کتاب چگونگی تنها بودن اثر جاناتان فرنزن شامل دوازده جستار مختلف در باب تنهایی، خانواده، فردیت و تجربهی زندگی در جهان مدرن است. نویسنده با دیدی انتقادی تلاش دارد تا در خلال خاطرات و تجربههای زیستهاش، دغدغههایش پیرامون وضعیت انسان در جامعهی پیچیدهی امروزی، نقش مدیا بر زیست و ساحت روانی افراد و چالشهای پیش روی بشر در عصر اطلاعات را تشریح کند.
دربارهی کتاب چگونگی تنها بودن
جاناتان فرنزن (Jonathan Franzen) نویسندهی آمریکایی در کتاب چگونگی تنها بودن (How to be alone: essays) تلاش داشته تا پیرامون وضعیت بشری در جهان مدرن در دوازده جستار مختلف، با دیدگاه انتقادی، نقطهنظرش را بیان کند. او با درهمآمیزی روایتهای شخصی، مرور خاطرات، تحلیل اجتماعی و سیاسی و اندیشهورزی فلسفی دست به ترسیم تصویری چندلایه از تنهایی و رابطهی انسانی میزند.
هر فصل از کتاب چگونگی تنها بودن انتشارات رایبد، از روایتی مستقل برخوردار است که در ارتباط با موضوعات محوری مورد بحث جاناتان فرنزن است. نویسنده پیرامون معنای تنهایی و حفظ فردیت و پایبندی به اصول شخصی در جهان شلوغ و درحال تغییر کنونی سخن میگوید و دراینبین با رفتوبرگشت میان خاطرات، تجربهها و مشاهدات عمیق فلسفیاش، راه را برای اندیشیدن به مسائل موردبحثش در ذهن مخاطب باز میکند.

در باب انزوا و ارتباط با کتاب چگونگی تنها بودن
کتاب چگونگی تنها بودن جاناتان فرنزن از بیماری پدرش میگوید و آن را دستمایهی بحثی پیرامون حافظه، هویت و معنا در زندگی قرار میدهد. او در جایجای کتاب با دست گذاشتن روی موضوعی و سپس بسط و گسترش آن در سطوح مختلف، تلاش دارد تا انتقادهای اجتماعی و فرهنگی مدنظرش نسبت به کارکرد و اثرگذاری رسانه، فرهنگ عامه و تحولات فرهنگی و اجتماعی را بیان کند.
جاناتان فرنزن که انتشار سومین اثرش، کتاب اصلاحات، همزمان با حمله با برجهای دوقلوی تجارت جهانی بود، از رابطهی میان فرد و اجتماع و مسئولیتها و دغدغههای اجتماعی افراد و هنرمندان میگوید. او که خود همیشه فردی دغدغهمند بوده، نقش فرد در سیستم و تاثیر سازوکارهای فرهنگی و قانونی بر جهتگیری افراد برایش مسئله بوده و تلاش داشته تا در بخشی از جستارهایش به این پرسشها اگر نه پاسخ، حداقل در آنها تامل کند.
با خرید کتاب چگونگی تنها بودن با مجموعه جستارهای نقادانهای روبهرو میشوید که تلاش دارد تا با نگاهی عمیق در میان رخدادهای عادی روزمره، پرسشهایی فلسفی پیرامون معنا و هدف زندگی و وضعیت امروز بشری مطرح کند و ذهن خوانندگان را متوجه سوالات و دغدغههایی کند که برای مدت طولانی، ساحت فکری نویسنده را به خود مشغول کردهاند. این کتاب توسط احمد حسینی به فارسی ترجمه شده و انتشارات رایبد آن را منتشر کرده است.
کتاب چگونگی تنها بودن برای شما مناسب است اگر
- به مبحث تنهایی و انزوای بشری در جهان پرهیاهو و شلوغ امروزی علاقه دارید.
- به دنبال مجموعه جستارهایی داستانی پیرامون وضعیت بشری و نقش رسانهها هستید.
- به دیگر آثار جاناتان فرنزن علاقه دارید و مشتاق خواندن دیگر نوشتههای او هستید.
در بخشی از کتاب چگونگی تنها بودن میخوانیم
بعد از آن عید تلخ شکرگزاری که میدانستیم پدر دیگر به خانه برنمیگردد، به مادرم کمک کردم تا میز کار پدر را مرتب کنیم (کاری که معمولاً با میز کودکان یا درگذشتگان میکنند). در کشوهای میزش، مدارکی از تلاشهای پنهانی و ناچیز او برای فرار از فراموشی پیدا کردیم. در یکی از کشوها، یک دسته کاغذ بود که روی آنها، نشانی فرزندانش را نوشته بود؛ به این شکل که در هر ستون، یک نشانی نوشته و همان نشانی را در چند برگه یادداشت کرده بود.
روی کاغذ دیگری، تاریخ تولد پسرهای بزرگش را نوشته بود (باب 13 ژانویۀ 1948 و تام 15 اکتبر 1950) و بعد در تلاش برای یادآوری تاریخ تولد من (17 آگوست 1959)، ماه و روز را پاک کرده و طبق تاریخهای تولد برادرانم به صورت حدسی نوشته بود: جان 13 اکتبر 1949. حالا بد نیست حرفهایی را بررسی کنیم که سه ماه پیش از مرگش به من گفت و به
گمانم آخرین گفتههایش بود؛ وقتی در بازدید دوروزهام از آسایشگاه، حدود نود دقیقۀ کامل پیش او مینشستم و به حرفهای بریدهبریده و نامفهومش دربارۀ مادرم و آن موجودات ریز خیالی گوش میدادم که اصرار داشت روی آستین لباسش و پاچۀ شلوارش میدید.
آخرین روزی که پیش پدرم بودم، رفتارش هیچ فرقی نکرده بود، حتی وقتی او را سوار بر ویلچیر به اتاقش برگرداندم و گفتم که میخواهم از شهر خارج شوم؛ اما بعد از آن، او سرش را به سمت من بلند کرد و ناگهان با صدایی رسا و قوی گفت: «ممنون که اومدی. خیلی ازت ممنونم که برای دیدنم وقت گذاشتی.»
آیا اینها جملاتی مؤدبانه بود یا جملاتی از اصل ذاتش؟ من که نمیتوانم از بین این دو یکی را انتخاب کنم.
با تکیه بر نامههای مادرم برای آگاهی من از فرایند فروپاشی ذهن پدرم، سایۀ سنگین سالهایی را حس میکنم که بعد از سال 1992 هیچ مستند و مدرکی از آنها وجود ندارد؛ یعنی سالهایی که، بهجای نامه، با مادرم ساعتها تلفنی حرف میزدم و شاید فقط یادداشت مختصری از آن دوران باقی مانده باشد.
بله





















