



برای خواندن کتاب اگر مادر بود... و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب اگر مادر بود...
فاطمه نصر اصفهانی در کتاب اگر مادر بود... داستان دختر 29 سالهای را به تصویر میکشد که به تنهایی زندگی میکند و برای امرار معاش در مطب یک دکتر مشغول کار است و روزگار را به سختی میگذراند تا اینکه وقوع یک حادثه، زندگیاش را از این رو به آن رو میکند.
کتاب اگر مادر بود... برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به داستانهای اجتماعی علاقهمند هستید، این کتاب برای شماست.
در بخشی از کتاب اگر مادر بود... میخوانیم:
سلام کردیم و از من خواست وارد شوم و با صدای بلند خانمش را صدا زد تا به استقبال من بیاید.
خانمی با قد کوتاه و خیلی لاغر و صورت مظلومانه و لباسهای قدیمی که به تن داشت به سمت من آمد و سلام کرد. من هم به او سلام کردم و وارد شدم آقای رستمی هم من را به خانوادهاش معرفی کرد.
او دو فرزند داشت و هر دو پسر بودند. وارد خانه که شدم احساس بدی داشتم. دو پسر کوچک او بغل حیاط ایستاده بودند و به من نگاه میکردند من هم بستهای در کیف داشتم که آن را به آن دو هدیه کردم. وقتی این کار را انجام دادم خیلی خوش حال شدند.
یکی از آنها برایم آشنا بود. احتمالاً آن را در مطب که با پدرش آمده بود دیده بودم.
وارد اتاق که شدم فرشی که کنارههای آن پاره شده بود و دیوارهایش بسیار قدیمی و رنگ و رویش رفته بود را مشاهده کردم.
آقای رستمی گفت: شما اینجا چه میکنید؟ باورم نمیشود به خانه ما آمدید.
گفتم: اگر ممکن هست میخواهم بیشتر با شما و خانوادهتان آشنا شوم. صورتش را به طرف همسرش برد و بعد نگاهی به من انداخت و گفت: ما هم ازاینکه با شما آشنا شویم خوشحال میشویم.
متأسفانه من چند روزی برای آمدن به مطب پول کافی نداشتم ولی مجبور بودم به خاطر بیماری که هرروز حالم را بدتر میکرد، بیایم.
با تأسف گفتم: موضوع پول نیست من فقط دوست دارم با شما آشنا شوم. شما هم به خانهی من بیایید من شما را مثل برادر خودم میدانم و خوشحال میشوم شما و خانوادهی محترمتان هم همینطور باشید.
همسر آقای رستمی گفت: قطعاً ما هم خوشحال میشویم با شما آشنا شویم. آقای رستمی حرف همسرش را قطع کرد و گفت:
من و خانوادهام از آشنایی با شما خوشبختیم.
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب اگر مادر بود... |
| نویسنده | فاطمه نصر اصفهانی |
| ناشر چاپی | انتشارات سخنوران |
| سال انتشار | ۱۳۹۹ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 50 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-215828-6 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۳۷,۰۰۰ تومان €0.99 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی |
بله

















