کتاب بازی درمانی و مشاوره کودک نوشتۀ مریم دیباواجاری و مهران قائدی، ابتدا تعریفی جامع از بازی ارائه میدهد، سپس دربارۀ اهمیت و نقش آن در درمان اختلالات کودکان سخن میگوید و انواع مختلف بازی را برای این منظور با بیان جزئیات آموزش میدهد.
دربارۀ کتاب بازی درمانی و مشاوره کودک:
بازی مفهومی است که معناهای مختلفی را در بر دارد و شما را در مقابل این پرسش قرار میدهد که بازی واقعاً چیست؟ برای فهم مفهوم بازی میتوان آن را در مقابل مفاهیم غیر از آن قرار داد. در زبان عامه و روزمره بازی به عنوان امری غیرجدی تلقی میشود و حتی گفته میشود "بازی درنیاور" و مراد آن است که جدی باش. در اینجا بازی به عنوان امری غیرجدی و غیرضروری در نظر آورده میشود. همچنین وقتی کسی قصد میکند آنچه که "باید" نشان دهد، ظاهر نسازد و ممکن است به بازی دست بزند، اما امیدوار است که طرف مقابل درکی از آنچه که در پس بازی قرار دارد، به دست آورد. حتی در پس چنین بازیهایی نیز اهدافی نهفته است که شاید بااهمیت باشد.
شاید افراد به این دلیل به چنین بازیهایی میپردازند که بازی برای آنان مخاطره کمتری دارد و در عین حال بازیگر میتواند به نحوی خود را بیان و ابراز کند. در این معنا حتی بازیهای عامیانه که خیلی جدی تلقی نمیشوند، نیز از نکات قابل توجهی برخوردارند. پس وقتی افراد نمیتوانند به صورت واقعی و سرراست تمایلات و افکار خود را نمایان سازند، آنها را در بازی متبلور میسازند. در اینجا بازی جنبه روانشناختی پیدا میکند.
بازی ماهیتاً ارتباط نزدیکتری با کودکان دارد تا بزرگسالان. گرچه بازیهای بزرگسالان نیز مهم است، اما بزرگسالان تلاش زیادی کردهاند تا بازیهایشان را رسمی، جدی و واقعی نشان دهند. ولی کودک و بازی او عدم رسمیتی دارند که مورد پذیرش بزرگسالان است. از همین رو افراد غیربزرگسال آسانتر میتوانند با تلقی غیررسمی بودن بازی از سوی بزرگسالان، بازی را دنبال کنند. کودکان که چنین امری را به خوبی درک میکنند، ترجیح میدهند زمان بیشتری از اوقات خود را به بازی اختصاص دهند و خود را از فشارهای رسمی دور نگه دارند. کودک، لذت و معصومیت خود را در بازی متبلور میکند و در عین حال مشکلات خود را باز مینمایاند.
نظر به اهمیت بازی، بسیاری از مربیان و درمانگران بر آن شدند تا از بازی برای درمان و تربیت استفاده کنند. تصور میشود که اگر بازی را بتوان به گفتگو به عنوان خصلت انسان پیوند داد، آنگاه میتواند در خدمت فرآیند درمان و تربیت قرار گیرد. از آنجایی که بخشهایی از آن چه در بازی بروز داده میشود آگاهانه نیست، گفتگوی سقراطی میتواند به افراد آگاهی دهد و درک آنها را نسبت به آن چه در بازی رخ داده است عمیقتر کند.
کتاب پیش رو بازی، کودکی و درمان مشاورهای را با هم ترکیب کرده است. جنبه نوآوری کتاب بازی درمانی و مشاوره کودک (Play therapy and child counseling) در درجه اول مربوط به استفاده از روش سقراطی است که هم به درمانگر کمک میکند تا از طریق آن مشکلات را تشخیص داده و به درمان آنها کمک کند و هم به کودکان به عنوان مراجع در پرورش معنا و مفهومیابی کمک کننده است.
این کتاب دارای چهار بخش بوده که نویسنده در هشت فصل به مفاهیمی از قبیل بازی، اهمیت و اهداف آن، بازیدرمانی، تاریخچه، اهمیت و اهداف آن، برخی از نظریههای بازیدرمانی، هنردرمانی، شنبازی پرداخته است و در ادامه توضیحاتی از بیشفعالی - کمتوجهی و لالی گزینشی و شیوههای تشخیص و درمان آنها ارائه نمودهاند. در فصول نهم، دهم و یازدهم نویسنده بازیهایی را معرفی کرده که ایده بازی درمانگران مطرح بوده و استفاده از آنها بسیار سودمند تشخیص داده شده است. این بازیها صرفاً جنبه لذت و تفریح را نداشته، بلکه برای تشخیص، درمان و یا آغازی برای گفتگو مورد استفاده قرار میگیرند. به علاوه شیوه ارائه بازیها نیز متفاوت و نوآورانه است.
کتاب بازی درمانی و مشاوره کودک برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای بازیدرمانگران، مشاوران کودک و تدریس در دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد برای دروس بازیدرمانی، بازی و حرکت درمانی و مشاوره کودک کاربرد دارد، با این هدف که کمکی به تمامی اذهان خلاق در حرفه مشاوره نموده باشد.
در بخشی از کتاب بازی درمانی و مشاوره کودک میخوانیم:
دورا کالف ذکر میکند با خانمی که مشاوره داشتم ابتدا درمان را با گفتگو پیش میبردم. به ذهنم رسید که خوب است با شنبازی این کار را ادامه دهیم، ولی او راضی نبود و بیشتر تمایل داشت از طریق صحبت کردن درمان ادامه یابد ولی از نظر من مهم بود که از این روش هم استفاده کنیم تا شاید بهتر بتواند برخی مسائلاش را ابراز کند. دلیل مراجعه او این بود که با همسرش مشکل داشت. در شروع بازی با شن از او خواستم تا دو اسباببازی را انتخاب کند، یکی نماد همسرش و دیگری خودش.
عروسکی که نماد همسرش بود، عروسکی از داستان بتمن بود و چهرهای دو قسمتی داشت؛ طرفی خوب و طرفی دیگر بد. زمانی که این عروسک را انتخاب کرد با خشم و محکم در شن کوبید. احتمالاً این عروسک نمادی از این بود که همسرش دورو دارد، گاهی خوب و گاهی بد. عروسکی که نشانه نماد خودش بود را برداشت. عروسکی که ظاهرش شبیه دختری کوچولو بود. از او پرسیدم چرا این عروسک را انتخاب کردی؟ پاسخ داد، بعضی مواقع شبیه دختربچههای کوچولو هستم و هیچ گزینهای برای انتخاب صحیح ندارم. گاهی میتوانم به همسرم اعتماد کنم و زمانی دیگر نه. زمانی که به او اعتماد میکنم هیچگاه نتیجۀ خوبی نمیگیرم.
پس از آن تمرکزش را بر روی عروسک کوچک هدایت کردم. به من بگو این عروسک کوچک اکنون چه احساسی دارد؟ زن عروسک را برمی دارد و سرش را با فرو بردن در شن دفن میکند و ادامه میدهد. این عروسک زمینگیر شده و دقیقاً مثل من که در ازدواجم زمینگیر شدم. فقط ازدواجم نیست، بین دوستانم، کارم و... . فشاری که بر من وارد میشود، دفن شدم.
خانم کالف ادامه میدهد: با انتخاب این عروسکها در شنبازی این خانم به من کمک کرد تا بهتر احساساتش را بروز دهد و دقیقاً هر چه را میدانست با این روش به اطلاع من برساند و این یکی از فواید بازیدرمانی با شن است که راحتتر مشکلاتشان را به تصویر میکشند و صحبت میکنند. لذا وقتی در موقعیت شنبازی یا هر بازیدرمانی قرار گرفتی، همه دانستههای قبلیات را کنار بگذار تا مانع داوریات نگردد و هیچ گونه پیشداوری براساس دانستههای قبلی خود نکنی.
بله

















