کتاب المتوحد راعی الریاح (شبان تنهای بادها) مجموعه اشعار عمادالدین ابراهیم شاعر خوش ذوق سوری، همراه با ترجمهی فارسی است.
در بخشی از کتاب المتوحد راعی الریاح (شبان تنهای بادها) میخوانیم:
انتظار
ما زلت أفتِّشُ عن وجهٍ
یتسلَّق أفکاری
و یعرِّش فوق بساتین الأحلام.
أفتِّش عن وجهٍ أسطوریٍّ
تثمر فیه بذور الحب
و تنبثق على ضفائره الزنایق
أفتِّش عن عینین تعصف فی لیالیهما
أعاصیر الشمال المثلجۀ
و تنام فیهما غابات الآس الداکنۀ الخضرۀ.
أفتش عن صدرٍ آوی الیه
و أغرس فیه کلَّ ما لدیَّ من الأمنیات
انتظار
هنوز هم چهرهای را میجویم
که از اندیشههایم صعود کند
و بالاتر از باغهای رؤیاها ساقه دواند.
به دنبال چهرهای افسانهای هستم
که دانههای عشق در آن به بار بنشینند
و زنبقها بر گیسهایش پدیدار شوند
در جست و جوی چشمانی هستم
که طوفانهای سرد شمال
در شبهاشان وزیدن گرفتهاند
و جنگل درختان مورد سبز تیره در آنها به خواب میرود.
سینهای را میجویم که به آن پناه برم
و تمام آرزوهایی را در آن بکارم
بله

















