کتاب انیما، رمان جسورانهای است که با شروعی تکاندهنده آغاز میشود: «جنازهی زنی غرق در خون وسط سالن خانه». قتل این زن بهسرعت تبدیل به سفری پرآشوب از مونترال تا صحرای نیومکزیکو میشود؛ جایی که گذشتهی دردناک راوی را به چالش میکشد. وجدی معوض این داستان را با صدای بیش از پنجاه حیوان و حشره روایت میکند و از منظر آنها به ماجرا مینگرد؛ روایتی که مرز میان انسان و طبیعت را برمیدارد. این کتاب نه تنها یک تریلر جنایی معمایی است، بلکه اثری نمادین و تأملبرانگیز است.
دربارهی کتاب انیما
وَحش دِبش در بازگشت به خانه، همسر باردارش را غرق خون مییابد. این دیدار وحشتناک، او را به مسیری خانمانسوز میکشاند. سفری بیامان برای یافتن قاتل. اما در خلال این جستجو، خاطرات کودکیاش فعال میشوند؛ خاطراتی که او مدتها زیر خاک فراموشی دفنشان کرده بود. این رمان از یک سو داستان زندگی کنونی اوست و از سوی دیگر کندوکاوی عمیق در زخمهای ناخودآگاه و تأثیراتی که گذشته بر زندگی کنونی او گذاشته است. وجدی معوض (Wajdi Mouawad)، نویسنده لبنانی-کانادایی، در کتاب (Anima) اثری کاملاً متفاوت و چندلایه خلق کرده است. او با زبان قوی و ساختار روایی غیرمتعارف، از صدای حیوانات استفاده میکند تا دیدگاهی تازه به انسان و طبیعت ارائه دهد.

رمان جادهای با ترکیبی از نماد، گروتسک و نوآر
رمان انیما رمانی چندلایه است که در مرز ژانرهای ادبیِ مختلف قرار میگیرد. این کتاب از یکسو رمانی جادهای است که شخصیت اصلی آن در یک سفر عظیم جغرافیایی و درونی حرکت میکند. وحش دبش از مونترال تا صحرای نیومکزیکو را زیر پا میگذارد و در دنیای درونی خود به گذشتههای دور سفر میکند تا پاسخ بسیاری از پرسشها و مجهولات را بیابد. از طرف دیگر، رمان انیما اثری گروتسک است که صحنههای خشونتآمیز، تجاوز و روایت از زبان حیوانات دارد و جهانهای مجزا و مرزبندیشدهای از حیوان و انسان، اینجا و آنجا و جنگهای دیروز و امروز را با هم پیوند میدهد. این داستان با معمای قتل، تبهکاری و بررسی ذات انسانی از ویژگیهای نوآر نیز بهرهمند است و مهمتر از هم آنکه نماد در آن سهم چشمگیری دارد؛ چراکه حیوانات نماینده بخشهایی از روان انساناند و داستان پر از نمادهای فلسفی و اخلاقی است.
وجدی معوض: صدای مهاجرت، تراوما و هویت در ادبیات
وجدی معوض، نویسنده، بازیگر، نمایشنامهنویس و کارگردان معمولاً در آثارش مضامین تروما، جنگ، هویت و خیانت را بازتاب میدهد. او در رمان انیما که یکی از مهمترین آثار اوست توانایی خود را در تلفیق ادبیات نمایشی، داستاننویسی و فلسفه نشان داده و اثری چندبُعدی خلق کرده که فراتر از داستانی جنایی، مخاطب را به تأمل درباره طبیعت انسان، رنج، هویت و همدلی دعوت میکند. درعینحال، هویت مهاجران، خاطرات تروماتیک کودکی و رنج مهاجران جنگزده، بخش مهمی از میراث فرهنگی او هستند که در سراسر رمان نمود مییابند.
در مجموع انیما رمانی است که هم قصهای پرتنش و معمایی را روایت میکند و هم با لایهای عمیق از نمادگرایی و تأملات وجودی، خواننده را به سفری درونی و فلسفی میبرد. این کتاب با ترجمهی سوگل فراهانی و چاپ نشر چشمه، ترکیبی از خشونت، شعر، وحشت و امید است. اثری که پس از خواندنش، صداهای حیوانات و زخمهای انسان در ذهنتان طنین میاندازد.
جوایز و نکوداشتهای کتاب انیما
- برندهی جایزهی مدیترانه در سال 2013
- نامزد جایزهی کتابفروشان کِبِک در بخش قهرمانان کبک در سال 2013
- برندهی جایزهی رمان دوم در سال 2013
- برندهی جایزهی روایت لیبرتر در بخش سایر آثار ادبی در سال 2014
- برندهی جایزهی جلبک طلایی برای جایزهی هیئت داوران در سال 2013
نکوداشتهای کتاب انیما
- این شخصیت مرموز را در طول رمان، شاهدانی غیرمعمول میبینند؛ اما خواننده فوراً در مییابد که وحش خودش نوعی «بیگانه» به معنای قاموسی کلمه است؛ بیگانه نسبت به جهان. او چنان خود را جدا میکند که تقریباً از سر تعمد شیزوفرنیک میشود تا بتواند دردِ عمیقی که او را رنج میدهد، تحمل کند. این دقیقاً همان رنجی است که او با خود میکشد. دردی خاموش، پراکنده و حیوانی که از کودکی در جان او ریشه دوانده است و بعداً درمییابیم، نهتنها در وجود او جریان دارد، بلکه توسط کوچکترین موجود زندهای که با او در تماس است، احساس میشود: از گربه تا کلاغ، از کرم خاکی تا پشه، از راسو تا کرکس … و حتی توسط خود خواننده. (روزنامهی کانادایی لودووار)
- انیما شعری بلند و سرشار از خشم و هیاهو است که در قالب تغزلی تاریک، جهانی از سوگواری را دوباره زنده و افسون میکند تا در لحظهی خیالی پایانی، امکان جهانی آشتیجو را از دل خون بیرون بیاورد. (هفتهنامهی فرانسوی اکسپرس)
- این کتاب وحشتناک، اما ضروری است. داستانسرایی آن فوقالعاده است و در هر فصل، یک حیوان برای ابراز حیوانیت انسان صحبت میکند. (ضمیمهی ادبی روزنامهی لوموند)
کتاب انیما برای شما مناسب است اگر
- به تریلرهای جنایی-معمایی با فضایی تاریک، پرتنش و حتی گروتسک علاقهمندید.
- رمانهای چندلایه، سمبلیک و فلسفی را میپسندید.
- از روایتهایی با سبک نوآر و لحظههای تاریک و سیاه لذت میبرید.
در بخشی از کتاب انیما میخوانیم
من قادر به انجام هر کاری هستم. در تاریکی نسبی جولان میدهم و قادرم کوچکترین ناهنجاریای را دریابم که ممکن است بر محیط طبیعیام تأثیرگذار باشد. قلمرو من بینهایت وسیع است و مرزهایش نامشخصاند. من حاکم این قلمرو هستم و به هیچ همنوعی برنمیخورم. با هیچ صیادی نیز روبهرو نمیشوم. خوراک برایم فراوان و به طور منظم فراهم است. جلبکها و کرمهای گلولای حیاتم را تضمین و روح و جانم را از هر دغدغهای آزاد میکنند. بر گسترهی این قلمرو، پوشش گیاهی متنوعی دیده نمیشود. گلیسنها و سرخسهای سوماترا جایی برای دیگر گونهها باقی نمیگذارند. کف با سنگریزههایی به رنگهای چشمنواز فرش شده است. در اعماق ژرفش، میان صخرههای متعدد، پیچوخمهای بیبدیلی وجود دارند که من در آنها به کاوش میپردازم و گهگدار پیش میآید هنگام جستوجوی مکانی برای استراحت در آنها گم شوم. من قادر به انجام هر کاری هستم. قلمروم بینهایت وسیع است و حدودش نامشخصاند. بیوقفه در حال اکتشاف این سرزمینم. پیش میروم. مستقیم رو به جلو. من یک کاشف هستم، بااینحال نفرینی سمج بر سرم سایه انداخته و هستیام را غیرممکن میکند، چرا که با وجود تلاش بسیارم برای پیشرَوی به سمت سرزمینهای ناشناخته خود را محکوم به سر درآوردن از جایی میبینم که بارها از آن عبور کردهام. یک جای کار میلنگد. دیوارهای نامرئی وجود دارد. آن طرف دیواره هوا از آب جداست. غرق تماشای این دنیای خارج از دسترس میشوم، جایی که دو هیبت غریب و شبحگونه جلوِ چشمم ظاهر میشوند. زیر نظرشان میگیرم، اینجایند، خیلی نزدیک، صدایشان را میشنوم و صورتشان را از ورای شیشه تشخیص میدهم.
بله























