کتاب من هنوز یه بچهام!، نوشتهی زهره برمکی اثری کاربردی و جامع است که به والدین کمک میکند تا با شناخت نیازهای روانی و رفتاری کودکان، روابط سالم و مؤثری با آنها بسازند. این کتاب با زبانی ساده و بر پایه پژوهشهای روانشناختی، راهکارهای عملی برای تربیت مثبت ارائه میدهد و بر مسئولیت والدین در شکلدهی رفتار فرزندان تأکید دارد.
درباره کتاب من هنوز یه بچهام!
کودکان با مشکلات رفتاری متولد نمیشوند؛ بلکه اغلب خطاهای ناخواستهی والدین مانند دستورات مبهم، انتقاد مخرب یا عدم ثبات، مشکلات رفتاری را در کودکان ایجاد میکند. در کتاب من هنوز یه بچهام!، زهره برمکی از والدین میخواهد تا با آگاهی و اصلاح باورهای تربیتی، چرخه اشتباهات را بشکنند و رفتار مؤثر و درستی با کودک خود داشته باشند.
کتاب من هنوز یه بچهام! اثر زهره برمکی با شناخت نیازهای روانی کودکان از تولد تا 11 سالگی شروع میشود. سپس به 21 نکته طلایی فرزندپروری مانند عشق بیقیدوشرط و همدلی میپردازد و به موارد مهمی مانند فنون ارتباطی، گوش دادن فعال و مهارتهای کنترل خشم میپردازد.
در کتاب من هنوز یه بچهام!، زهره برمکی سه فصل آخر را به مشکلات رفتاری کودکان اختصاص داده است. او ابتدا علل ژنتیکی، خانوادگی یا اجتماعی در شکلگیری رفتار بد در کودکان را میکاود. سپس به روشهای شکلدهی رفتار مثبت و مقابله با بدرفتاری میپردازد.
در مجموع، زهره برمکی که خود روانشناس کودک و نوجوان است، در این کتاب با راهنماییهای عملی و نکات کلیدی، والدین را به سمت تحول در روابط خانوادگی هدایت میکند. انتشارات سخنوران چاپ این کتاب را بر عهده داشته است. با خرید کتاب من هنوز یه بچهام، میتوانید نیازهای روانی کودک خود را بهتر بشناسید و نکات مهم و مفیدی دربارهی مدیریت بدرفتاری در آنها بیاموزید.
کتاب من هنوز یه بچهام! برای شما مناسب است اگر
- کودک زیر 11 سال در خانه دارید و میخواهید دربارهی راهکارهای عملی برای تربیت صحیح و آسان فرزند خود بیشتر بدانید.
- مربی، معلم یا مشاور کودکان هستید و میخواهید بدانید چگونه با مشکلات رفتاری کودکان روبهرو شوید.
در بخشی از کتاب من هنوز یه بچهام!: مجموعه راهکارهای عملی برای تربیت آسان کودکان میخوانیم
با ورود کودکان به مدرسه، آموزش رسمی آغاز میشود؛ البته در طول تحصیل، لازم است آموزش هم به شکل رسمی و هم غیر رسمی انجام شود. آموزش رسمی همان فارسی و ریاضی و دروس دیگر است که توسط معلم تدریس میشود اما به عقیده من، آموزش غیر رسمی برای کودکان اهمیت بیشتری دارد و البته سرنوشت سازتر است! کودکان در این سالها، به شکل غیر رسمی و به ویژه با داشتن الگوهایی مناسب، زندگی کردن را میآموزند، یاد میگیرند که قانونمند شوند، قانون را به خوبی بشناسند و به آن احترام بگذارند؛ همینجاست که آنها اجتماعی شدن و برقراری ارتباط موثر را یاد میگیرند، در همین مرحله از زندگی است که هنحارهای اجتماعی، ارزشهای اخلاقی و باید و نبایدها، درونی میشود و کودک میآموزد که لازم است به ارزشهایی چون صداقت، امانت داری، مهربانی، نوع دوستی و سایر خصایص انسانی احترام بگذارد.
کودکی که این مهارتها را کسب نکرده باشد هرچقدر هم در ریاضیات، املاء و روخوانی درجه یک باشد، فردی موفق و دارای روابط انسانی برجسته، نخواهد بود! اینجا کودک، مسئولیتپذیر و قانونمند میشود که اگر نشود در بزرگسالی زیر بار هیچ قانون و چهارچوبی نخواهد رفت. حتما آدمهایی را دیده اید که مدام در حال تلاش برای نقض قانون هستند و احتمالا قانون برایشان معنایی ندارد؛ اینها همان کودکانی هستند که والدینی سهلگیر داشته اند؛ والدینی که هربار با بی قانونی و بی مسئولیتی فرزندشان مواجه شدهاند فقط این جملات را تکرار کرده اند: «بچه اس، نباید بهش سخت گرفت، بزرگ میشه درست میشه» میدانم که این حرفها با مذاق خیلیها جور در نمیآید اما باورکنید که هیچ چیزی در کودکی به خودی خود درست نمیشود و هیچ کودک هنجار شکن و مسئولیت گریزی، در بزرگسالی به یک فرد قانونمند و مسئولیتپذیر تبدیل نشده و نخواهد شد!
بله


















