کتاب در جستوجوی توجه اثر آدام فیلیپس، ما را به دنیای ناشناخته و ناپیدای خواستهها و نیازهای پنهان ناهشیارمان میبرد. تابهحال شده از خود بپرسید که چرا بعضی موضوعات، توجه ما را به خود جلب میکنند؟ چرا دوست داریم دیگران ما را ببینند و به ما اهمیت بدهند؟ نویسنده با نگاهی روانکاوانه به سراغ این پرسشها میرود و نشان میدهد که مفهوم توجه، بسیار فراتر از توانایی تمرکز کردن است.
دربارهی کتاب در جستوجوی توجه
تمامی ما این تصور را داریم که بهخوبی از علایق و نیازهای مختلف خود آگاه هستیم و میدانیم که چرا یک موضوع یا یک شخص خاص، برایمان از جذابیت برخوردار است. آدام فیلیپس در کتاب در جستوجوی توجه این تصور را به چالش میکشد و نشان میدهد که همیشه از انگیزههای پشت علاقهمندیها و حتی اجتناب کردنهایمان، آگاه نیستیم. بخشی از این گرایشها، بیآنکه خود بدانیم، در سطح ناهشیار رقم میخورند و در نهایت، بر شخصیت و تصوری که از خود داریم اثر میگذارند.
فیلیپس در این کتاب روانشناسی به بررسی توجه طلبی و میل درونی آدمی به جلب توجه دیگران میپردازد. فرهنگهای بسیاری، تلاش برای جلب توجه را نکوهش میکنند و سبب میشوند که بسیاری از افراد این نیاز درونی خود را پشت هنر، مرتبهی اجتماعی و موفقیت پنهان کنند.
از نظر آدام فیلیپس این نیاز به دیده شدن و توجه گرفتن، بخشی جداییناپذیر از زندگی اجتماعی انسان است. ما از همان سالهای نخست زندگی برای بیان خواستههایمان به توجه دیگران نیاز داریم و حتی در بزرگسالی نیز همیشه به دنبال راهی برای جلب توجه دیگران هستیم.
توجهطلبی، نیازی فراتر از خودنمایی
آدام فیلیپس در کتاب در جستوجوی توجه، با استناد به اندیشههای فروید، بر این موضوع تاکید دارد که بسیاری از خواستههای درونی ما، هیچگاه به سطح آگاهی نمیرسند و در مرحلهی ناهشیار باقی میمانند. رویاها و حتی لغزشهای زبانی ممکن است اطلاعاتی را آشکار کنند و بیرون بریزند که در حالت معمول متوجهشان نیستیم. بدین شکل، آنچه در ظاهر، رخدادی اتفاقی یا بیاهمیت به نظر میرسد، میتواند دریچهای به سوی امیال و تعارضهای پنهان ذهن باشد.
نویسنده در ادامه با پرداختن به مقولهی شرم و احساس گناه تلاش دارد این رابطهی تنگاتنگ میان ناهشیار و تصویری که از خود در ذهن داریم را در سطحی پیچیدهتر، مورد کاوش قرار دهد. ما وقتی شرمگین میشویم، سنگینی نگاه همه را روی خود حس میکنیم و به ناگه، فاصلهای میان تصورمان از خود و تلقی دیگران، پدید میآید. در چنین وضعیتی، ذهن بیش از هر چیز درگیر قضاوت بقیه و ویژگیهای منفیای میشود که میخواهیم از چشم دیگران، پنهان بمانند.

کتاب در جستوجوی توجه توضیح میدهد که شرم به چه شکل میتواند دامنهی توجه ما را محدود کند و بر روابط انسانی و شیوهی ابراز خواستههایمان اثر بگذارد. در این بین، ترس و اضطراب نیز در کاهش کنجکاوی و میل آدمی به تجربههای تازه نقش دارند. این احساسات و محدودیتهایی که در پی آنها شکل میگیرند، بهتدریج بر نحوهی مواجههی ما با جهان، علایق و انتخابهایمان و در نهایت، بر کیفیت تجربهی زیستهمان تاثیر میگذارند.
در جستوجوی توجه؛ نگاهی متفاوت به مفهوم حواسپرتی
همهی ما کموبیش تصور مشابهی از حواسپرتی داریم؛ وقتی میخواهیم روی موضوعی تمرکز کنیم، ذهنمان مدام از این شاخه به آن شاخه میپرد و نمیتواند توجه خود را برای مدتی روی یک موضوع حفظ کند.
آدام فیلیپس این برداشت رایج را به چالش میکشد و نشان میدهد که دور شدن ذهن از موضوعی مشخص، همیشه به معنای از دست دادن توجه نیست، گاهی همین فاصله گرفتن، امکان دیدن جنبههایی را فراهم میکند که در حالت تمرکز کامل متوجهشان نمیشدیم. آن چیزی که حواسپرتی خطابش میکنیم، شاید راهی برای کشف تجربهها و دریافتیهای تازه باشد.
خرید کتاب در جستوجوی توجه فرصتی عالی برای شما فراهم میکند تا با بازنگری در عادتهای ذهنی خود به شناختی بهتر و عمیقتر از خواستههای پنهان و وجوه کمتر شناختهشدهتان، برسید. این اثر توسط امیر قاجارگر به فارسی ترجمه شده و نشر خوب آن را منتشر کرده است.
در نکوداشت کتاب در جستوجوی توجه
- آدام فیلیپس سبک نگارش بازیگوشانهای دارد. او از برجستهترین رمزگشاهای اسرار حیات عاطفی آدمی و باب دیلنِ حوزهی روانکاوی است. (Daily Telegraph)
کتاب در جستوجوی توجه برای شما مناسب است اگر
- به روانشناسی توجه و ارتباط آن با میل و ناخودآگاه علاقهمندید.
- دوست دارید پیرامون نیاز انسان به دیده شدن و جلب توجه دیگران بیشتر بدانید.
- به شناخت علل توجه طلبی و نقش آن در روابط انسانی علاقه دارید.
در بخشی از کتاب در جستوجوی توجه میخوانیم
البته که هیچکس نمیتواند پیشبینی کند توجهش، چه توجهی که به چیزها نشان میدهد و چه توجهی که از دیگران دریافت میکند، چه پیامدهایی خواهد داشت. آموزش، تبلیغات سیاسی و تجاری و میل جنسی همواره نشان دادهاند که توجه مردم قابلبهرهبرداری، هدایتپذیر و قابلدستکاری است اما نمیتوان کنترل کامل آن را به دست گرفت. هرگز نمیدانیم مردم چه برداشتی از دیدهها و شنیدههایشان خواهند داشت یا ذهنشان حین توجه به چیزها به کجاها کشیده خواهد شد. پس، معلوم شد که در این جستارها میخواهیم به عبارت عجیب و درعینحال روشنگر «توجه کردن» بپردازیم، البته نه بهسبک تحلیلهایی که هزینه و بازده را بر اساس دادههای موجود محاسبه میکنند، چون توجه بیشتر به سرمایهگذاریهای قمارگونه میماند و خطرهای خاص و نامعلوم خود را دارد؛ به بیان دیگر، توجه را پول فرض میکنیم و میخواهیم ببینیم بابت چیزهایی که توجهمان را جلب میکنند چه مقدار از این پول را خرج میکنیم. منظورم از توجه این است که چطور چیزهایی را که برایمان جالب است پیدا میکنیم و درگیرشان میشویم، چه چیز کنجکاویمان را تحریک و چه چیز شعلهاش را خاموش میکند و اینکه توجه و علاقۀ ما به چیزها چه تأثیری بر خودمان و دیگران دارد. در این جستارها، به این خواهیم پرداخت که چه عواملی توجهمان را برمیانگیزند و چه عواملی، مثل شرم، راهش را سد میکند. پس همزمان، بهتعبیر ژیل دلوز، به «ظرفیت تحت تأثیر واقع شدن» نیز خواهیم پرداخت.
برای فهم علایق خود باید با آنها همراه شویم و تقویتشان کنیم؛ در حالت ایدئال، محیط دوران کودکی باید امکان پیگیری علایقمان را فراهم آورد و بهجای آنکه صرفاً در پی تعیین و تحدید علایقمان باشد، بهقول جان استوارت میل، به «تجربهورزی در زیستن» تشویقمان کند (اخلاقیاتی که حاصل تجربه نباشد چیزی جز جزمگرایی و تعصب نخواهد بود). توجه و علاقه به تجربه و آزمایش کردن میمانند، حتی وقتی (یا شاید دقیقاً وقتی) از خطرهایی که به همراه دارند بیخبر باشیم؛ بهعبارتدیگر، تضمینی در بیخطر بودن کنجکاوی وجود ندارد.
بله




























