ماکیاولی متفکری است که بنیانی انقلابی برای تفکر سیاسی مدرن بنا نهاد و بر بسیاری از متفکران پس از خود تأثیر گذاشت. فیلیپو دل لوکزه در کتاب فلسفه سیاسی ماکیاولی، این شخصیت مهم و برجستهی فلسفهی سیاست را از زوایایی تازه مطالعه میکند و تأثیر او را بر متفکران پس از وی نشان میدهد. این اثر که در گروه کتابهای فلسفه سیاسی دستهبندی میشود، درآمدی جدید و انتقادی بر اندیشههای ماکیاولی به حساب میآید.
دربارهی کتاب فلسفه سیاسی ماکیاولی
نیکولو ماکیاولی (Niccolò Machiavelli) یکی از متفکران و فیلسوفان ایتالیایی است که آثار و مطالعاتش تأثیر بزرگی بر فلسفهی سیاست گذاشت و به همین سبب او را پدر علم سیاست لقب دادهاند. بااینحال ماکیاولی چندان چهرهی مثبتی ندارد و او را متهم میکنند که بدبین است، اخلاقگرا نیست و در به فساد کشیدن اذهان و منحرف ساختن مردم از دریافتی درست، اخلاقی و صادقانه از سیاست به سمتوسوی دریافتی فاسد و غیراخلاقی تأثیر داشته است. اما فیلیپو دل لوکزه (Filippo Del Lucchese) در کتاب فلسفه سیاسی ماکیاولی (The Political Philosophy of Niccolò Machiavelli) قصد دارد بهجای بحث دربارهی اخلاقمداری و اخلاقستیزی ماکیاولیسم، بر رئالیسم ماکیاولی تمرکز کند تا بر تصور ما از انسانها، جامعه و سیاست اثر بگذارد.
نویسنده در کتاب فلسفه سیاسی ماکیاولی اذعان میکند که ماکیاولی از مهمترین متفکران سیاسی اوان سنت مدرن اروپایی است. او مبدع علم سیاست نیست؛ اما نخستین کسی است که مسئلهی سیاست را در فرمی جدید مطرح کرد. ماکیاولی در اثر خویش، رویکرد انقلابی را در تفسیر و ادراک رابطهی بین شناخت تاریخ و خود نظریه به نمایش میگذارد. زیرا به عقیدهی او تنها زمانی پیشرفت حاصل میشود که ادراکی منسجم و متقن از تاریخ وجود داشته باشد. ضمن آنکه شناخت وی از تاریخ انتقادی است. نزد ماکیاولی سیاست نقطهی تلاقی چنین برخوردی از تاریخنگاری و نظریه است.

فیلیپو دل لوکزه ابتدا به طور مختصر محیط اجتماعی ماکیاولی و پسزمینهی فرهنگی، سیاسی و دینی وی را توصیف میکند. سپس تفکر ماکیاولی را از خلال آثار مهمش چون گفتارها، شهریار، تواریخ فلورانسی و هنر جنگ بررسی میکند و فصلهایی جداگانه به هر یک از این متون اختصاص میدهد. مؤلف در میان مطالعاتش به آثار دیگر ماکیاولی نیز استناد میکند. سپس در مرحلهی بعد، به تأثیرگذاری وی بر سنت فلسفهی مدرن و معاصر غرب و کسانی چون فرانسیس بیکن، توماس هابز، اسپینوزا، مونتسکیو و ژان ژاک روسو میپردازد.
در کتاب فلسفه سیاسی ماکیاولی شناختی جامع و کامل از فلسفهی ماکیاولی ارائه نمیشود و حکم دایرهالمعارفی برای شناخت ماکیاولی و فلسفهی سیاسی او را ندارد. همچنین رویکرد نویسنده مبتنی بر شناخت مکتب کمبریج از ماکیاولی نیست؛ بلکه نگاه او در این کتاب بر رئالیسم ماکیاولی استوار است و بر سخن گفتن از انسانها چنانکه هستند، دلالت میکند، نه چنانکه باید باشند. او در این کتاب با رویکردی جدید و متفاوت بر مضامین و تفکراتی اشاره میکند که استخوانبندی نظریهی سیاسی ماکیاولی را تشکیل میدهند.
این کتاب را انتشارات ققنوس با ترجمهی فؤاد حبیبی و امین کرمی در اختیار خوانندگان قرار داده است.
نکوداشتهای کتاب فلسفه سیاسی ماکیاولی
- فیلیپو دل لوکزه تفسیری اصیل از اندیشهی نیکولو ماکیاولی و همچنین بحثهای پیرامون کار او در طول چهار قرن ارائه میکند. این کتاب که با وضوح و ظرافت نگاشته شده، به اثری کلاسیک تبدیل خواهد شد. (اتین بالیبار، استاد فلسفهی دانشگاه نانتر پاریس)
- روایتی بسیار خواندنی و جذاب از ماکیاولی که هم علمی و هم قابل قبول است. (گری براونینگ، دانشگاه آکسفورد بروکس)
کتاب فلسفه سیاسی ماکیاولی برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای دانشجویان، استادان و کلیهی متخصصانی که در حوزهی فلسفهی سیاسی غرب مطالعه میکنند و در این بین به شناخت اندیشههای ماکیاولی علاقه دارند، مناسب است.
در بخشی از کتاب فلسفه سیاسی ماکیاولی میخوانیم
ماکیاولى در نظریه خویش در باب طبیعت و توالى فرمهاى حکومت، که در فصول نخست گفتارها ارائه شده است، از پولیبیوس مورخ یونانى و ایده وى درباره نظریه چرخه تطور حکومتها بهره مىگیرد. ماکیاولى در زمره نخستین کسانى است که در اوان جهان مدرن از کتاب ششم تواریخ پولیبیوس که بهتازگى کشف شده بود استفاده مىکند، و بهیقین «نخستین کسى است که به پولیبیوس در مقام متفکرى سیاسى ارج مىنهد». او برخى از ایدههاى پولیبیوس را مىپذیرد و، با این وصف، عمیقا آنها را جرح و تعدیل مىکند و در نهایت پارهاى از مهمترین پیامدهاى فلسفه تاریخ وى را، بهخصوص راجع به مسائل پیشبینىپذیرى و شانس، رد مىکند.
پولیبیوس چرخه تطور حکومتها را به منزله چرخهاى طبیعى و ضرورى تعریف مىکند که درون هر دولتى اتفاق مىافتد، جایى که فرمهاى مختلف حکومت پادشاهى، آریستوکراسى و دموکراسى، و فرمهاى فاسدشده آنها خودکامگى، الیگارشى و غوغاسالارى در ضرباهنگى بىپایان به دنبال یکدیگر مىآیند. این چرخه بىپایان تولد، زندگى و مرگ براى هر فرمى از حکومت بنا به عللى طبیعى، به تبعیت از قانون بیولوژیک تطور و تباهى، اتفاق مىافتد. تسلسلِ تولد، تطور و مرگ در واقع نهتنها برگشتناپذیر است، بلکه همچنین براى ناظرِ خردمندترِ تواریخ [گوناگون] امرى است پیشبینى پذیر. سرنوشت هر فرم سیاسى از همان آغاز در خود خاستگاه آن گنجانده شده است و همواره مطابق با این قانون تعیین مىشود.
بهرهگیرى ماکیاولى از نظریه پولیبیوس به نحوى چشمگیر استفادهاى است بدیع، تا آنجا که ساختار چرخهاى زمان تاریخى را مىپذیرد، ولى به طرزى ریشهاى ضرورت صلبى را رد مىکند که بر ایده قسمى قانون بیولوژیکى تأکید مىکند.
بله
























بسیار کتاب خوبیه پیشنهادش میکنم