معرفی و دانلود کتاب مهمانسرای مادربزرگم
برای دانلود قانونی کتاب مهمانسرای مادربزرگم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب مهمانسرای مادربزرگم
هارولد و بورلی در یک روز و به فاصلهی چند دقیقه، متولد شدند؛ دو کودکی که یکی از آنها باید در فقر زندگی کند و دیگری در ناز و نعمت، همچون پدرش به اربابی ثروتمند تبدیل شود. کتاب مهمانسرای مادربزرگم داستانی معمایی است. کریستین هارپر در این اثر ما را با دختری بهنام مولی که میخواهد مهمانسرای مادربزرگش را بعد از مرگ او نیز دایر نگهدارد، آشنا میکند. این رمان، ظاهراً دربارهی آخرین روزهای باز بودن یک مهمانسراست، اما در پس این مهمانسرا، رازی کهنه مخفی شده است.
دربارهی کتاب مهمانسرای مادربزرگم
بورلی جوان نبود. حدود هشتاد سال سن داشت. در زندگیاش سختیهای زیادی را متحمل شده و سالهای زیادی از عمر خود را به کار کردن گذرانده بود، اما با این وجود کاملاً سالم و سرحال بود و به همین دلیل مرگ ناگهانی او، مولی را شوکه کرد. مدتی از مرگ او میگذرد و ساوانا فراست که دختر خانوادهی ثروتمند و زمیندار فراست است، تصمیم گرفته تا مهمانسرایی را که بورلی چند دهه آن را مدیریت و از گردشگران زیادی در آنجا پذیرایی کرده است، تعطیل کند.
این تصمیم برای مولی نوهی بورلی که میخواهد هر طور شده مهمانسرا را باز و یادگار مادربزرگش را زنده نگهدارد، تلخ و ناامیدکننده است. منصرف کردن ساوانا از انجام این تصمیم که به هیچچیز جز پول اهمیتی نمیدهد، کار آسانی نیست. کتاب مهمانسرای مادربزرگم (My Grandmother's Inn) نوشتهی کریستین هارپر (Kristin Harper) ما را به جزیرهی دون میبرد تا به «سرای هیدرانژیا» وارد شویم و با رازی قدیمی که قرار است ما را با بخشهایی مبهم و ناگفته از زندگی بورلی روبهرو کند، آشنا شویم.
رازی در مهمانسرای مادربزرگ مخفی شده است
ساوانا فراستِ سی و پنج ساله فردی بسیار مغرور و خودرأی است. او از ترس اینکه مبادا تعطیلی مهمانسرا موجب شود تا گردشگران دیگر به جزیرهی دون نیایند و در نتیجه مردم محلی که از طریق فروش کالا به توریستها، کسب درآمد میکنند، از ساوانا خشمگین شوند، قبول کرد که مهمانسرا را در تابستان نیز دایر نگهدارد و اوایل پاییز برای تعطیلیاش اقدام کند. با وجود اینکه بورلی از سن کودکی و از زمانی که پدرش به جبهههای جنگ رفت، پیش خانوادهی فراست بزرگ شده بود، این خانواده هیچگاه او را جزوی از خودشان بهحساب نیاوردند و هیچوقت او را چیزی فراتر از مستخدم و خدمتکار ندیدند.
داستان معمایی مهمانسرای مادربزرگم ماجرای زندگی بورلی را پیش از تولد خود او برای ما روایت میکند؛ از زمانی که مادر و پدر بورلی و «هارولد» با یکدیگر روبهرو شدند. کریستین هارپر در رمان مهمانسرای مادربزرگم ما را با زنی به نام هیزل والش آشنا میکند. او تنها کسی است که رازهای زیادی از خانوادهی فراست و خانوادهی بورلی را میداند و اگر این رازها را بازگو کند، همهچیز دگرگون میشود.
مالکیت سرای هیدرانژیا، کمترین چیزی است که در صورت آشکار شدن واقعیت، به مولی تعلق میگیرد؛ اما این دختر چگونه میتواند در برابر قدرت و ثروت خانوادهی فراست بایستد؟ چگونه میتواند حقیقتی را که چندین دهه مخفی بوده و هیچکس نمیتواند صحت آن را باور کند، به خانوادهی فراست و ساوانا ثابت کند! این چالشی است که کتاب مهمان سرای مادربزرگم، مولی را در برابر کشمکشهای آن قرار میدهد و از ما نیز میخواهد که در مسیر حل و به پاسخ رساندن معما، با او همراه باشیم.
رمان مهمانسرای مادربزرگم با ترجمهی فاطمه شهابی نژاد در انتشارات اندیشه مولانا به چاپ رسیده است.
کتاب مهمانسرای مادربزرگم برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای معمایی که شما را با رازی سربهمهر آشنا و حقیقت را به آرامی نمایان میکنند، علاقه دارید.
- از خواندن ماجرایی که دارای پسزمینهی اجتماعی و تاریخی هستند، لذت میبرید.
- میخواهید در یک ماجرای معمایی قرار بگیرید و در کشمکشهای بازپسگیری حق دخترکی تنها، او را همراهی کنید.
در بخشی از کتاب مهمانسرای مادربزرگم میخوانیم
«سلام مولی. من هِیزل والش هستم. تماس گرفتم بپرسم برای دو یا سه شب اقامت اتاق خالی داری؟» با توجه به صدای لرزان زن، مولی تصور کرد که او یا باید مریض و یا شخصی سالخورده باشد. «اتاق رو میخوام برای دو نفر رزرو کنم، تاریخش برامون فرقی نداره، ولی هرچی زودتر بتونیم براش برنامهریزی کنیم، بهتره. فکر نکنم دیگه توی این دنیا زمان زیادی برام مونده باشه.»
مولی که از شنیدن حرفهای زن غافلگیر شده بود گفت: «اوه، نه. از این بابت خیلی متأسفم.» نمیدانست که آیا زن داشت کلیگویی میکرد یا واقعاً بیماری خاصی داشت. «متأسفانه همۀ اتاقها برای کل تابستون رزرو شدن.»
تماسگیرنده تکرار کرد: «کل تابستون؟ ولی طبق مقالۀ چاپشده توی روزنامه هنوز چند تا جای خالی توی اوایل ژوئیه و اواخر اوت هست.»
«منظورتون مقالهای هست که درمورد بسته شدن سرای هیدرانژیا چاپ شده؟»
زن مصرانه گفت: «بله درسته. حتی همین الآن هم دوباره دارم میخونمش و مخصوصاً نوشته که چند تا جای خالی وجود داره.»
«هوم. فکر کنم فهمیدم مشکل کجاست. به گمونم شما دارین مقالۀ قدیمی رو میخونین. یه مقاله درست بعد از مرگ مادربزرگم، یعنی مهمونخونهدار اینجا توی آوریل چاپ شده. اون موقع هنوز چند تا جای خالی داشتیم. ولی وقتی خبرش پخش شد که تابستون امسال آخرینباری هست که سرای هیدرانژیا به مسافرها خدمات ارائه میده، اتاقها بهسرعت رزرو شدن. ولی چند تا مسافرخونه و مهمونسرای دیگه توی جزیره هست که اگه دوست داشته باشین میتونم بهتون معرفی کنم.»
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب مهمانسرای مادربزرگم |
| نویسنده | کریستین هارپر |
| مترجم | فاطمه شهابی نژاد |
| ناشر چاپی | انتشارات اندیشه مولانا |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 288 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-8080-69-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی، کتابهای داستان و رمان اجتماعی خارجی |



















