هدی زبیری، نویسندهی کتاب روش پژوهش در اقتصاد، بنیانهای فلسفی و روششناسی تحقیق دربارهی موضوعات و مسائل اقتصادی را تحلیل میکند و شیوهی اندیشیدن علمی مانند یک پژوهشگر را آموزش میدهد. او در این کتاب، با تحلیل پارادایم پژوهش از منظر مطالعههای اقتصادی، چگونگی فرایند تحقیق و شیوههای گردآوری و تحلیل داده را براساس الگوهای اقتصادسنجی توضیح میدهد تا خواننده بتواند نحوهی سازماندهی پژوهشهای اقتصادی را به شکل تخصصی یاد بگیرد.
دربارهی کتاب روش پژوهش در اقتصاد
پژوهش و نوآوریهای علمی از محورهای اصلی توسعه در جهان امروز بهحساب میآیند و کمتر پیشرفتی در علم، صنعت و تکنولوژی بدون طی مسیر پژوهش اتفاق میافتد. از این منظر، دانشمندان، تحقیق را فرایندی برنامهریزیشده و نظاممند میدانند که برای پیبردن به مسئلههای ناشناخته و فهم عمیق آنها انجام میگیرد؛ اما پرسشی که احتمالاً اغلب دانشجوها با آن مواجه هستند، روش تحقیق و چگونگی دستیابی به هدف پژوهش است. از این منظر، پژوهشگرها از شیوه و ابزاری علمی به نام روششناسی تحقیق (Methodology) استفاده میکنند که میتوان آن را فرایند دستیابی به دانش از راه گردآوری دادهها و تبدیل آنها به یافتهها تعریف کرد. یکی از علومی که به انجام پژوهش برای تحلیل و بررسی سیاستها و پیامدهای احتمالی اجرای آنها نیاز دارد، اقتصاد است. بهویژه آنکه اقتصاد از ماهیتی پیچیده و اثرگذاریِ بسیار عمیقی بر جامعه برخوردار است و جز از راه تحقیق نمیتوان سیاستگذاریهای علمی و منطقی را جایگزین تصمیمهای شبهعلمی کرد. در میان منابعی که به شیوههای انجام تحقیق میپردازند، کتاب روش پژوهش در اقتصاد، نوشتهی هدی زبیری، اثری است که بهصورت تخصصی، روش تحقیق در این علم را شرح میدهد. نویسنده در این کتاب، ابتدا مفاهیم اساسی علم، چرخه و انواع مختلف پژوهش علمی و روششناسی را تعریف و در ادامه تاریخ علم از منظر روششناختی را مرور میکند.
او با اشارهای گذرا به سیر تکامل اندیشهی علمی و روششناسی نظریههای رقیب، به سراغ مبانی فلسفی و روششناسی اقتصاد میرود. نویسنده در این قسمت، با مرور پایهی تئوریک نظریهپردازیها، فرایند کنششناسی انسانی را بررسی میکند و سپس رویکردها و تحولات روششناختی اقتصاد را توضیح میدهد. هدی زبیری در بخش دوم کتاب روش پژوهش در اقتصاد، به معرفی بنیانهای تحقیق علمی میپردازد و پارادایم پژوهش را از منظر مطالعههای اقتصادی تحلیل میکند. او در ادامه راهکارهای اندیشیدن مانند یک پژوهشگر را به چهار قسمت تحلیل، سازه و متغیرها، گزاره و فرضیه، و نظریه و مدل خلاصه میکند و سپس به بحث اصلهای اخلاقی در پژوهشهای علمی و رفتارهای سوء پژوهشی میپردازد. او سپس در بخش سوم کتاب، فرایند پژوهش را تشریح میکند و در ادامه شیوههای گردآوری و تحلیل داده را براساس الگوهای اقتصادسنجی آموزش میدهد.
فصل پایانی کتاب به اصول نگارش پژوهش اختصاص دارد و نویسنده در این بخش، شیوهی سازماندهی به تحقیق از جمله توجه به عنوان، چکیده، مقدمه، ادبیات، روششناسی، استفاده از یافتهها، و چگونگی نتیجهگیری را به صورت کامل شرح میدهد. کتاب روش پژوهش در اقتصاد، نوشتهی هدی زبیری را انتشارات دنیای اقتصاد بهعنوان اثری آموزشی در زمینهی انجام تحقیق در حوزههای اقتصادی منتشر کرده است.
کتاب روش پژوهش در اقتصاد، مناسب چه کسانی است؟
کتاب حاضر به دانشجوهای رشتههای علومانسانی بهویژه اقتصاد و همچنین پژوهشگران حوزههای مالی و تجاری پیشنهاد میشود.
با هدی زبیری بیشتر آشنا شویم
هدی زبیری در سال 1362 به دنیا آمد و هماکنون بهعنوان عضو هیئتعلمی دانشگاه مازندران به تدریس در دانشکدهی اقتصاد مشغول است. از او تاکنون مقالهها و پژوهشهای بسیاری در زمینههای اقتصادی، اجتماعی و نظری به چاپ رسیده و اثر حاضر، تنها کتاب منتشرشدهی اوست.
در بخشی از کتاب روش پژوهش در اقتصاد میخوانیم
گزاره، یک حدس از چگونگی رابطه میان سازههاست که در قالب یک «جمله خبری» بیان میشود. برای مثال، عبارت «افزایش سرمایهگذاری باعث افزایش رشد اقتصادی میشود»، نمونهای از یک گزاره است. الزامی برای درست بودن این عبارت یا حدس بیانشده وجود ندارد، ولی باید از لحاظ تجربی با استفاده از دادهها، قابلآزمون باشد بهطوریکه بتوان درستی یا نادرستی آن را تشخیص داد.
ازآنجاکه گزاره، ارتباط بین سازههای انتزاعی است، آنها را بهطور مستقیم نمیتوان مورد آزمایش قرار داد. در عوض، گزارهها بهطور غیرمستقیم از طریق بررسی رابطه بین متغیرهای مربوط به آن سازهها مورد آزمایش قرار میگیرند. بیان تجربی گزارهها که بهصورت رابطه بین دو متغیر ارائه میشود، فرضیه نام دارد. گزارهها در سطح نظری هستند، درحالیکه فرضیهها در سطح تجربی تصریح میشوند. ازاینرو، فرضیهها با استفاده از دادههای مشاهدهشده قابل آزمون تجربی هستند و درصورتیکه توسط مشاهدات تجربی پشتیبانی نگردند، رد میشوند. درحقیقت، هدف از آزمون فرضیه این است که مشخص شود گزاره موردنظر معتبر است یا خیر.
ازآنجاکه «تشکیل سرمایه ثابت ناخالص» و «تولید ناخالص داخلی» به ترتیب معیارهای عملیاتیِ سازههای «سرمایهگذاری» و «رشد اقتصادی» هستند، گزاره «افزایش سرمایهگذاری باعث افزایش رشد اقتصادی میشود» را میتوان در قالب فرضیه بهصورت عبارت «افزایش تشکیل سرمایه ثابت ناخالص باعث افزایش تولید ناخالص داخلی میشود» تبیین کرد.
فرضیه میتواند قوی یا ضعیف باشد. بهعنوان نمونه، «تشکیل سرمایه ثابت ناخالص با تولید ناخالص داخلی رابطه دارد»، یک فرضیه ضعیف است زیرا فاقد جهت و علیت است.
بله

















