کتاب فرزندپروری: پرخاشگری و اضطراب و تکنیکهای فرزندپروری نوشتهی آرام اژدری، میکائیل پروین آقدره و باقر جعفری، والدین را با روشهای فرزندپروری کارآمد آشنا میکند. استفاده از این روشها در تربیت فرزندان از به وجود آمدن مشکلات رفتاری و تحصیلی آنان پیشگیری کرده و به آرامش والدین و فرزندان کمک میکند.
هر خانواده شیوههای مخصوصی را برای تربیت فرزندان خویش به کار میگیرد که متأثر از عوامل متفاوتی از جمله عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. ارتباط بین والدین و فرزندان از جمله موضوعات مهمی است که مدتهاست متخصصان تعلیم و تربیت و صاحبنظران در حال تحقیق و بحث پیرامون آن هستند. خانواده نخست پیوند و ارتباط بین کودک و محیط اطراف او را شکل میدهد. کودک در خانواده از لحاظ جسمی و ذهنی رشد مییابد، شیوههای سخن گفتن را میآموزد، هنجارهای اساسی رفتار را یاد میگیرد و در نهایت افکار، رفتار و روحیاتش شکل میگیرد و یا به عبارتی دیگر تبدیل به یک انسان اجتماعی میشود.
فرزندپروری به چه معناست؟
فرزندپروری شامل روشها و رفتارهایی است که والدین برای تربیت فرزندان به کار میبرند. شیوه تربیت والدین بر جنبههای مختلف رشد فرزندان تاثیرگذار است. در واقع اساس و بنیان فرزند پروری بیانکنندهی کوشش والدین برای کنترل و اجتماعی کردن فرزندان است. والدین در چگونگی تربیت و اجتماعی کردن فرزندان خود با یکدیگر تفاوت دارند اما نقش اولیه و اصلی را در پرورش کودک ایفا میکنند.
چرا باید کتاب فرزند پروری را بخوانیم؟
تحقیقات نشان از تاثیرگذاری سبکهای فرزند پروری والدین بر رفتارهای فرزندان و رفتارهای پرخطر آنان داشته است. خانواده تامینکننده نیازهای جسمی، روانی و اجتماعی فرد است. بررسی بحرانهای نوجوان نشان داده، رفتار خانواده و رابطه والدین با رشد رفتاری و روانی نوجوان تطابق دارد. در واقع والدینی که قاطع و اطمینانبخش هستند در عین حال که همیشه گوشی شنوا برای نیازها و دغدغههای کودکان خویش دارند، فرزندانی مستقل، مسئولیتپذیر و با اعتماد به نفس تربیت میکنند. در حالی که والدین خودخواه، غیر منطقی و بیش از اندازه مقتدر و همینطور والدین بیدغدغه و بیاعتنا، باعث میشوند که نوجوانان احساس طردشدگی و خشم داشته باشند که در نهایت به افسردگی آنها منجر میشود.
با توجه به مطالب ذکر شده میتوان گفت که سبکهای فرزندپروری بر روی پرخاشگری و اضطراب دانشآموزان اهمیت زیادی دارد و این مسأله باید مورد توجه والدین قرار گیرد تا فرزندانشان را به بهترین نحو تربیت کنند. بر همین اساس کتاب فرزندپروری به طور کامل و با جزییات فراوان به بررسی رابطهی بین سبکهای فرزندپروری و تمایل به پرخاشگری فرزندان و اضطراب در دانشآموزان میپردازد و به این سوال پاسخ میدهد که آیا بین این دو مورد، رابطه معناداری وجود دارد؟
کتاب فرزند پروری به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
این کتاب برای والدینی که درصدد پرورش فرزندان خود به شیوهای صحیح و علمی هستند، فوقالعاده اثرگذار و مفید است. همینطور این اثر به پدر و مادرهایی که در رابطه با فرزندانشان با مشکلات گوناگونی مواجه شدهاند نیز، بسیار کمککننده خواهد بود.
در بخشی از کتاب فرزند پروری میخوانیم:
والدین استبدادی میکوشند، رفتار و نگرشهای فرزندانشان را بر اساس مجموعهای از معیارها که بوسیله یک حالت سلطهمدار هدایت میشود، شکل داده و کنترل و ارزیابی کنند. این افراد شیوۀ محدودکنندهای را در پیش میگیرند و کودک را مجبور به پیروی از دستورات و احترام به کار و اعمال خود میکنند.
والدین استبدادی محدودیتها و کنترلهای ثابتی بر روی کودک با بیانات کلامی خیلی کم را اعمال میکنند. فرزندان آنها. کارایی اجتماعی خیلی کمی دارند و اغلب مضطرب بوده و دارای مهارتهای اجتماعی ضعیف و سست در شروع فعالیتها هستند. آنها خواستههای بالایی را برای شکلدهی رفتار فرزندانشان دارند که اغلب شدید بوده و با اعمال قدرت همراه است. این والدین تمایل دارند که بر فرزندانشان کنترل بیشتری داشته باشند تا اینکه بخواهند بر آموزش و تربیت آنها نظارت کنند. آنها فرزندانشان را به مستقل بودن تشویق نمیکنند. همانند والدین دارای اقتدار منطقی، در تاکید بر قوانین ثابت قدم هستند ولی نمیخواهند که در مورد قوانین با فرزندانشان بحث کنند و بر این عقیدهاند که فرزندان باید آنچه را که آنها میگویند بدون چون و چرا انجام دهند، به علاوه، آنها در «گرم بودن» و «پاسخگو بودن» در سطح پایینی قرار دارند. این والدین به نظرات فرزندانشان علاقهای ندارند و در عوض از آنها میخواهند تا به نظرات و قوانین آنها احترام بگذارند (شافر، 2000).
بله



















