فلسفهی سیاسی یکی از شاخههای فلسفه است که تا حد زیادی مدیون آراء اسپینوزاست. در کتاب بارگذاری مجدد: اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد؟، مجموعهای از مقالات به قلم گروه نویسندگان دربارهی آرای اسپینوزا گرده آمده است. این اثر که در گروه کتابهای فلسفه طبقهبندی میشود، بیشتر به شرح اندیشههای سیاسی اسپینوزا اختصاص دارد.
دربارهی کتاب بارگذاری مجدد: اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد؟
اسپینوزا از فیلسوفان عقلگرای قرن هفدهم میلادی است که بر فیلسوفان پس از خود تأثیر بسیاری گذاشت؛ تا حدی که گروهی از اندیشمندان چون لویی آلتوسر، بالیبار و ماشری برای فهم آثار مارکس خود را نیازمند به شناخت و فهم اندیشههای اسپینوزا میدانستند و به کار مستقیم در باب اسپینوزا روی آوردند. در کتاب بارگذاری مجدد: اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد؟، مجموعهای از مقالات دربارهی اسپینوزا به قلم گروه نویسندگان برگزیده و ترجمه شده است تا آراء و اندیشههای این فیلسوف را بیشتر به مخاطبان معرفی کند. وارن مونتاگ (Warren Montag)، ژیل دولوز (Gilles Deleuze)، آنتونیو نگری (Antonio Negri)، پی یر فرانسوا مورو (Pierre Francois Moreau) از پژوهشگرانی هستند که دربارهی اسپینوزا کتاب نوشتهاند و در مجموعهی حاضر نیز مقالاتی از ایشان نقل شده است. کتاب حاضر، جلد دومِ کتاب بازیابی مکرر: قدرت اسپینوزا از کجا میآید؟ است.
اسپینوزا از فیلسوفانی است که دربارهی سیاست و دولتهای حکمران ایدههای جالبی را مطرح کرده است. او عقیده داشت که دولت باید با قوانین طبیعت همخوانی و به حریم خصوصی و آزادی فکری باور داشته باشد. بنابراین دموکراسی را بهترین نوع نظام حکومتی میدانست و تأکید میکرد که دولتها باید از آزادی شهروندان حمایت کنند. تعداد چشمگیری از مقالات کتاب بارگذاری مجدد: اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد؟ به بررسی و تحلیل آراء سیاسی اسپینوزا در باب دموکراسی، سیاست و دولتها اختصاص یافته است.

یکی از مفاهیم کلیدی در اخلاق و رسالهی سیاسی اسپینوزا، مفهوم قهر است که چند مقاله در کتاب بارگذاری مجدد: اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد؟، دربارهی آن وجود دارد. نویسندگان قهر را یکی از مفهومهای اساسی در قاموس سیاسی اسپینوزا میدانند و این مفهوم را از نگاه وی شرح میدهند. طبق شرح و تفسیر اسپینوزا، رابطهای سه بخشی میان ستمگر، قربانی و ناظر وجود دارد. به صورتی که ترس اتباع از خودکامه بدل به قهر میشود، به بیثبات کردن رژیم ستمگر میانجامد یا نقش تنظیمی در حیات اجتماعی- سیاسی ایفا میکند. همچنین جالب است که اسپینوزا قهر را عامل برسازندهی هر دولتی میداند؛ اما در جایی دیگر آن را مضرّ میداند و در نهایت اذعان میکند که نمیتوانیم فرمهای خوب و بد قهر را از هم متمایز کنیم. قهر حتی اگر به لحاظ جمعی برای جامعه خیر باشد، برای کسانی که آن را تجربه میکنند، بد است. همین امر یکی از تحلیلهایی است که اسپینوزا به واسطهی آن، نظام دموکراتیک را بر نظامهای جبّار و خودکامه برتری میدهد.
کتاب بارگذاری مجدد: اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد؟ در دو بخش اصلی تنظیم شده است. بخش اول «شروع عملیات» و بخش دوم «پیشروی لشکریان» نام دارند. در مجموع میتوان گفت مقالات برگزیدهی این اثر، با تحلیل مباحث مدنظر اسپینوزا و با تمرکز بیشتر بر نگاه او به امر سیاست و دموکراسی، شناخت وسیع و عمیقی از اندیشههای او به دست میدهد.
این کتاب را انتشارات ققنوس با ترجمه و گزینش فؤاد حبیبی و امین کرمی منتشر کرده است.
کتاب بارگذاری مجدد: اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد؟ برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب برای متخصصان و علاقهمندان به فلسفه، بهویژه کسانی که قصد دارند اسپینوزا را بشناسند، مناسب است.
در بخشی از کتاب بارگذاری مجدد: اسپینوزا ما را تا کجا خواهد برد؟ میخوانیم
چه بر سر نقد ایدئولوژى مىآید وقتى ذهنها را بخشى از طبیعت به حساب آوریم و نیروهاى اجتماعى را از حیث نوعْ چیزى متفاوت از نیروهاى طبیعى ندانیم؟ نقد ایدئولوژى معمولاً شامل کاربست قسمى «طبیعىزدایى» است که با آن نشان داده مىشود که ایدههایى معیّن که واضح، بدیهى، راستین و طبیعى تلقى مىشوند به لحاظ تاریخى تجلیاتى مشخص از قدرت اقتصادى و فرهنگىاند. مثال مشهورش این است که فمینیستهاى منتقد ایدئولوژى برملا مىسازند که بداهت آشکار اقتضاى ماندن زنان در فضاى خانه محصول ساختارهاى قدرتِ مردسالارِ دگرجنسخواه است که بسته به فرهنگهاى مختلف از تنوع برخوردارند و در تابعسازى زنان مشارکت دارند. بدینسان، از دید بسیارى از فمینیستها، این ایده که زنان به طور طبیعى خانوادهدوست، تغذیهکننده یا پرورشدهنده، و اهل همیارىاند سازوکارهاى نهادىاى را پنهان مىسازد که سوژههاى زنانهاى را تولید مىکند که براى طبقه مسلط سودمند است چرا که چنین خصایلى را پرورش مىدهد و ترویج مىکند. من، در این فصل، از این بحث خواهم کرد که در نوشتههاى اسپینوزا نسخهاى از «بازطبیعىسازى» ایدئولوژى را مىیابیم که منتقدان اجتماعى و فعالان سیاسى از طریق آن مىتوانند دریابند که چگونه ایدهها، همانند هر چیز طبیعى دیگر، رشد مىکنند، بقا مىیابند و شکوفا و کامیاب مىشوند، یا پژمرده مىگردند و مىمیرند. سیاست بازطبیعىسازى، به عوضِ پردهبردارى از اساسِ ترکیبى [و ساختگىِ] واقعیتهاى طبیعىِ آشکار و نمایان، در پى شناسایى مؤفههایى «اکولوژیکى» است که در سرزندگى و انرژى حیاتى ایدههاى ستمگرانه سهم دارند.
بله































