کتاب مسخره درباری یا رمان تریبوله و قصر فنتنبلو به قلم میشل زواگو، لوئیس تارسوت و موریس شارلوت، واقعیتهای تاریخی، زندگی مردم، تشکیلات دولتی، آداب و عادات دربار و غیره را در این دو داستان به تصویر کشیده است.
تقریباً تمام قهرمانان اصلی رمان مسخره درباری (La Cour des Miracles) یا تریبوله (Triboulet) واقعیت تاریخی دارند و صحنههای مهم داستان واجد اصالت تاریخی میباشد. علاوه بر این کوشش شده است وضع زندگی مردم، تشکیلات دولتی، آداب و عادات دربار و غیره آنطور که در این دوره برقرار بوده است بیان شود. به این ترتیب شما با مطالعه منظم این کتاب نه تنها با یک داستان شیرین و خواندنی که آکنده از ماجراهای عشقی و قهرمانی و توطئههای عجیب و مرموز است سرگرم و مشغول شدهاید بلکه با وقایع یکی از پرهیجانترین و حساسترین دورههای تاریخی فرانسه یعنی زمان فرانسوای اول نیز آشنا گردیدهاید.
در کتاب مسخرۀ درباری سرنوشت رقتانگیز فرانسوای اول؛ پادشاه فرانسه را مطالعه خواهید نمود که در اثر عشق سوزان به زنان به ورطۀ نابودی کشانده میشود و منشاء یک سلسه حوادث عجیب میگردد. تمام این حوادث تاریخی با پیوند تخیلات و داستانسرایی به یکدیگر مربوط گردیده و داستان جذاب و خواندنی «مسخرۀ درباری یا تریبوله» را تشکیل داده است.
دلیل اینکه کتاب قصر فنتنبلو (Château de Fontainebleau) و رمان مسخره درباری (تریبوله) کنار هم قرار گرفته شدهاند، آن است که هم نیمی از محتوای کتاب قصر فنتنبلو، درباره حوادث سالهای سلطنت فرانسوای اول در این مکان است و هم مبنای کار زواکو برای نگارش رمان مسخره درباری بوده است. بنابراین با مطالعه این دو کتاب، حقایق تاریخی و فضای داستانی را بهتر و بیشتر درک خواهید کرد.
نگارش داستانهای تاریخی فلسفههای خاص خود را دارد. نگارنده باید در نظر داشته باشد که ضمن یک سلسله حوادث سرگرم کننده، حوادثی را معرفی کند که با روح و احساسات انسان سر و کار دارد، اتفاقات تاریخی کشور خود یا سرزمینهای دیگر را بیاموزد و شما را از سرگذشت حقیقی و خصوصیات اخلاقی شخصیتهای تاریخی آگاه کند. علاوه بر اینها باید از آداب، رسوم، طرز حکومت، تحولات سیاسی کشورها در داستانش سخن بگوید. به عبارت دیگر علت نشر اینگونه داستانها این است که مردم به آسانترین شکل وقایع تاریخی را فراگیرند و با حوادث تاریخی آشنا شوند.
آثار میشل زواگو (Michel Zevaco) نویسنده و روزنامهنگار اهل فرانسه، اغلب تاریخی و پر ماجراست تا جایی که در قرن حاضر نیز بسیاری از خواندن آنها لذت میبرند. پاورقیهای زواکو در روزنامههای مختلف اعتبار او را افزایش دادند و ژان پل سارتر که هنوز نوجوانی پیش نبود از داستانهای جذاب او به نام شوالیه پاردایان لذت میبرد.
در بخشی از کتاب مسخره درباری یا رمان تریبوله و قصر فنتنبلو میخوانیم:
بالاخره لب گشوده گفت: در مورد شما به جای آن سئوالات شرح بعضی از تفصیلات را ذکر نموده میگویم از پلههای مرمر چون بالا روند طرف دست راست وارد اطاق میشوند که چهار دیوار آن را کاغذ آبی رنگ چسباندهاند. گلهای زنبق بنفش و نیلوفرهای لعلی رنگ در آن کاغذ نقش شده. در سقف آن اطاق دورنمای آبشار و جنگلی که درختان آن سر بهم داده، ربالنوع عشق با تبر و کمان از میان درختان بیرون آمده است رسم گشته، نیمکت و صندلیهای آبنوس رنگی که حاشیههای طلایی دارند در آن اطاق گذارده شده است.
در روی بخاری دو مجسمه کوچک مرمر سفید است که یکی مجسمه مرد سواره و دیگری زنی است که با گیسوان پریشان به روی تخته سنگی نشسته قالی چهارگوش زمینه حنایی بزرگی در صحن آن اطاق گسترده شده است. آن قالی چهار حاشیه دارد که گلهای سرخ و سفید پر شاخ و برگ آن حواشی را پر کرده، در وسط آن قالی میزی که روزنامههای مصور در روی آن گذاردهاند دیده میشود.
منکلار مانند اشخاص برق زده و مصروع با حدقههای بسیار گشاده سر جلو آورده با کمال دقت گوش داده، تمام سراپای وجودش یک یک کلمات لانتنه را بلعیده و به خود جذب نموده میگفت: دیگر چه، دیگر چه، بگو، بگو.
لانتنه میگفت: دو پنجره در آن اطاق هست که به طرف باغ نگاه کرده، آن دو پنجره را باز نمودهاند آفتاب به درون اطاق تابیده، عطر گلهای بهاری که از باغ متصاعد میشود فضای اطاق را معطر کرده. یک صندلی بزرگ دستهداری نزدیک آن پنجره نهادهاند. پرده ابریشمی گلی رنگ از باف از کناره پنجره در پشت آن صندلی آویخته شد.
بله

















