موضوع بحث عباداله پهلوان گلوگاهی، علی سلیمی خورشیدی و محمدعلی نصرالهی در کتاب نام و نام گذاری اماکن شهری، مطالعات نامشناسی و کاربرد آن در روشن ساختن دغدغههای فرهنگی، جغرافیایی و هویتی است. این اثر با بهرهگیری از زبانشناسی اجتماعی، مطالعات جنسیت و مطالعات فرهنگی با نگاهی نقادانه و تحلیلی، نامها را به مثابهی مفهومی پیچیده که با مناسبات قدرت، تاریخ، جنسیت، طبقهی اجتماعی و هویت گره خوردهاند، مورد بررسی قرار داده است.
دربارهی کتاب نام و نام گذاری اماکن شهری
انسانها برای اینکه بتوانند جایگاه خودشان را در جهان درک کنند، متوسل به زبان میشوند. چیزها زمانی که نامی بر آنها گذاشته میشود، به عرصهی مناسبات انسانی پا میگذارند و بر آن تاثیر میگذارند. نامهایی که برای مکانهایی که در آن زندگی میکنیم و اسامیای که در موقعیتهای مختلف با آن دیگری را موردخطاب قرار میدهیم همواره پیامی درون در خودشان دارند که بازتابدهندهی تاریخ، هویت و ارزشهای ما هستند.
کتاب نام و نام گذاری اماکن شهری نوشتهی عباداله پهلوان گلوگاهی، علی سلیمی خورشیدی و محمدعلی نصرالهی، اثری پژوهشی و تحلیلی است که ضمن معرفی مبانی مطرح شده در حوزهی زبانشناسی اجتماعی، به بررسی نمونههایی از کاربرد آن در زندگی روزمره میپردازد. نامها، مقولههایی چندوجهی و پیچیده هستند که برای بررسی آنها نیازمند رجوع به حوزههایی مانند زبانشناسی، جامعهشناسی، مطالعات جنسیت، قومنگاری، سیاست و جغرافیا هستیم. این کتاب با مرور اجمالی بر جامعهشناسی زبان و نشانهشناسی آغاز میشود و با تحلیل مفاهیم کلیدی چون نشانه، اجزای نشانه، و دیدگاههای سوسور و پیرس، بنیان نظری خود را استوار میسازد.
در ادامه، «نام و نامگذاری» بهمثابهی یکی از مهمترین کنشهای زبانی مورد واکاوی قرار میگیرد. مباحثی چون نامشناسی اجتماعی، تفاوت اسم و نام، اسامی خاص و عام، مسائل اسامی خاص و سیاستگذاری در نامگذاری مکانها، بهویژه خیابانها، در این بخش بررسی میشود. فصل مهمی از کتاب به رابطهی نامگذاری و جنسیت اختصاص دارد. با بهرهگیری از نظریات جامعهشناسی و زبانشناسی جنسیتی، به بررسی کاربرد متفاوت زبان از سوی زنان و مردان، بازنمایی نابرابر آنها در زبان و جایگاه فمینیسم در مطالعات زبانی پرداخته میشود. در بخش فرهنگ و هویت، نویسندگان کتاب به تأملی گسترده دربارهی نقش نامگذاری در شکلگیری هویتهای ملی، محلی، فراملی، اجتماعی و فرهنگی میپردازند. مفاهیم وطندوستی، تواریخ محلی، مشاهیر و رابطهی زبان و فرهنگ نیز در این راستا تحلیل شدهاند. از دیگر بخشهای برجستهی کتاب، میتوان به بررسی شیوههای نامگذاری در داستانها، نامگذاری شخصیتها و نقش طبقهی اجتماعی در انتخاب نامها اشاره کرد؛ جایی که زبان، بهمثابهی ابزار بازنمایی قدرت و منزلت اجتماعی، جلوهگر میشود. این اثر پژوهشی با مرور عناوین رسمی، صمیمانه، شغلی، مذهبی، تحقیرآمیز و استراتژیهای زبانی مانند تابو و طفره به پایان میرسد.
کتاب نام و نام گذاری اماکن شهری را انتشارات برگ و باد روانهی بازار کرده است.
کتاب نام و نام گذاری اماکن شهری برای چه کسانی مناسب است؟
این اثر، با ساختاری دقیق و نگاهی چندبعدی، منبعی ارزشمند برای پژوهشگران علوم اجتماعی، زبانشناسان، دانشجویان مطالعات فرهنگی و علاقهمندان به تحلیلهای انتقادی زبان و جامعه به حساب میآید.
در بخشی از کتاب نام و نام گذاری اماکن شهری میخوانیم
جهت نامگذاری حوزههای مختلف شهری مانند مشاغل، معابر و مدارس، مؤلفههای محلی به طور قابل توجهی به کار گرفته میشود. نامهای مشاهیر محلی که در نامگذاری استفاده میشوند، میتوان به نمونههایی اشاره کرد. این افراد در زمینههای گوناگون زندگی مانند، علم، شعر، هنر، صنعت، عرفان، سیاست، ورزش، ایثارگری، کار نیک و وقف، تحقیق و غیره فعالیت شایان توجهی داشته و به شهرت رسیدهاند. در اینجا به تعدادی از نامها اشاره میشود از جمله: مستوره اردلان، هادی ضیاء الدینی، محمد قاضی، بهمن قبادی، کامکارها، سید علی اصغر کردستانی، ماموستا قانع، ماموستا هیمن، ماموستا هژار، محمد اوراز، شهید ماموستا ملا برهان عالی، مهندس ادب،....
در دهههای آخر قرن بیستم مفاهیم محوری علوم اجتماعی، از جمله فرهنگ و جامعه، دستخوش تغییرات بنیادی شدند. تا دهه 1960، معمولاً جوامع تخصصی مفهوم فرهنگ را تا حد زیادی منطبق با قومیت و حتی ملیت میگرفتند. ولی در طول سی سال گذشته، به زحمت میتوان حتی یک کار مهم را در این زمینه یافت که یادآوری نکرده باشد. هیچ رابطه یک به یک بین فرهنگ و قومیت وجود ندارد و تفاوتهای فرهنگی از وسط مرزهای قومی عبور میکنند و اساس هویت قومی تصورات تأیید شده اجتماعی از تفاوتهای فرهنگی است، نه تفاوتهای واقعی. در جایی که هویت قومی به تبار مشترک فرضی (نوعی خویشاوندی خیالی) اشاره دارد، فرهنگ به بازنماییها، هنجارها و رسوم مشترک اطلاق میشود. گاه میتوان تفاوتهای قومی عمیق را بدون تفاوتهای فرهنگی نظیر داشت (مثل مورد بوسنی)؛ و گاه ممکن است تنوع فرهنگی بدون مرزهای قومی وجود داشته باشد (مثل مورد طبقه متوسط انگلیسی و طبقه کارگر انگلیسی).
بله



















