معرفی و دانلود کتاب فرار کن
برای دانلود قانونی کتاب فرار کن و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب فرار کن
در کتاب فرار کن اثر دایان هستر، دلهای شکسته و رهاشدهی یک زن و یک کودک در تاریکی پس از سانحه و در اوج وحشت به هم پیوند میخورد؛ شایلر با درد بیامان کشته شدن پسرکش دستوپنجه نرم میکند که پسری بیسرپرست و رهاشده جلوی راهش سبز میشود. این داستان نگاهی عمیق، ملموس و مهربان به زخمهای روحی، ترسها، و آخرین قطرات باقیمانده از امید در گذر میاندازد و تصویری غریب از درد، شجاعت و انسانیت ارائه میدهد. این رمان جنایی معمایی نامزد جایزهی دافنه دوموریه شده است.
دربارهی کتاب فرار کن
در خانهای کوچک، غمزده و نمور در ایالت مین، شایلر با دستان لرزان و چشمانی که دیگر نمیتواند امیدوارانه به آسمان آبی بنگرد، به تکههای باقیماندهی زندگیاش خیره شده است. دو سال پیش، پسربچهی پنجسالهی شایلر، جسی به دست چند سارق جانی، بیرحمانه از بالای پلی مرتفع پرتاب شد و جانش را از دست داد. از آن زمان، دنیای شایلر برای همیشه به سکوتی ممتد در ازدحام ترس و اضطراب تبدیل شد. کتاب فرار کن (Run to me) اثر دایان هستر (Dian Hester) داستان کابوسی دنبالهدار است که نقطهی تلاقی دو تقلا در جستوجوی آخرین نجات میشود.
شایلر نمیتواند فراموش کند، نمی تواند بگذرد و نمیتواند دوباره چیزی را دوست بدارد تا اینکه با جثهی نحیف، لرزان و شکنندهی پسربچهای دهساله به نام زاک جلوی در خانهاش روبهرو میشود. زاک از دست دزدانی فرار کرده که چون شاهد یکی از جنایتهایشان بوده، میخواستند ساکتش کنند. و در دل این تلخی او به آغوش سرد و خالی شایلر پناه میبرد و به صرف پسربچه بودنش، حفرهی خالی درون شایلر را پر میکند.
اما آیا زندگی دری، دالانی یا درزی برای بازگشت از قعر تاریکی و شروعی دوباره باقی گذاشته است؟ آیا شایلر میتواند به واسطهی حضور زاک، پسر مردهی خودش را دوباره در آغوش بگیرد؟ حتی اگر این بچهی تازهوارد کوچکترین ارتباطی با روح پرکشیدهی طفل معصوم خودش نداشته باشد؟ زاک، که تجربیات تلخ پرورشگاه، سلطهی سرپرستان ناامن و تجاوزهای روانی بیشماری را تجربه کرده، با شرایطی مواجه میشود که راهی برای بازگشت از مسیری که آمده برای خود نمیبیند.
فرار نکن، در آغوش بگیرش
زاک میداند که شایلر نمیتواند او را بهعنوان کسی که واقعا هست، ببیند و برای اینکه این آخرین شانسش را هم از دست ندهد باید سکوت کند. و شایلر، در حالی که بعد از دست دادن پسرکش دچار اختلال اضطراب پس از سانحه شده، با اشک و آهی که از دلش برمیخیزد، زاک را به چشم پسر دوستداشتنی خودش، جسی میبیند.
رمان فرار کن اثر دایان هستر، بیش از آنکه یک رمان پلیسی جنایی و ماجراجویانه، تحلیلی عمیق از تاثیرات روانی سانحه و احساسات انسانی در برابر ترومای ناشی از حادثه و درد از دست دادن است. شایلر، نمادی از مادری است که در آتش اضطراب پس از سانحه سوخته و دیگر نمیتواند واقعیت پیش چشمانش را ببیند؛ او زندگی را راهی برای فرار از خود و آنچه در درونش میگذرد، تصور میکند و در این مسیر زاک را فرشتهی نجات و جسی دلبندش میداند. فرار از واقعیت برای او تلاشی ناشیانه برای بازگرداندن آنچه از دست رفته، است. و این اشتباه خودخواسته، میتواند نمادی از آخرین تقلاهای انسانی برای معنابخشی به زخم عمیق درونی و دردی که امانش را بریده، باشد.
در داستان کتاب فرار کن، شایلر و زاک، هر دو فرار میکنند: یکی از ترس و دیگری از ناامیدی. اما آیا فرار، میتواند راهحل نهایی باشد؟ یا تنها تعلیقی مشمئزکننده در امتدادِ درد میسازد؟
کتاب فرار کن با ترجمهی علی قانع از مجموعه ادبیات پلیسی نشر قطره به انتشار رسیده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
کتاب فرار کن برای شما مناسب است اگر
- از طرفداران رمانهای ژانر تریلر روانشناختی هستید.
- به داستانهایی با محوریت شخصیتهای دارای آسیبهای روحی مانند PTSD و مسیر التیام آنها علاقه دارید.
- روایتهایی که در فضایی منزوی و دورافتاده با تمرکز بر شخصیتهای داستان شکل میگیرند، برایتان جذاب است.
- از داستانهایی که حول محور روابط بزرگسالان و کودکان و چالشهای این روابط میگردد، لذت میبرید.
- میخواهید داستانی بخوانید که به آسیبهای روحی ناشی از غم از دست دادن و مفاهیمی از این دست میپردازد.
در بخشی از کتاب فرار کن میخوانیم
بیست دقیقه بعد از ترک کردن خانهی امن، نولان ون را در یک ایستگاه پمپبنزین در جادهای بیرون شهری و خلوت متوقف کرد. ماشین را به سمت یک کامیون راند و آن را زیر سایه پارک کرد.
«این دوتا رو ببرید.» تراگ به ریس و کوری اشاره کرد و بعد نگاهش چرخید روی صورت زاک. «من پیش این یکی میمونم.»
ولی من باید...
تراگ با نگاهش مرد را ساکت کرد. زاک نیمهلبخندی زد. حتی بزرگترها هم از این مرد خشن صورتباریک میترسیدند.
آن دو نفر از ماشین پایین آمدند. نولان درِ عقب را کشید و باز کرد و با بیحوصلگی به پسربچهها اشاره زد که آنها نیز پیاده شوند.
خیلی خب، زود باشید. ما تمام روز رو وقت نداریم.
وقتی آن سه نفر دور میشدند، تراگ از لای در زاک را نگاه کرد. «خوش میگذره بچه؟» یک آبنبات نعنایی انداخت توی دهانش.
زاک از پنجره خیره شده بود به منظرهی روبهرو. از صدای خندیدن مرد متنفر بود. این صدا هرچیزی را که بعد از خروجشان از خانه در ذهنش پرورانده بود خراب میکرد.
نگاهش را به جاده دوخته و در این فکر بود که جایی نقشهاش را عملی کند. نقشهای که تا لحظهی آمدن به اینجا هنوز شکل نگرفته بود. حالا، همینطور که جزئیات در ذهنش جفتوجور میشد، سعی داشت با هیجانی که هر لحظه بیشتر میشد مبارزه کند.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب فرار کن |
| نویسنده | دایان هستر |
| مترجم | علی قانع |
| ناشر چاپی | نشر قطره |
| سال انتشار | ۱۳۹۹ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 440 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-201-869-6 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی، کتابهای داستان و رمان روانشناسی خارجی |






















