کتاب اعترافات نوشتهی مارگارت النور اتوود، دنبالهی رمان جنجالی سرگذشت ندیمه است که در سال 2019 برنده جایزه من بوکر شد. این رمان پرفروش، ماجرای عمه لیدیا را روایت میکند که جایگاه بالایی در حکومت گیلیاد دارد و وظیفهاش رسیدگی به امور زنان است.
رمان اعترافات (The Testaments) را باید دنباله کتاب سرگذشت ندیمه (The Handmaid's Tale) دانست که توجه اهالی ادبیات را در کمترین زمان ممکن به خودش جلب کرد. این کتاب سه راوی دارد و بر همین اساس میتوان کتاب حاضر را به سه بخش تقسیم کرد. بخش اول در واقع نوعی فلشبک و مرور حوادث اتفاقات کتاب سرگذشت ندیمه است. در این بخش زنی به نام عمه لیدیا، ناظم و معلم اخلاق زنان، در مورد دست کشیدن از باورهای خود دربارهی آزادی، حقوق فردی و... حرف میزند و توضیح میدهد که چگونه زنان روی همهی این باورها و اعتقادات خط بطلان بکشند و به یکی از طرفداران سینهچاک حکومت گیلیاد تبدیل شوند.
مارگارت اتوود (Margaret Atwood) در دو بخش دیگر کتاب اعترافات، روایت داستان را به دو زنِ با نامهای اگنس و نیکول سپرده است؛ زنانی جوان که دورهی کودکی و نوجوانی خود را در حکومت گیلیاد گذراندهاند و حالا بعد از 15 سال از اتفاقات سرگذشت ندیمه، قرار است ما را به هزارتوی حکومتی ببرند که زن بودن در آن، شبیه کابوسی وحشتناک است. هر کدام از این سه راوی درصددند تا روایتی علیه حکومت گیلیاد ارائه بدهند و برخی از ویژگیهای این دولت خودکامه را به تصویر میکشند. رمان جذاب و خواندنی اعترافات، اثری قابل تأمل و برجسته است که به سادگی نمیتوان از کنار آن عبور کرد و باید خوانده شود.
افتخاران کتاب اعترافات:
- برنده جایزه من بوکر سال 2019
- برندهی جایزهی بهترین کتاب داستانی گودریدز سال 2019
- از پرفروشترینهای نیویورک تایمز
- منتخب سردبیران آمازون به عنوان بهترین کتاب سال 2019
نکوداشتهای کتاب اعترافات:
- این یک جاذبهی ترسناک است که طرفداران آتوود نمیتوانند در برابر آن مقاومت کنند... کتاب اعترافات قدرت حقیقت را در قالب چهرهی شیطان به ما یادآور میشود. (پیپِل)
- تمام قدرت های مارگارت آتوود به نمایش کشیده شده... همه باید کتاب اعترافات را بخوانند. (لس آنجلس تایمز)
- روایتی محکم که خواننده را در جریان خود غوطه ور ساخته و با وجود ساختگی بودن، خواننده را با خود میکشاند. (میچیکو کاکوتانی، نیویورک تایم)
- کتاب اعترافات یک اثر ادبی ارزشمند است که ماندگار خواهد شد. این اثر به لطف قابلیت آتوود برای غافلگیر ساختن خواننده و نویسندگی در دنیایی نوشته شده است که همه تصور میکنیم آن را به خوبی میشناسیم. (یو. اس. آ. تودِی)
- زنان گیلیاد فریبندهترین زنان هستند. (اِن. پی. آر.)
- هیچ رمان نویسی نتوانسته آنقدر خوب نگرانیهای عصر حاضر را بهتر از مارگارت آتوود به تصویر بکشد. (اینترتینمنت ویکلی)
- قدرتمند، افشاگر و درگیر کننده. (بوستون گلوب)
مارگارت النور اتوود را بیشتر بشناسیم:
مارگارت النور اتوود تا به امروز جایزههای ادبی متعددی دریافت کرده است نویسندهی پرافتخاری به شمار میآید. وی حدود چهل و پنج عنوان کتاب داستان، شعر و نقد ادبی دارد که بسیاری از آنها به بیشتر زبانهای زندهی دنیا ترجمه شدهاند. در میان آثار مارگارت میتوان به مواردی مانند چشم گربه، سرگذشت ندیمه، سال سیل و... اشاره کرد. اتوود در حال حاضر به همراه گریم گیبسون (نویسنده) در تورنتو زندگی میکند.
در بخشی از کتاب اعترافات میخوانیم:
دیشب که برای خواب آماده میشدم، موهایم را باز کردم، هرآنچه که از آن باقی مانده بود. در یکی از سخنرانیهای انگیزشی که سالها پیش برای آنتها انجام شد، علیه مسئله خودبینی آنها را نصیحت کردم که علی رغم سختگیریهای ما به درون وجود آدم رخنه میکند. بعد با کمی شوخ طبعی گفتم: «زندگی که همهش زیبایی مو نیست.» که هرچند حقیقت دارد، اما مو هم در زندگی مهم است. مثل شعلهی شمع بدن میماند که اگر کم شود، بدن رنجور میشود و آب میرود. یک زمانی به اندازهی کافی برای گوجهای کردن موهایم در بالای سر به اندازه کافی مو داشتم، در همان روزهایی که گوجهای کردن موها و بستن یک ربان دور آن مُد شده بود. اما حالا موهایم به اندازهی حجم غذایی است که اینجا در آردوا هال میخوریم: کم پشت و کوتاه. شعلهی عمر من کندتر از آنچه که اطرافیانم ممکن است دوست داشته باشند، اما سریعتر از آنچه واقعاً میبینند رو به خاموشی است.
به انعکاس خودم نگاه کردم. مخترع آینه در حق کمتر کسی از ما لطف کرده: حتما قبل از این که بدانیم ظاهرمان چه شکلی است خوشحالتر بودیم. به خودم گفتم میتوانست از این بدتر هم باشد: چهرهام هیچ نشانی از ضعف ندارد و بافت محکم، خال سیاه روی چانه، خط و خطوط آشنای حکاکی شدهاش را حفظ کرده است. هیچ وقت یک زیبای بینقص نبودم ولی زمانی ظاهر خوبی داشتم، اما حالا دیگر نمیتوان این را گفت. کلمهی با ابهت، بهترین چیزی است که میتوان به آن نسبت داد.
با خودم فکر کردم چه بلایی قرار است سرم بیاید؟ قرار است به نرمی نشانههای پیری و تبدیل شدن به چند تکه استخوان را نادیده بگیرم؟ یعنی قرار است به تندیس تکریم خودم تبدیل شوم؟ یا قرار است این حکومت و من هردو سرنگون شویم و نسخهی سنگی من قرار است به پایین کشیده شود و مثل تزئینات میان چمنها یا یک تکهی هنری مخوف فروخته شود.
بله




























