کتاب همیشه مردها مقصرند نوشتهی عباس اژدرالدینی تلاش میکند با نگاهی دقیق و موشکافانه به روابط زن و مرد به شما در حفظ زندگی زناشوییتان یاری برساند. این کتاب زبان ساده و قابل فهمی دارد و مطمئن باشید با راهکارهایی که ارائه میدهد برای شما زندگی بهتری میسازد.
دربارهی کتاب همیشه مردها مقصرند:
در دنیای امروز در بیشتر جوامع متمدن، زوجها زندگی مشترک خود را با عشق و علاقه شروع میکنند اما سوال اینجاست که چرا پس از مدتی کوتاهی از یکدیگر فاصله میگیرند و حتی از هم بیزار میشود؟ چرا آرامش بسیاری از افراد در نبود همسرشان است و از زوج خود فراری هستند؟ آیا چنین زوجهایی هنوز هم شانسی برای خوشبختی دارند؟ علت پیش آمدن چنین موقعیتهایی چیست؟ آیا مشکل اصلی، مجاورت دو خلق و خوی ناهمگون است؟
همهی انسانها حق دارند در تک تک لحظات زندگیشان عشق، آرامش، خوشبختی و... را تجربه کنند، بنابراین باید به این موضوع توجه ویژهای داشت و از کنار آن به سادگی نگذشت. از آنجایی که دلیل اصلی ازدواج بسیاری از افراد یافتن آرامش و خوشبختی است، عباس اژدرالدینی تمام تلاش خود را میکند تا در کتاب «همیشه مردها مقصرند» راهنماییهای موثر و مفیدی را در اختیارتان قرار دهد تا بتوانید با استفاده از آنها کیفیت زندگی زناشویی خود را بهبود ببخشید.
کتاب همیشه مردها مقصرند مناسب چه کسانی است؟
مطالعهی کتاب حاضر به جوانانی که در آستانهی ازدواج هستند، افرادی که از زندگی خود کاملا راضی نیستند، خانوادههای در شرف طلاق و خانوادههای زنسالار توصیه میشود.
جملات برگزیده کتاب همیشه مردها مقصرند:
- هرگز دریای آرام از کسی ناخدای قهرمان نمیسازد.
- امتحان نهایی دین، دینداری نیست؛ محبت است.
- بیشتر مردها الگوی موفقی در زمان بلوغشان نداشتهاند.
- محبت مدام، سریعترین راه غلبه بر همه مشکلات و تجلی میراث معنوی شما [یعنی] فراوانی و توانگری است.
در بخشی از کتاب همیشه مردها مقصرند میخوانیم:
گاهی قبل از ازدواج، شرایط روحی، روانی و هورمونی ما باعث میشود احساساتمان برای مدتی شدید شده و آمادگی پذیرش زیادی پیدا کند و با دیدن یک نفر از جنس مخالف، دلمان به تصویر مثبت اولیهای که از او به ما رسیده، پیوند خورده و بدون دلیل کافی احساس میکنیم که گزینه مناسبی برای آشنایی یا ازدواج پیدا کردهایم. مثل عشق در نگاه اول یا چیزی شبیه آن.
کشش بالایی که در این حالت در قلب انسان ایجاد میشود، میتواند پایهگذار یک انتخاب غیرمنطقی باشد. باورتان نمیشود که عامل کشش اولیه چنین عشقهایی بعضا یک عامل مثبت کماهمیت مانند کفش زیبا، لباسی خوشرنگ، عینکی خوشاستایل، لحن یا یک تن صدای خاص، مدل مو، طرز راهرفتن، یک خنده، یک گریه و... . میتواند باشد. عشقی که پایه و اساسش چنین عواملی باشد، مشخص است که به چه انتخابهای کوری منجر خواهد شد. اگر جوانان از عشق در نگاه اول و تأثیر سطوح هورمونها در بعضی زمانها بر شدت احساسات انسان اطلاع داشته باشند، انتظار میرود که بتوانند عکسالعملهای منطقیتری در مواقع لازم از خود نشان دهند.
گذشته از عشق در نگاه اول، انسانهای زیادی دیدهام که به هیچ نوعی از «عشق» اعتماد ندارند. این جمله را صراحتا از زبان ایشان شنیدهام: «من به هورمون عقیده دارم نه به عشق» انگار همه آنها تحت تأثیر یک کتاب یا مکتب خاص باشند. اوایل با خودم میگفتم: «چه سرد و بیاحساس. زندگیای که با عشق شروع شود کجا، یک زندگی معمولی کجا؟ اصلا از کجا معلوم که بعد از ازدواج، عشق به وجود آید؟» اما بیشتر که فکر کردم و تجربهام هم افزایش یافت، دیدم متأسفانه، تا حد زیادی حق با آنهاست.
بله





















با اینکه قرار نبود این کتاب به صورت رایگان توزیع شود، اما با توجه به اینکه احساس میکردم این تجربیات برای خیلی از جوانان لازم است، از سود مادی آن گذشتم تا تعداد بیشتری از آن استفاده کنند و از همان اسفند۹۹ رایگان توزیع شد.
با تشکر از لطف همه شما.