کتاب معناشناسی پیش نمونهای درزمانی نوشتهی دیرک گیررتس، زبانشناس برجستهی بلژیکی، از معدود آثار ترجمهشده به فارسی با موضوع معناشناسی درزمانی است و به بررسی تمایز معنای مرکزی واژه با معانی پیرامونی آن میپردازد. در این اثر، به نتایج جدیدترین پژوهشها در مورد تحولات معنایی واژهها استناد شده و نظریهی پیشنمونهای درزمانی نیز معرفی شده است. مطالعهی این اثر به دانشجویان و متخصصان رشته زبانشناسی توصیه میشود.
دربارهی کتاب معناشناسی پیش نمونهای درزمانی
در اواسط دههی 1970، تحقیقاتی در زمینهی معناشناسی صورت گرفت و چنین پیشبینی شد که آیندهی مطالعات معناشناسی درزمانی باید از تحلیل مولفهای و کاربرد انگارهی توصیفی آن آغاز شود. اما در عمل، معناشناسی تاریخی از همپوشی با دو حوزهی دیگر به حیات خود ادامه داد؛ یکی جستجوی مجدد برای قاعدهمندی در تحول معنایی و دیگری، انگارهی پیشنمونهای از ساختار معنایی.
دیرک گیررتس (Dirk Geeraerts)، نویسندهی کتاب معناشناسی پیش نمونهای درزمانی: بحثی در واژگان شناسی تاریخی (Diachronic Prototype Semantics: A Contribution to Historical Lexicology)، انگارهی پیشنمونهای از ساختار معنایی را موضوع اثر حاضر قرار داده و بر راههای مختلفی که میتوان از مفهوم پیشنمونه، به صورت توصیفی و نظری، در معناشناسی تاریخی بهره برد، مروری کلی داشته است.

تحول معنای واژهها از دیدگاه معناشناسی درزمانی
در زبانشناسی تاریخی سنتی، معنی واژهها ویژگی ثابت آنها دانسته میشدند و تنوع و تحول معنایی در این حوزه بررسی نمیشد. در مقابل، دیرک گیررتس در کتاب معناشناسی پیش نمونهای درزمانی استدلال میکند که معنی کلمات ابتدا حول پیشنمونهها شکل میگیرد و سپس به معانی پیرامونی و ثانویه گسترش مییابد. در نهایت، رواج معانی ثانویه میتواند معنی پیشنمونه را نیز تغییر دهد.
در کتاب معناشناسی پیش نمونهای درزمانی، پس از مقدمهای دربارهی لزوم صورت گرفتن این پژوهش، در فصل اول توضیحاتی دربارهی معناشناسی شناختی ارائه شده و نظریهی پیشنمونه معرفی شده است. نویسنده در این فصل به ورود برخی مفاهیم زبان شناسی نظری به حوزهی تغییرات معنایی اشاره کرده و مشخصههای پیشنمونهها را برشمرده است.
تغییرات معناشناختی و مشخصههای پیشنمونهای از مهمترین مباحثی هستند که در این کتاب بررسی میشوند. نویسنده با بهرهگیری از نمودارها، تحول دامنهی مفهومی مقولههای مختلف را در گذر زمان نشان میدهد و سپس قابلیت الگوی پیشنمونهای را در طبقهبندی تغییرات واژگانی تحلیل کرده و آن را با رویکردهای سنتی مطالعهی معنا مقایسه میکند.
پیوند زبانشناسی تاریخی و زبانشناسی شناختی
از دیگر مباحث مطرحشده در کتاب معناشناسی پیش نمونهای درزمانی دیرک گیررتس، بررسی چندمعناشدگی واژگان و جایگاه آن در نظریهی پیشنمونه است. نویسنده با تحلیل نمونههایی از واژههای همنام و چندمعنا، چالشهای طبقهبندی تغییرات معنایی را نشان میدهد و به مفهوم چندمعناییهراسی میپردازد.
این اثر از دیرک گیررتس پیش از هر چیز به این دلیل تاثیرگذار محسوب میشود که پلی میان زبانشناسی شناختی و زبانشناسی تاریخی ایجاد کرد و نشان داد که تحول معنای کلمات تصادفی نیست، بلکه نحوهی سازماندهی ذهنی گویندگان در مفاهیم آن را شکل میدهد.
با خرید کتاب معناشناسی پیش نمونهای درزمانی دیرک گیررتس، با یکی از مهمترین رویکردهای نوین در زبانشناسی آشنا میشوید و میآموزید چگونه معانی واژهها در طول زمان شکل میگیرند، گسترش مییابند و دگرگون میشوند. این اثر را بلقیس روشن و بیستون عباسی ترجمه کردهاند و نشر نویسهی پارسی به چاپ رسانده است.
کتاب معناشناسی پیش نمونهای درزمانی برای شما مناسب است اگر
- به عنوان زبانشناس، قصد دارید با کتابهای دیرک گیررتس و ماهیت معناشناسی درزمانی آشنا شوید.
- دانشجوی رشته زبانشناسی هستید و به دنبال منبعی برای یادگیری اصل واژگانشناسی تاریخی میگردید.
- به مطالعهی کتابهای زبانشناسی علاقهمندید و میخواهید با مفهوم پیشنمونه در معناشناسی درزمانی آشنا شوید.
در بخشی از کتاب معناشناسی پیش نمونهای درزمانی: بحثی در واژگان شناسی تاریخی میخوانیم
از دیدگاه نظری چنان به نظر میرسد که ادغام همنامها نقض محض اصل همارزی است، همان اصلی که باعث تغییر درمانگرانه میشود. از آن جا که ادغام مفهومی متضمن یک فرایند چندمعناشدگی است، تناظر یک به یک مورد انتظار میان صورت و معنا همچنان برآورده نمیشود.
با وجود این، چنانکه پیشتر نیز گفته شد، اگر بپذیریم که نخست، مقولات مفهومی خوشههایی از معانی منفرد هستند که به صورت پیشنمونهای سازمان یافتهاند، و دوم، لزوم اصل همارزی در مورد مقولات مفهومی مطرح است که به صورت پیشنمونهای سازمان یافتهاند نه در مورد خوانشهای مجزایی که تشکیلدهندۀ مقولات هستند، میتوان از این نتیجهگیری اجتناب کرد. به عبارت دیگر، اصل همارزی را میتوان در قبال دریافت پیشنمونهای از ساختار مفهومی، از نو تعبیر کرد. در نتیجه، از منظر همارزی، چندمعنایی در درون یک مقولۀ پیشنمونهای بیضرر تلقی میشود، اما چندمعنایی حاکم میان مقولات مجزایی که به صورت پیشنمونهای سازمان یافتهاند یک پیکربندی خلاف اصل همارزی است.
بله

















