کتاب نظریههای روان درمانی معاصر نوشتۀ ریموند کورسینی و دنی ودینگ، به بررسی نظریات و دیدگاههای مختلف دربارۀ روانشناسی و رواندرمانی معاصر میپردازد و گشتالتدرمانی را مورد بحث و تحلیل قرار میدهد.
دربارۀ کتاب نظریههای روان درمانی معاصر:
حفاظت از روح و روان به اندازهی مراقبت از جسم و سلامت بدن از اهمیت بالایی برخوردار است. این اهمیت به قدری است که در اکثر اوقات بیماریهای روحی و روانی، باعث مشکلات و دردهای جسمانی میشوند. اگر انسانها از میزان ارزش و اهمیت رواندرمانی آگاه شوند، میتوانند سلامت روح و روانشان را ضمانت کنند و بسیاری از زخمها و آلام گذشتۀ خود را درمان کنند و بیاموزند که چگونه میتوان با مشکلات و مسائل مختلف کنار آمد.
به این دلیل که هر رواندرمانگری، شیوۀ خاص و ویژۀ خود را دارد و یک نظریۀ روانشناسی را پی میگیرد، بهتر است با عقاید گوناگون رواندرمانی پرکاربرد امروزی آشنا شوید.
ریموند کورسینی (Raymond J. Corsini) و دنی ودینگ (Danny Wedding) در کتاب نظریههای رواندرمانی معاصر (Current psychotherapies) کاربرد نظریات مختلف در روانشناسی و رواندرمانی معاصر را شرح میدهند و نگاهی کلی به گشتالتدرمانی، نظریه میدانی، کلنگری، نظریه شخصیت و کاربردهای آن میاندازند و نمونههای مطالعاتی موردی را نیز مطرح میکنند.
کتاب نظریههای روان درمانی معاصر برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب به افرادی که به مطالعات روانشناسی علاقهمند هستند پیشنهاد میشود.
در بخشی از کتاب نظریههای روان درمانی معاصر میخوانیم:
گشتالتدرمانی بر روی فرآیند آگاهی تمرکز میکند. به عبارت دیگر، روی پیوستار جریان آگاهی یک فرد. مردم از فرآیند آگاهی الگوهایی دارند که این نمونهای برای کار درمان شده است. این تمرکز بیمار را قادر میسازد تا دربارهی آنچه فکر میکند، احساس میکند و در لحظهی فعلی تصمیم میگیرد و همچنین دربارهی چگونگی انجامش توضیح دهد.
جیل به خاطر ترس از واکنش همسرش در مقابل عصبانیتش، مانع بروز احساسات خود شده بود. وقتی که جیل فهمید که چقدر صدمه دیده و ناراحت است و نه اینکه فقط عصبانی باشد، توانست ناراحتی و صدمه و آسیبپذیریاش را اظهار کند. همسرش نیز برای این رفتار جیل بیشتر پذیرا بود تا برای عصبانیت جیل. در نهایت او فهمید که مسدود کردن و بروز ندادن ناراحتیش نتیجهی خجالتی بار آمدن بوسیلهی خانوادهاش است که برمیگردد به زمانی که وی در کودکی احساسات آسیبدیدهاش را بیان کرده بود.
تمرکز گشتالتدرمانگر روی آگاهی بیمار و فرآیندهای تماس همراه با احترام و محبت او و الزام به صحت واقعیت ذهنی بیمار، میباشد. درمانگر این فرآیند را با افشاکردن آگاهی و تجربهی خودش نشان میدهد. درمانگر در حال و در بهترین راه متقابل ممکن در یک رابطه درمانی قرار دارد و مسئولیت رفتار و احساساتش را میپذیرد. به این ترتیب درمانگر میتواند فعال باشد و پیشنهادهایی ارائه بدهد اما همچنین میتواند طبق نظریهی تناقض تغییرات، حالت نامتناقض بیمار را کاملاً بپذیرد.
بله
















