کتاب مجموعه مقالات دومین هماندیشی معنیشناسی نوشته آزیتا افراشی، شامل مقالاتی است که در بخش آموزشی هماندیشی به شکل سخنرانی ارائه شدهاند که به معرفی و بررسی مهمترین نظریههایی در نظر گرفته شده در حکم بارزترین تلاشهای معنیشناسان برای مطالعۀ «معنی» در زبان انجام شده است.
لازم به ذکر است که دومین هماندیشی معنیشناسی و به تبع آن، مجموعهی حاضر، بخشی از برنامهای است که با نخستین هماندیشی معنیشناسی زیر نظر استاد، دکتر کورش صفوی و به پیشنهاد ایشان آغاز شد.
دومین همایش ملی معنیشناسی انجمن زبانشناسی ایران با همکاری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در پنجم خرداد 1390 در محل آن پژوهشگاه برگزار شد. هدف از برگزاری این هماندیشی تخصصی، بررسی مسائل بنیادی، طرح مسائل جدید و معرفی برخی جهتگیریهای متأخر در معنیشناسی بود. مجموعهی سخنرانیهای ارائه شده در این هماندیشی در جلساتی سامان یافته بود که پیرامون محورهای مقولهسازی و روابط واژگانی، کاربرد پیکرههای زبانی در تحلیلهای معنیشناختی، نشانه معناشناسی و معنیشناسی شناختی شکل گرفته بودند.
مجموعهی سخنرانیهای ارائه شده در دومین هماندیشی معنیشناسی در جلساتی سامان یافته بود که پیرامون محورهای مقولهسازی و روابط واژگانی، کاربرد پیکرههای زبانی در تحلیلهای معنیشناختی، نشانه - معناشناسی و معنیشناسی شناختی شکل گرفتهاند. از جمله ویژگیهای درخور توجه در این مجموعه مقالات این است که نگارندگان تلاش کردهاند در بررسی هر موضوع، در عین استناد به آثار کلاسیک، یافتههای جدید را نیز مطرح کنند. دیگر آنکه، مقالات این مجموعه غالباً از این توانمندی برخوردارند که خواننده را در بافت مباحث روزآمد در حوزۀ معنیشناسی در عرصهی بینالمللی قرار دهند.
در بخشی از کتاب مجموعه مقالات دومین هماندیشی معنیشناسی میخوانید:
اصطلاح «حشو» در زبان فارسی، همچون معادل انگلیسیاش، واژهای غیر فنی است که در علم ارتباطات و زبانشناسی کاربرد یافته است و از دو مفهوم مرتبط به یکدیگر برخوردار است؛ یکی آنچه در متن «قابل پیشبینی» است، و دوم آنچه در متن «تکراری» است.
این واژه در قالب یک اصطلاح فنی، در نظریۀ اطلاعات به علم ارتباطات راه یافت. بر مبنای این نظریه که از سوی شنون و ویور (Shannon and Weaver, 1949) معرفی شد، چگونگی انتقال اطلاعات امکان توصیف یافت و اطلاعات موجود در هر پیام، بر مبنای اصول ریاضی و امکانات موجود در یک مجموعه، اندازهگیری شد.
شنون و ویور، متن را زنجیرهای یک بعدی در نظر میگیرند که در گفتار، بر بعد زمان، و در نوشتار بر بعد مکان جاری است، و اگر در متنی بتوان وقوع واحدی را از طریق حضور واحدهای دیگر حدس زد، اطلاعات آن واحد به صفر تقلیل مییابد و «حشو» تلقی میشود.
بله





















