کتاب کندی: متفکر بزرگ سدههای میانه نوشتهی پیتر آدامسون، همانطورکه از نامش پیداست قرار است زندگی ابو یوسف یعقوب بن اسحاق کندی یا بهتر بگوییم، نخستین فیلسوف اسلامی را بررسی کند؛ یکی از بزرگترین متفکران قرن نهمی عربی زبان در بغداد. نویسندهی این کتاب سعی میکند تا ارتباط این فیلسوف اسلامی را با فلاسفهی کهن بررسی کند و به مهمترین شاخصههای فکری کندی و دیدگاههای فلسفی او راجعبه مسائل مختلفی مثل خداوند، ازلیت، اخلاق و افلاک بپردازد.
دربارهی کتاب کندی: متفکر بزرگ سدههای میانه
پیتر آدامسون کتاب کندی: متفکر بزرگ سدههای میانه را نوشته تا بتواند بخش مهمی از مسیر ارتباطی فلسفهی کهن را با فلسفهی اسلامی پیدا کند. برای این نویسندهی آلمانی تبار که استاد فلسفههای باستان و فلسفهی اسلامی است، اصلیترین دلیل نوشتن این کتاب، شفاف کردن نسبتی است که فلسفهی یونان را به فلسفهی اسلامی مرتبط میکند. به عبارتی دیگر او در پی پاسخ به این پرسش است که ترجمه و بازخوانی متون فلسفی و اخلاقی کهن چه تاثیری در فلسفهی اسلامی گذاشته است؟
معرفی کردن شخصیت کندی بهعنوان نخستین فیلسوف اسلامی یکی از برجستهترین نکات این اثر است. پیتر آدامسون در فصلهای ابتدایی این کتاب به زندگی کندی اشاره میکند، از آثار او نام میبرد و به تاثیراتی که ایدههایش بر نخستین گامهای فلسفهی اسلامی گذاشته است میپردازد. این نویسنده میراث بهجاماندهی کندی را چندان باثبات نمیداند اما از مسیری که او و شاگردانش سپری کردهاند تا این چارچوب فکری - فلسفی را فراگیر و پایدار کنند، صحبت میکند.
نخستین فیلسوف اسلامی؛ کندی یا فارابی؟
کتاب کندی: متفکر بزرگ سدههای میانه در یکی از مهمترین مقایسههای خودش، پیش از اینکه آرا و دیدگاههای کندی را بررسی کند، تفاوت پیروان او و مشائیان بغداد را در فلسفهی اسلامی مطرح میکند. به طور مشخص همانهایی که به فلسفهی ارسطو دسترسی داشتند و تلاش میکردند تا بعد از ترجمه، مفاهیم متافیزیکی برگرفته از فلسفهی یونانی را به نسبت جامعهی خودشان ارائه دهند.

از عمدهترین تفاوتهای مشائیان و پیروان فارابی با کندی و طرفداران او، توجه ویژهی گروه اول بر منطق و متون منطقی بود؛ آنها میکوشیدند نظامی منسجم برای تفسیر فلسفهی ارسطویی شرح دهند و این در صورتی بود که کندی و پیروانش بیشتر برای سازگار کردن سنت فلسفی یونانی با مبانی اعتقادی جهان اسلام تلاش میکردند. علاوه بر این نکته باید به این هم توجه داشت که اغلب پیروان کندی و خود او در بغداد ساکن بودهاند اما دستهی دیگر فلاسفهی اسلامی در شرقیترین سرزمینهای اسلامی مثل بخارا هم حضور پررنگی داشتهاند.
کندی؛ فیلسوف، کیمیاگر، منَجم و...
نویسندهی این کتاب فلسفهی اسلامی با دقت بالای خود تلاش کرده تا مضامینی را که کندی در سالهای زندگیاش به آنان پرداخته، با بررسی جامع کتب خودش و شاگردانش دستهبندی کند و در صورت نیاز زمینههای اصلی موضوعات را برای خواننده شرح دهد. کتاب کندی اثر پیتر آدامسون در هشت فصل و با در نظر گرفتن مهمترین ایدههای فکری این فیلسوف قرن نهمی شکل گرفته است.
ابویوسف کندی در دوران زندگیاش تنها در راه فلسفه قدم برنداشته است و زمینههای فکر و فعالیتهای مختلفی را سنجیده و در آن نقش پررنگی ایفا کرده است. تواناییهای او در علم حساب، ریاضیات، طب و نجوم، حضور او را مانند دیگر متفکران اسلامی سرشناس درخشان کرده است. نویسنده به برخی از رسالههای او در کتاب کندی پرداخته و به نام رسالههای دیگر او نیز اشارهای مفصل میکند.
وحدانیت و هستی، ازلیت و عالم نامتناهی، چیستی نفس، عقل، معرفت و مشیت الهی از مهمترین سرفصلهای این کتاب تاریخ فلسفه است. شما با خرید کتاب کندی: متفکر بزرگ سدههای میانه که با ترجمهی دقیق و تخصصی حسن جعفری و به همت انتشارات نقد فرهنگ به چاپ رسیده است میتوانید به بخش مهمی از نخستین تلاشهای یکی از فلاسفهی اسلامی برای تفهیم و تبدیل نکات فلاسفهی کهن متناسب با زمینههای فرهنگی جهان اسلام دست پیدا کنید.
کتاب کندی برای شما مناسب است اگر
- دانشجو و یا پژوهشگر حوزهی فلسفه هستید و برای تکمیل اطلاعات خود راجعبه فلسفهی اسلامی به دنبال یک منبع کامل میگردید.
- به فلسفهی شرق و فلسفهی اسلامی علاقه دارید و میخواهید نخستین فیلسوف اسلامی را بهتر بشناسید.
- از اسحاق کندی رساله یا کتابی را خواندهاید و برای فهم بهتر موضوع به یک منبع کامل از ایدههای این فیلسوف اسلامی احتیاج دارید.
در بخشی از کتاب کندی: متفکر بزرگ سدههای میانه میخوانیم
بدیهی است که این عبارت در چندین مورد، عمیقاً غیرارسطویی است که وجود مطلق را تأیید و ازلیّت عالم را رد میکند و انگارهی نوافلاطونیان درخصوصِ خدا، بهمنزله واحد را بر مفهوم ارسطویی درباره خداوند بهعنوان تفکر فینفسه، ترجیح میدهد (بهیاد داشته باشید که کِندی فقط در چند صفحه قبل، ادعای واحد حقیقی عقل را رد کرده است). ولی البته انگارهای که «خداوند، علت حرکت است»، در کل ارسطویی محسوب میشود. ارسطو هم در کتاب «فیزیک» و هم «متافیزیک»، براساس اینکه باید «محرک نخستین»، بهمنزله علت نامتحرک همهی حرکتها، وجود داشته باشد، وجود خداوند را دقیقاً اثبات میکند. سپس، کِندی با مقولهبندی آفرینش بهمنزله نوعی از حرکت، میتواند مطابق رأی خویش، عقیده اصلی علم الهیات ارسطویی را حفظ کند: زیرا خداوند، خالق و همچنین باید محرک باشد و در جای دیگر ادامه میدهد که بهطور آشکار خداوند، نامتحرک است، بهشرطی که بقیهی مسأله با ارسطو هماهنگی داشته باشد.
همانطوریکه این عبارت نیز اثبات میکند، در حال حاضر، اینکه «خدا، محرک است»، ادعای مشابهای را راجعبه فاعل یا علت فاعلی خداوند روا میداند. بسیاری از خوانندگان معاصر، این را بهمنزله عزیمت دیگری از سنت ارسطوییان از ناحیه کِندی بر میشمارند. باتوجه به اینکه افرادی در دوران معاصر، اغلب بر این باورند که ارسطو در کتاب «متافیزیک»، نه «فیزیک» بیان کرد که خدا، علت غایی است نه علت فاعلی، اما محل تردید است که کِندی این مسائل را به چنین شیوهای بررسی کرده باشد. مطمئناً سنتِ حاشیهنویسی یونان قدیم، اصلاً این تفسیر را به وی تحمیل نکرده است، درحقیقت، آمونیاس، رئیس مدرسه اسکندریه و استاد فیلویونوس، رسالهای نگاشت که بهوضوح اثبات کرد که میتوان خدای ارسطو را به عنوان هم علت فاعلی و هم علت غایی درک کرد. تا آنجاییکه من اطلاع دارم، مدرکی دالّ بر معرفت و اطلاعِ کِندی از این رساله وجود ندارد، اما بااینوجود، او با آمویناس در تلقی علت فاعلی خداوند، توافق داشت. گویا بهسختی میتوان باور داشت که همانند آمویناس گمان کرده که ارسطو در این مسأله با او همعقیده است.تلقی اینکه خداوند، علت فاعلیِ عالَم است و آن هم ارسطو بر این نکته نیز اطلاع داشته، در فلسفه عربی، امری عادی بهشمار میآید و میبایست تفوّق و پیشی گرفتن این ویژگی مهم در سنت پیشین را به کِندی نسبت داد.
بله



















