کتاب حضور: زیستن با تمام وجود نوشتهی رضا علوی اثری در حوزهی روانشناسی و ذهنآگاهی به شمار میآید که در پی تحقق هدفی متعالی برای بهبود زندگی انسان امروز است. درواقع نویسنده در این کتاب راه و روش زیستن در لحظهی حال را به مخاطبش نشان میدهد تا او را از تلخکامیهای گذشته و رازآلودگی اضطرابآور آینده جدا کند تا به این شکل مسیر شادمانی را بیابد.
دربارهی کتاب حضور: زیستن با تمام وجود
با افزایش دغدغههای فکری در جوامع مدرن، به مرور مقولهی زیستن در حال، بهعنوان راهکاری برای رهایی از دام گذشته و اضطراب آینده بر سر زبانها افتاد اما سؤال اینجاست که زندگی در لحظه چگونه ممکن میشود؟ رضا علوی در کتاب حضور: زیستن با تمام وجود تلاش دارد به طور کامل به این پرسش پاسخ دهد.
بدون تردید هر یک از ما در زندگی تجربههای فرحبخش و آرامشبخشی داشتهایم که ما را از گذشته و آینده جدا کردهاند و باعث شدهاند که فکر و ذهنمان تنها معطوف به لحظهی اکنون باشد اما این لحظهها معمولاً اندک و گذرا هستند و تأثیر چندانی بر کلیت زندگی ندارند، به همین دلیل کتاب حضور: زیستن با تمام وجود قرار است به شما کمک کند تا در تمام طول زندگی بتوانید کیفیت آن لحظات را تکرار کنید و از نگرانی رهایی یابید.
تفاوتی ندارد که دست و پایتان به زنجیر گذشته گره خورده و یا نگرانی از فردایی که هنوز نیامده، باعث تشویش و اضطراب در وجودتان شده است، در هر صورت با کمک کتاب حضور: زیستن با تمام وجود میتوانید این گره کور را باز کنید و با بهبود نشخوارهای فکری در لحظهی اکنون حاضر باشید.
رضا علوی که تاکنون کتابهای متعددی را در حوزهی روانشناسی، زندگی معنوی، شگفتیهای عملکرد مغز و... ترجمه کرده است، در کتاب حضور: زیستن با تمام وجود با قلم خود راهکارهایی را در باب ذهنآگاهی به مخاطبانش عرضه میکند تا با تجربهی زیستن و حضور داشتن در لحظه، از زندگی لذت بیشتری ببرند. اثری تأملبرانگیز که انتشارات شورآفرین برای نشر آن اقدام کرده است.
کتاب حضور: زیستن با تمام وجود برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به تشویش، اضطراب و نشخوار فکری دچار هستید و در پی راهکارهایی مؤثر برای رهایی میگردید، مطالعهی این کتاب میتواند کمککننده باشد.
در بخشی از کتاب حضور: زیستن با تمام وجود میخوانیم
زندگی جانوران در طبیعت بسیار آموزنده است. زندگیشان کاملاً منسجم است و هرکاری که میکنند رابطهای روشن با بقا دارد. خود را با استتار از چنگ شکارچیان در امان نگه میدارند، برای شکار کمین میکنند، برای قلمروشان میجنگند و به همۀ چیزهایی که برای ادامۀ حیاتشان مهم است توجه میکنند. اگر کارهای جانوری را کنار هم بچینیم، تصویری کاملاً معنادار به دست میآوریم. بعید است جانوری را ببینید که خود را بیهوده سرگرم کاری کند یا بهدنبال چیزهایی باشد که جایگاهی در زندگیاش نداشته باشد. حتی بازی بچههای گربهسانان تمرین جنگوگریز است که در آینده به دردشان میخورد. اما گویی بسیاری از آدمیان این ویژگی جانوریشان را از دست دادهاند. کسی که حضور دارد کارهایش همچون قطعاتی از یک تصویر بزرگ است؛ در نتیجه معنایی از دل آنها در میآید. در این تصویر مشخص میشود جای چهچیزی خالی است، چهچیزی اضافه و بیهوده است و چهچیزی در جای خودش نیست. از آن جا که تصویر بزرگ را در نظر دارد، قدر فرصتها، قدر آنچه دارد، قدر آدمهای پیرامون و قدر هرچیزی را که در این تصویر جایگاهی دارد میداند. او کارهای بیهوده یعنی کارهایی که اتصالی با آن تصویر بزرگ ندارند، انجام نمیدهد.
ممکن است بخواهیم کل بخشهای زندگیمان را از روی زندگی دیگران یا از روی یک ایدئولوژی رونویسی کنیم. ممکن است انسجامی ظاهری در زندگی داشته باشیم؛ اما از آن جا که این مجموعۀ منسجم عاریتی است و از درون سرچشمه نگرفته است، به خودمان متصل نشده و انسجامی واقعی وجود ندارد. هر چقدر هم که زندگی دیگران برای خودشان عالی باشد، چون جایگاه ما با جایگاه آنها متفاوت است، فقط پارههایی از آن زندگی میتواند برای ما الهامبخش باشد. ما باید در وجود خودمان با توجه به جایگاه یکتایی که داریم به جمعبندی برسیم. کسی که حضور دارد از دیگران الهام میگیرد؛ اما از روی زندگی دیگران رونویسی نمیکند و بهجای انسجام قلابی انسجام واقعی را خلق میکند.
بله






















