقاتش را بیش از سیاست و مشتقاتش برای برابرنهی با آن واژههای یونانی پسندیده و بهکار برده است.
بله

















