معرفی و دانلود رایگان کتاب نیلوفر آبی

عکس جلد کتاب نیلوفر آبی
قیمت:
رایگان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب نیلوفر آبی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب نیلوفر آبی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب نیلوفر آبی

کتاب نیلوفر آبی، داستانی احساسی و پندآموز را در خود گنجانده است. مطهره شیخی زاد سراوانی، نویسنده‌ی کتاب، در قالب داستانی جذاب، چالش‌های پیش روی دختران جوان را در این اثر به تصویر کشیده است. ملیسا، شخصیت اول داستان، دختری است اهل رشت. این دختر برای ادامه‌ی تحصیل راهی تهران می‌شود و به پسری دل می‌بازد. دلباختگی ملیسا به این پسر، زندگی وی را برای همیشه تغییر می‌دهد.

درباره‌ی کتاب نیلوفر آبی

کتاب نیلوفر آبی، داستانی عاشقانه و احساسی را در بر گرفته است. مطهره شیخی زاد سراوانی مخاطبش را با فراز و فرودهای زندگیِ دختری جوان با نام ملیسا همراه می‌کند.

ملیسا، دختری است زاده‌ی رشت که قصد ادامه‌ی تحصیل در رشته‌ی ادبیات را دارد. این دختر برای ادامه‌ی تحصیل روانه‌ی تهران می‌شود. در تهران، احساس غربت بر ملیسا غلبه می‌کند. هم‌خانه‌هایی بی‌احساس در خانه‌ی دانشجویی همراه ملیسا زندگی می‌کنند. در این بین، پای سامیار، معلم موسیقی، به زندگی ملیسا باز می‌شود. شخصیت اول داستان نیلوفر آبی، به سامیار دل می‌بازد. ماحصل این دلباختگی، ازدواجی است عجولانه.

مطهره شیخی زاد سراوانی، در ادامه‌ی داستان نیلوفر آبی، ماجراهای بیشتری سر راه ملیسا قرار می‌دهد. این دختر جوان متوجه رفتارهای مشکوک سامیار می‌شود. شک و تردید ملیسا به سامیار بی‌دلیل نیست. کاشف به عمل می‌آید که این معلم موسیقی با یکی از شاگردانش رابطه‌ی نامشروع دارد. ملیسا زمانی متوجه خیانت همسرش می‌شود که باردار است و چشم انتظار فرزند.

عشقی که حباب روی آب می‌شود

در ادامه‌ی داستان اجتماعی نیلوفر آبی، ملیسا مجبور می‌شود به دیار خود، رشت، باز گردد. در رشت چرخ روزگار بر وفق مراد ملیسا نمی‌چرخد و دوباره به تهران باز می‌گردد. در بازگشت مجدد به تهران، ملیسا درگیر روابط و اتفاقات دیگری می‌شود. مطهره شیخی زاد سراوانی، داستان عاشقانه‌ی نیلوفر آبی را با ماجرایی عبرت‌آموز به پایان رسانده است. مطالعه‌ی این داستان، خواننده را با مفاهیم مهمی مانند پذیرش اتفاق‌های ناخوشایند و استقلال عاطفی آشنا می‌کند.

کتاب نیلوفر آبی را انتشارات کدیور چاپ و روانه‌ی بازار کرده است.

کتاب نیلوفر آبی برای شما مناسب است اگر

  • به مطالعه‌ی رمان‌های ایرانی عاشقانه علاقه دارید.
  • اهل خواندن داستان‌های ایرانی با محوریت زنان هستید.
  • قصد خواندن رمان ایرانی را دارید که چالش‌های زنان در جامعه‌ی معاصر در آن بازگو شده باشد.

در بخشی از کتاب نیلوفر آبی می‌خوانیم

صبح حدود ساعت چهار از خواب پریدم. چون خواب وحشتناکی دیده بودم. خواب خیلی عجیبی بود. خواب دیدم سامیار راننده‌ی ‌یک قطار بسیار غول‌آسا بود و به‌سرعت داشت از رِیل رد می‌شد و من هم دست‌هایم را گشوده بودم و وسط رِیل ایستاده بودم. گویی می‌خواستم آن قطار غول‌آسا را در آغوش بگیرم. همان موقع قطار از رویم رد شد ولی به‌جای من سامیار روی رِیل افتاده بود و من چیزی‌ام نشده بود. وقتی از خواب بیدار شدم حسابی ترسیده بودم و همین‌طور خیلی نگران سامیار بودم. پتوی کنار دستم به هم ریخته بود. سامیار بیدار شده بود. حتماً او هم مثل من آن شب بدخواب شده بود. از جایم بلند شدم و به حیاط رفتم. باران تندی هم می‌بارید و هوا خیلی خنک و دل‌چسب بود؛ اما ناگهان چیزی خیلی شُکّه‌ام کرد و هراس عجیبی در دلم به راه انداخت و به‌طورکُلّی دل‌چسبی آن هوا را از خاطرم‌ برد.

سامیار دست‌هایش را همان‌گونه که در خواب دیده بودم گشوده بود و وسط حیاط بی‌حرکت ایستاده بود. سر و تمامی لباس‌هایش خیس از آب شده بودند. با خودم گفتم خدای من! چه دیوانگی‌ای. ولی خیلی زود از حرفم پشیمان‌ شدم. چون فهمیدم این کار سامیار دیوانگی و نادانی نیست بلکه این کار او مثل گریه و اشک ریختن‌های من است؛ و تنها فرقی که با من دارد این است که او نمی‌تواند گریه کند. برای همین برای زدودن غم‌هایش و سَبُکی آوار اندوهش این‌طور اینجا ایستاده. در دلم گفتم بهتر است به اتاقم بروم و سامیار را تنها بگذارم. شاید این‌طور برایش بهتر باشد؛ اما مثل اینکه خیلی دیر شده بود و متوجّه حضور من شده بود. چون صدایم زد: ملیسا! آن شب صدایش لحن عجیبی داشت. مثل گذشته نبود. حالتی لرزان داشت و بُریده بُریده و با درنگ‌هایی زودهنگام در کلامش با من حرف می‌زد.

شروع کرد به سؤال پرسیدن از من. نمی‌دانم چرا. ولی آن شب به خاطر دلگرمی سامیار بدون بحث و مشاجره با او، فقط با دلسوزی و صبر پاسخ سؤال‌هایش را دادم.

تو مرا دوست داری؟ همیشه دوستم داشته‌ای؟

آره.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب نیلوفر آبی
نویسنده
ناشر چاپیانتشارات کدیور
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات88
زبانفارسی
شابک978-622-377-139-2
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان اجتماعی ایرانی، کتاب‌های داستان و رمان عاشقانه ایرانی
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب نیلوفر آبی

سما جعفری
۱۴۰۵/۰۱/۳۱
به جرأت میتونم بگم بدترین کتابی که توی کتابراه دیدم، همین بود. اسم کتاب که اصلا ربطی به داستانش نداشت. سامیار به ملیسا در اولین برخورد پیشنهاد داد و بعد از یک ماه از آشنایی ازدواج کردند. حتی اشاره ای نشد که به خانواده ها اطلاع دادند یا خیر. بعد زمان اتفاقات هم اصلا هم خوانی نداشت. جایی گفته شد یک سال بوده که حتی صدای سامیار را نشنیده، ولی ۶ ماهه باردار بود. استفاده نابجا از استعاره ها هم که نوبر بود واقعا... اولین بار که نویسنده خواسته به بارداری اشاره کند، (اگر اشتباه نکنم) گفته بود دل درد داشته و نمیدانست به خاطر فرشته آسمانی درون شکمش است یا نه! در حالی که از قبل اصلا صحبتی از بارداری نشده بود. ابتدای کتاب ملیسا از پدرش به بدی یاد میکند، اما از جایی به بعد دیگر جوری از او یاد میکند که انگار بهترین پدر دنیا بوده! ضمنا علت مشکل با پدرش و گذشته را بیش از چند پاراگراف باید توضیح میداد. سامیار خودش را خیلی علاقمند به همسرش نشان میداد و حتی به دنبال او رفت، اما زمانی که ملیسا برگشت از او خواست برود! این دو نفر تمام وقت با هم مشکل داشتند و به هم خیانت میکردند، اما نه تنها از هم جدا نشدند، یک دفعه آخر داستان یادشان افتاد که عاشق هم هستند. داستان واقعا پر از تناقضات وحشتناک بود و خیلی ضعیف کار شده و برای هیچ رده سنی و هیچ سلیقه ای مناسب نیست.
آذرخش
۱۴۰۴/۱۱/۱۶
قلم ناپخته ای داشت، مکالمات سطحی و بچگانه بود. دختری که خانواده و قوم و خویش داشت در عرض کمتر از یک هفته ازدواج نسنجیده ای داشت که پایان خوشی نداشت، با اینحال بجای اینکه به درس و دانشگاهش برسه دنبال حواشی بود، کاملا رها و ولنگار. وقایع جورواجوری رخ میداد اما خیلی سریع از کنارشون میگذشت بدون توضیح و جزئیات. هدف نویسنده نوشتن یه کتاب آموزنده هشدار دهنده بوده اماکیفیت پایینی که داره کمتر خواننده ای رو ترغیب به مطالعه میکنه. سپاس.
Moon
۱۴۰۵/۰۲/۰۶
از اول کتاب که شروع خیلی سطحی و بچگانه‌ای داشت دیالوگ‌ها اصلا مشخص نبود و به همون صورت ادبی که رمان رو نوشته بود دیالوگ‌هارو هم ادامه داده بود ازدواج یهویی و ناگهانیش واقعا شوکه کننده بود شخصیتا خیلی خیالی به نظر می‌رسیدن فضای رمان خیلی سنگین و اغراق آمیز بود رمان خیلی پرش‌های ناگهانی داشت انگار حس فقط سطری نوشته اصن حال یه رمان رو به آدم نمیدادو اصلا مخاطب رو جذب خودش نمیکرد از اینکه وقتم رو برای این کتاب صرف کردم واقعا متاسفم
موسی عسگری
۱۴۰۵/۰۱/۰۸
داستانی که نه شروع خوبی داشت ونه پایان خوب از پله‌ها بیای پایین بدون مقدمه از طرف بخوای که باهات ازدواج کنه مثل فیلم‌ها که سانسور دارند از یک شاخه به شاخه دیگه میپرید و زن به خودش اجازه داده بود برا انتقام از شوهرش با کسی دیگه دوست بشه واون مرد نقابدار که سامیار باشه که با موتور آرش را زیر گرفت بی اونقدر رگ بودکه همان جا نقاب از صورتش برنداشت که هم آرش را بکشه وهم ملیسا را ایشالله بعد از این بهتر بنویسن
Eli
۱۴۰۴/۰۸/۲۴
بسیار بسیار بسیار داستان بچگانه، بی معنا و مفهوم و مسخره ای بود. معرفی کتاب با این داستان چرند هیچ تناسبی نداشت. یه ستاره هم زیاد بود براش. خوندنش واقعا اتلاف وقت هست.
ماه
۱۴۰۴/۱۱/۱۳
با سلام کتابی که اصلا نتونستم تا آخر بخونم و اصلا هم برام مهم نبود که آخرش چی میشه! اتفاقات همه پشت سر هم! بی سر و ته! ملیسا شخصیت اول داستان اصلا تکلیفش با خودش هم مشخص نبود! ریتم داستان خیلی افتضاح!
ملی ذاکری
۱۴۰۴/۰۹/۰۴
از دید من کتاب جالبی نبود از نظر ریتم داستان کاملا ناپختگی محسوس بود و حیف از زمانی که صرف خواندنش کردم که البته اینقدر برایم جذاب نبود که حتی پایانش را بدانم😏
جواد پارسی
۱۴۰۴/۱۰/۱۳
داستان بسیار ضعیف وتک بعدی که از خواندنش پشیمان شدم قرار نیست انسان تمام اشتباهات خودشو به گردن سرنوشت و دیگران بیندازه وقتی که خودش فرصت تصمیم گیری و جبران داره
طیبه اسحقی
۱۴۰۵/۰۱/۲۲
داستان نمیدونم واقعی یاخیالی ولی خوب بود اماگاهی گنگ بود خونه خودش کجا؟ ولی تموم شد اخرش همه چی رها کرددیدخوش گذرونی کردن سفر و.... بهتره
زهرا غلامی
۱۴۰۴/۰۹/۲۸
بنظرم خیلی قابل توجه نبود می‌تونست بهتر باشه اگر نویسنده محترم کمی بیشتر تلاش می‌کرد. سپاس از کتابراه
مونا زیادپور
۱۴۰۴/۱۰/۲۶
خیلی کتاب پیش پا افتاده‌ای بود و اصلا ارزش خوندن نداشت
آیسان سامانی فر
۱۴۰۴/۰۸/۲۶
داستان خیلی ضعیف بی محتوا وکسالت آور بود
صحرا نجفی
۱۴۰۴/۱۱/۱۰
خیلی بچه گانه و مزخرف بود حیف وقت که براش بذاری
Shohreh Kamareh Kamareh
۱۴۰۴/۱۰/۰۸
بسیار ضعیف بود مگر میشود زن شوهر دار بدون اذن شوهر اینقدر از شوهرش جدا باشد
سیّدمحمّد زعفرانچی
۱۴۰۴/۰۸/۲۰
داستان روان و فضاهای بدیع و کمتر کارشده از ویژگی های این کتاب است.
مشاهده همه نظرات 25

راهنمای مطالعه کتاب نیلوفر آبی

برای دریافت کتاب نیلوفر آبی و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟