معرفی و دانلود کتاب لوتکا
برای دانلود قانونی کتاب لوتکا و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب لوتکا
نه دریا و نه ماهیگیران شمالی، هیچکدام غمِ مراد را درک نمیکنند؛ جوان نوزدهسالهای که دریا پدرش را از او گرفت و حالا مجبور است برای امرار معاش همانند پدرش، حبیب، ماهیگیری کند. این خلاصهی کتاب لوتکا است؛ یک رمان اجتماعی به قلم داود طاهرنژاد. داستان حول محور مراد میگردد؛ نمایندهی نسلی با صدای بلند که دیده نشدن را تاب نمیآورند و عشق آنها نیز با جسارت و بیپروایی همراه است.
دربارهی کتاب لوتکا
مراد، شخصیت اصلی رمان لوتکا، پسری روستایی است که به همراه مادر و مادربزرگش زندگی میکند. او پس از مرگ پدرش، نانآور خانه است. مادربزرگ نوهاش را با جان و دل دوست دارد و سپردن او به دریا برایش بسیار دشوار است؛ او پیش از این پسرش را، حبیبش را از دست داده است. اما مراد جوانی پرکار و دغدغهمند است. ماهیگیران دیگر با او سر سازش ندارند و مدام او را تحقیر میکنند؛ برخی او را با پدرش مقایسه میکنند و مدام پیش پایش سنگ میاندازند. در این میان فقط رضا و مرتضی حقیقتاً هوای او را دارند.
لوتکا؛ داستانی اجتماعی با رنگ و بوی دریای شمال
لوتکا یک داستان اجتماعی است که عاشقانهای نیز در درون آن زندگی میکند. عاشقانهای با رنگ و بوی دریای شمال، در روستایی نزدیک به بندر انزلی. داود طاهرنژاد با بهرهگیری از فضاسازی دقیق، داستانی را به رشتهی تحریر درآورده است که در آن هم طبیعت زنده است و هم شخصیتها. مادربزرگ مراد به سیگارش پُک میزند و با نازنین، دختری که دل مراد را برده، گفتگویی منطقی را آغاز میکند. سرنوشت مراد چه خواهد شد؟ داستان را بخوانید و با تخیل نویسندهی جوان همراه شوید.
کتاب لوتکا به قلم داود طاهرنژاد را انتشارات زرنوشت چاپ و منتشر کرده است.
کتاب لوتکا برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای اجتماعی علاقهمند هستید.
- ادبیات داستانی معاصر ایران را به صورت جدی دنبال میکنید.
- داستانهای اجتماعی که در آنها به احساسات انسانی و عشق پرداخته شده، برای شما جذاب است.
در بخشی از کتاب لوتکا میخوانیم
پیرزن یک بار دیگر به نوهاش نگاهی میاندازد... همیشه با نگاهکردن به او به یاد حبیب میافتد. به یاد پسری که خیلی زودتر از حد انتظار ترکش کرده بود و او را با این حسرت که چرا در آن روز نحس جلوی رفتنش را نگرفته تنها گذاشته بود. او لحظهای را به یاد میآورد که حبیب برای آخرین بار برایش دست تکان داد؛ لحظهای که چیزی شبیه به یک حس مادرانه او را مجاب کرده بود که از تنها فرزندش درخواست ماندن کند، اما با این حال به دلایل مختلف او هرگز چنین کاری را انجام نداده بود. شاید چون میترسید که مثل همیشه او این عواطف مادرانه را به تمسخر بگیرد.
مادربزرگ به نوهاش نگاهی میاندازد.حالت چهره،چشمها و حتی طرز صحبت کردن، همه و همه باعث میشود تا این حس به مادربزرگ القا شود که گویی واقعاً درحال صحبت کردن با پسرش است:
ای کاش میتونستم که اون رو راضی کنم که از خیر این کار بگذره... چهطور میتونم بهش بفهمونم که تا موقع برگشتنش دلم هزار و یک راه میره...
اما فایدهای نداره... اون هم مثل پدرش لجباز و یکدندهست.
مراد دوباره جملهاش را تکرار میکند:
مادربزرگ... من باید بر...
+ آره...آره... متوجه شدم... فقط قول بده مواظب خودت باشی...
فهرست مطالب کتاب
فصل اول: حبیب
فصل دوم: مرواریدهای قرمز
فصل سوم: نمک
فصل چهارم: یک رویای بیارزش
فصل پنجم: لیلا
فصل ششم: عهدشکن
فصل هفتم: لوتکا
فصل هشتم: پرواز
فصل نهم: مأموریت تازه
فصل دهم: معامله
فصل یازدهم: برادران
فصل دوازدهم: گناه من
فصل سیزدهم: آتش و خون
فصل چهاردهم: تصمیم
فصل پانزدهم: میهمانی
فصل شانزدهم: پروانه
فصل هفدهم: خورشید همیشه خواهد تابید
فصل هجدهم: چشمها
فصل نوزدهم: استرداد
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب لوتکا |
| نویسنده | داود طاهرنژاد |
| ناشر چاپی | انتشارات زرنوشت |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 562 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-438-174-3 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی |
















