کمی به ارزش احساساتتان فکر کنید! کتاب بهبودی پس از روابط سمی نوشتهی آوا لیندن به شما کمک میکند تا مسیر دشوار و زمانبر ترمیم احساسات خود را از تجربهی یک زخم عاطفی بهخوبی سپری کنید. روابط عاطفی حساسترین شکل روابط بین فردی است که تجربهی نوع ناسالم آن میتواند فشارهای زیادی را بر هر شخصیتی وارد کند. مسئله صرفاً تمام کردن رابطههای آسیبزا نیست و کتاب به شما نشان میدهد چگونه از پس تأثیرات روانی آن تجربهی ناخوشایند بربیایید.
دربارهی کتاب بهبودی پس از روابط سمی
آوا لیندن در این کتاب به خوانندهاش نشان میدهد که آسیبهای یک رابطهی سمی و یا به قول مرسوم روابط تاکسیک فقط به دعواها، مشاجرههای سخت و یا جدایی تلخ محدود نمیشود و مشکل چیزی فراتر از اینها میرود؛ جایی تنیده در باورها، احساسات و مسائل پیچیدهی هویتی. ممکن است هرکسی بعد از جدایی و تجربهی دشوارش از یک رابطهی ناسالم مدام خودش را مورد سرزنش قرار دهد یا به استقلال هویتی خودش شک کند. راه حل اینها چیست؟
بحث کتاب «بهبودی پس از روابط سمی» راجع به پایان یک رابطه یا چگونگی تمام کردن آن نیست، بلکه تلاش میکند تا دربارهی بازگشت وضعیت یک انسان از حالتی آسیبدیده به شکل سالم صحبت کند. آوا لیندن در این کتاب بهبودی را در یک نقطه نمیبیند، بلکه مسیری را در نظر گرفته که مخاطب در فرایند متوجه تغییر مثبت وضعیتش بشود. «من ارزش دوست داشته شدن ندارم» یا «شریک عاطفی من به اندازهی حداقلی به من توجه نمیکرد»؛ کدام روایت دقیقتر است؟
روایت درمانی؛ آغاز مسیر بهبود ترومای روحی
بهتر است قبل از اینکه جلوتر بروید و خودتان را قضاوت و تخریب کنید، مکث کنید. کتاب بهبودی پس از روابط سمی بعد از تعریف روابط سمی و پرداخت به وجه تمایز آن با رفتارهای چالش برانگیز به سراغ نقش روایات در مسیر بهبودی و درمان میرود. هر دوجملهای که به آن اشاره کردیم، روایتی از وضعیتی یکسان هستند، اما یکی تخریبکنندهی ارزش ذاتی و هویت یک فرد و دیگری روشنکنندهی جزئیات رابطه است. کتاب با تمرینهای عملی و نمونههای متفاوت میتواند شما را بادقت بیشتری نسبت به وضعیت و روایت رابطهتان مواجه کند.
پذیرش تنهایی است که به حل کردن آن و رشد فردی کمک میکند، نه نادیده گرفتنش! آوا لیندن در کتابش روابط هموابستگی را بهخوبی توضیح میدهد و نشان میدهد که گاهی احساس ارزشمندی یک انسان بیش از اندازه در گرو نظرات یا تأیید شخص دیگری است. به همین دلیل است که ممکن است کسی در عین داشتن آگاهی از ناسالم بودن رابطهاش به فکر ترک آن نباشد؛ وابستگی مالی یا عاطفی و یا ترس از تنها شدن نیز میتواند این موضوع را تشدید کند.
این نویسنده در ادامه به روایتهای جایگزین، بازگشت از روایات قدیمی و تصور آیندهای عاری از افکار سمی میپردازد. شما با خرید کتاب بهبودی پس از روابط سمی که به همت راحله هنری و توسط نشر فرتاک به چاپ رسیده، میتوانید به ترمیم عواطف و احساسات آسیبدیدهی خودتان بعد از تجربهی یک رابطهی ناسالم کمک کنید.
کتاب بهبودی پس از روابط سمی برای شما مناسب است اگر
- بهتازگی رابطهای سخت و آزاردهنده را به پایان رساندید.
- برای کمک به دوستان خودتان که درگیر کمبود اعتمادبهنفس و ترس از تنهایی بعد از رابطه هستند، به یک کتاب نیاز دارید.
- به کتبی با موضوعهای خودیاری و توسعهی فردی علاقه دارید.
در بخشی از کتاب بهبودی پس از روابط سمی: داستان خود را دوباره بنویسید، زندگی خود را بازیابید میخوانیم
در یک شب بارانی، النا تصمیم گرفت که لازانیای معروف مادربزرگش را درست کند، غذایی که هیچوقت نتوانسته بود زیر نگاههای منتقدانهی مارک آن را امتحان کند. آشپزی با ورقههای پاستا برای النا مانند یک عمل مقدس بود. دستانش با اعتمادبهنفس تازهای حرکت میکردند. النا آن را فراتر از یک غذا میدید و نمادی از استقامت خودش میدانست. آشپزی انگیزهی کافی برای کشف علایق دیگر در او ایجاد کرد. با دوستان قدیمی خود دوباره ارتباط برقرار کرد، به یک گروه کوهنوردی پیوست و دوباره شروع به نوشتن شعر و ایدههای خود کرد. زندگی تازه و مستقلی که شروع کرده بود، مانند تکههای پازلی بود که هر تکه از آن کنار هم قرار گرفته بودند و خودِ منحصربهفرد او را شکل میدادند.
النا با الهام از یک برنامهی آشپزی تصمیم گرفته بود که بیشتر خود را به چالش بکشد و در یک دورهی آشپزی که در دانشگاهی محلی برگزار میشد ثبتنام کند. هر کلاسی که شرکت میکرد، برای او مانند بازگشتی دوباره به خود واقعی و آشکارشدن استعدادهای پنهان او بود. معلم النا خلاقیتهایش را پرورش میداد و او را تشویق به قبول ریسک و کسب تجربیات بیشتر میکرد.
پس از مدتی، النا به رویدادی دعوت شد که قرار بود برای خیریه، غذا تهیه کند. ابتدا، النا برای شرکت در این رویداد تردید داشت؛ زیرا انتقادهای مارک هنوز هم در ذهن او تکرار میشد، اما در نهایت با حمایتهای هم کلاسیها و مربیانش در این رویداد شرکت کرد.
این رویداد در یک باغ رنگارنگ برگزار شد و النا غذاهای خود را با الهام از تجربیاتش تزیین کرد؛ غذاهایی رنگارنگ و با طعمهای مختلف بر روی میز چیده شده بود و حس خوبی را منتقل میکرد. بعد از صرف غذا، مهمانان از دستپخت النا تعریف و تمجید کردند و مهارتش در آشپزی را مورد تحسین قرار دادند. در این لحظه، النا به خود افتخار میکرد و به موفقیت بزرگ خودش میبالید، چراکه این فقط یک غذا نبود؛ بلکه نشانهای از شجاعت او بود و مدرکی که نشان میداد میتواند بر روی پای خود بایستد و علایقش را شکوفا سازد.
بله


















