کتاب رهبری و مدیر یک دقیقهای با زبانی ساده، هوشمندانه و کاربردی نشان میدهد همه آنانی که برای دستیابی به شایستگی رهبری اشتیاق دارند میتوانند به آن دست یابند.
مطالب کتاب رهبری و مدیر یک دقیقهای (Leadership And The One Minute Manager) در قالب یک داستان ارائه شده است: داستان کارآفرینی که از کار زیاد خسته شده و از مدیر یک دقیقهای میآموزد که چگونه با تبدیل شدن به یک مدیر یک دقیقهای، میتوان بیشترین بازدهی را در کار زیردستان ایجاد کرد.
مدل رهبری موقعیتی در ماه می سال 1969 توسط پل هرسی و کن بلانچارد (Kenneth H Blanchard) ارائه شد. هدف از طراحی این مدل، شناسایی مراحل پیشرفت کارکنان در انجام تکالیف محوله و به کارگیری شیوه درست رهبری در این مراحل مختلف بود. سال ها بعد کن بلانچارد موسسهای مستقل را بنا نهاد و مدل به روز رسانی شده رهبری موقعیتی که رهبری موقعیتی دو نام داشت را در سال 1985 طراحی کرد. در این نسخه، پیشنهادات صاحب نظران و نیز مدیرانی که از رهبری موقعیتی استفاده کرده بودند و نیز پژوهش های انجام شده در این خصوص مورد توجه قرار گرفت و اصلاحاتی در مدل اصلی به وجود آمد.
رهبری موقعیتی دو، مفهومی کاربردی است، به راحتی قابل فهم بوده و طی سی سال گذشته توسط رهبران و مدیران در هزار شرکت برتر دنیا و نیز رهبران بسیاری از سازمانهای نوپای جهان که با سرعت زیادی در حال رشد هستند مورد استفاده قرار گرفته است.
رهبری و مدیر یک دقیقهای، راهبردی بسیار عالی برای شکوفاسازی توانمندیهای نیروی کار فراهم کند. به مدیران توصیه میشود حتماً این کتاب را مطالعه کنند.
در بخشی از رهبری و مدیر یک دقیقهای میخوانیم:
کارآفرین کمی قهوه نوشید، سری به نشانه تأیید تکان داد و گفت: «داستانی که در مورد پسرتان تعریف کردید خیلی کامل بود. از یک طرف نشان میداد که پیشرفت ممکن است وابسته به یک هدف و یا یک تکلیف مشخص باشد و از سوی دیگر نشان میداد که یک سبک رهبری که در دوره زمانی خاص برای یک شخص مناسب است، شاید در دوره زمانی دیگر برای همان شخص به هیچ وجه مناسب نباشد»
بله
































1. در ترجمه کتاب مشکلاتی دیده میشود که کیفیت کار را مقداری پایین آورده است اما در درک اساس مفاهیم مشکلی بوجود نمیآورد.
2. سبک روایی کتاب در برخی فصلها بسیار به فهم مطالب کمک کرده است اما در برخی قسمتها شبیه به کتابهای کودکانه شده است به طوری که طرفهای گفتگو مدام در حال تأیید کردن حرف طرف مقابل هستند.
3. در قسمتی از کتاب به موضوع مدیریت عملکرد اشاره شده است اما به موضوعات برنامه ریزی عملکرد و مخصوصاً ارزیابی عملکرد چندان که باید پرداخته نشده است. این قسمت میتوانست حجم قابل توجهی مطلب را دربر گیرد که بسیار کاربردی هم میباشد.
4. سه مهارت رهبری موقعیتی را بسیار مفصل و عمیق توضیح داده و مثالهای بسیار خوبی برای تعمیق مطالب بکار برده است. از این بابت بسیار بذت بردم.
5. انتهای کتاب شبیه فیلمهای ایرانی و هندی بود و در حال تصویر سازی از آینده کسی است که از تکنیک رهبری موقعیتی استفاده کرده است. این کار مقداری ناخوشایند بود.
جمع بندی: درست است که نقدهایی به کتاب دارم اما خواندنش میتواند تغییرات زیادی در رویکرد مدیریتی شما ایجاد کند. پیشنهاد میکنم حتماً آن را مطالعه کنید.