کتاب مدیریت آموزشی در مدارس امروز: نظریه ها و مهارتها به قلم علی حسن زاده فروغی، راهنمایی علمی و عملی در اختیار مدیران آموزشی قرار میدهد تا بتوانند به کمک آن در نگرش مدیریتی جدید، تغییر و تحول ایجاد کنند.
برخلاف سیستمهای مدرسهای پیشرفته امروزی مدیریت دبیرستان در گذشته یک شغل حرفهای نبود. در جوامع صنعتی وظایف مدیر آن زمان بسیار متنوع بود. او علاوه بر تدریس و مدیریت مدرسه خود، اغلب به عنوان منشی، خواننده کلیسا، پرستار بیمار، خبرچین دادگستری و برای وظایفی از این قبیل خدمت می کرد.
سیستم مدرسه خیلی به سرعت پیشرفت کرد، مردمی که این شغل را داشتند و آنهایی که خود را وقف مطالعه مدیریت مدرسه کرده بودند، اساساً به جنبه عملی آن تکیه میکردند، به طوری که مطالعه تحول تدریجی مدیریت مدرسه فراموش شده بود. مسائلی که ذکرش گذشت بر مدیریت مدارس امروز اثر گذاشته و کار مدیریت مدارس را بسیار مشکلتر کرده است.
معلمان باتجربه را که روشهای مدیریت مسائل انضباطی شاگردان و آرام کردن والدین را طی سالها به دست آوردهاند، دیگر نمیتوان برای انجام وظایف مدیریتی امروز کافی به حساب آورد. مدیریت مدارس امروز قابلیتها و توانمندیها، زمینه علمی و تجربی و فهم بیشتری را میطلبد.
مقدار اطلاعات موجود مربوط به وظایف مدیران به اندازهای زیاد است که برای به دست آوردن دانش لازم برای پاسخگویی به ضرورتهای شغل مدیریت سالها مطالعه و تحقیق نیاز است. تفسیر شخصی از این بدنه اطلاعات به تنهایی کار بسیار بزرگی برای مدیر شاغل است. نویسندگانی که این اطلاعات را در طی سالها ارائه کردهاند، جمعآوری، انتخاب و تفسیر تمام این اطلاعات را چالشی بس بزرگ میدانند. نتایج 3500 مطالعه، تحقیق و کار بر روی عناوین مدیریتی، اساسی برای حمایت از تعمیمهای ارائه شده را تشکیل میدهند.
کتاب مدیریت آموزشی در مدارس امروز (Educational Administration for Today's Schools) نتیجه سالها تجربه افرادی است که در مشاغل معلمی (از دبستان تا دانشگاه)، مدیریتهای صفی و ستادی سازمانهای آموزشی و تدریس موضوعهای مدیریتی در سطح عالی خدمت کرده و تأثیر گذاشتهاند.
البته این غیر ممکن است که در این کتاب محدود آنچه را که در این زمینه وجود دارد و ضرورت این موضوع میباشد آورده شود. اما سعی شده است زمینههایی برای فهم دیدگاهها و درگیری با آنچه که میتواند موجب آمادگی حرفهای شود برای مدیران و دانشجویان و همه خوانندگانی که در این شغل هستند یا میخواهند در آینده به این شغل درآیند فراهم آید.
در بخشی از کتاب مدیریت آموزشی در مدارس امروز میخوانیم:
به نظر میرسد توافق عمومی وجود دارد که نگرش سیستمی جوابی همیشگی به نیازهای تئوری مدیریتی که به وسیله دانشمندان دورههای قبل ابراز شده ارائه کرده باشد. نگرش سیستمی به نظر میرسد که یک طرح مفهومی منظم برای فهم سازمانها فراهم کرده باشد.
تمرکز بر روی کلها، جزءها، و روابط بین جزءها موقعیتی برای ارتباط منطقی بین اندیشههای فراوان با طبیعتی غیر جهانی فراهم مینماید. برای مثال " تئوریهای" طراحی، ارزشیابی، تصمیمگیری، موافقت سازمانی و مدیریت بحران ممکن است در درون چهارچوب سیستمها بطور منطقی ارتباط داشته باشند.
همچنین، چون مفهوم سیستم یک سری پیشنهادهای مشابهی فراهم میکند و وسیلهای برای مراوه و گفتگو بین چندین رشته علمی، فرصتهای بیشتری برای تلاش هماهنگ در میان محققان به وجود میآیند.
تئوری سیستمها همچنین چارچوبی برای تحقیق در رابطه با سازمانها و مدیریت آنها ایجاد میکند. چندین نظریه اصولی موافق با جنبش سیستمها از لحاظ تولید فرضیههایی برای تحقیقات، بسیار مولد بودهاند. چون جنبش سیستمها روشهای ریاضی و کمّی را تأکید مینماید روش تحقیق پیشرفت کرده است.
به عنوان یک روش اندیشیدن، جنبش سیستمها برای مدیران شاغل ارزش زیادی دارد. یک مدیر آشنا با این نگرش هدفمند خواهد بود؛ زمینه مسائلی را که مواجه میشود میآزماید (برای مثال کلیّت موقعیت را مورد توجه قرار میدهد)؛ از روابط درونی پویا بین گروهها، حوادث، و ایدهها آگاه خواهد بود؛ در جستجوی بازخورد است؛ انتخابهای متعدد را آزمون میکند و از برخورد گسترده ممکن آگاه خواهد بود.
بله


















