کتاب سقوط: پایان فاکس نیوز و سلسله مرداک، اثر مایکل وولف، نویسندهی پرفروش نیویورک تایمز روایتکنندهی سقوط امپراتوری رسانهای فاکس نیوز، تحولات آن در سالهای اخیر، بحرانهای این شبکهی خبری پس از رفتن ترامپ از کاخ سفید و بررسی مرگ راجر آیلز مرداک، رئیس آن است. این اثر براساس مصاحبههای نویسنده با منابع درونی، گردآوری و نوشته شده است.
دربارهی کتاب سقوط: پایان فاکس نیوز و سلسله مرداک
در عصر تکنولوژی، تاثیرات عمیق رسانههای جمعی بر کسی پوشیده نیست. شبکههای خبری، بهویژه آنها که در تلویزیون ملی یک کشور تریبون دارند و بهصورت مداوم، روایتکنندهی اخبار و اتفاقات هستند، اثرگذاری بیشتری دارند. مایکل وولف (Michael Wolff) نویسندهی کتاب سقوط: پایان فاکس نیوز و سلسله مرداک (The fall: the end of Fox News and the Murdoch dynasty)، خبرنگار خبرهای است که از تجربیات خود و مصاحبههایی که انجام داده، در رابطه با فاکس نیوز مینویسد. او در این کتاب از عملکرد این شبکهی خبری، نقش آن در انتخابات آمریکا و سیاست مالک و رئیسش پرده برمیدارد.

فاکس نیوز از پربازدیدترین و قدرتمندترین شبکههای خبری دنیاست که توسط خانوادهی مرداک بنیان نهاده شده و دهها سال در مسند قدرت بوده است. این شبکهی خبری که گسترهی تاثیرگذاری آن تنها به آمریکا محدود نمیشود، یکی از بزرگترین رسانههای دنیاست که اهداف متفاوتی را در زمانهای مشخص در پیش میگیرد. این شبکهی خبری، زمانی سیاست غیر لیبرالی و در زمانی دیگر صرفا سیاستهای تلویزیونی و پولی را سرلوحهی خود قرار داده و نویسنده در این کتاب به آنچه پشتپردهی خانوادهی مرداک و شبکهی خبری فاکس نیوز در جریان بوده است، میپردازد.
مایکل ولف، در کتاب سقوط: پایان فاکس نیوز و سلسله مرداک، آن بخش از زندگی شخصی مالک فاکس نیوز و داستانهایی از خاندان مرداک را بیان میکند که به شکلگیری و ادامهی روند این شبکهی خبری مرتبط است.
او که تجربهی نوشتن زندگینامهی مالک فاکس را نیز دارد از مصاحبههایش با او، اعضای خانوادهاش، شخصیت وی، تاثیر اقدامات پسرانش در نابودی امپراتوریاش، سیاستهای پولی و اهداف مالیای که با حمایت از ترامپ، دنبال میکرده، میگوید. انجام این مصاحبهها، حسادت روپرت مرداک، مالک فاکس را نسبت به راجر ایلز، فردی توطئهپرداز که رئیس فاکس نیوز است، روشن ساخت. این اتفاق آغازکنندهی حضور نویسنده در کنار ایلز بود. این ارتباط، نیروهای متضادی را که در بطن شبکه جریان دارد، بهتصویر کشید.

نویسنده در این کتاب از بیثباتی، خودخواهی، علاقهی غیرعادی به حضور در تلویزیون و طمع بیاندازهی فاکس نیوز در دستیابی به پول و قدرت، میگوید. شبکهای که مجریان اصلی آن بدل به چهرههای معروف سیاسی شدهاند. بدینگونه او، ترامپ را پدیدهی فاکس میداند! و استدلال میکند هر آنچه بر شرکت فاکس و شبکهی خبری فاکس نیوز میگذرد، بر جامعه، تاثیری عمیق دارد.
کتاب سقوط: پایان فاکس نیوز و سلسله مرداک، سیر زمانی مشخصی دارد و به جزئیات عملکرد این رسانهی بزرگ، متاثر از رفتارهای اعضایش، میپردازد. مایکل وولف بهمثابهی یک گزارشنویس و فیلمبردار، تمام اتفاقات مهم، رقابتهای پشت صحنه و پیامدهای تصمیمات اعضای فاکس را، نمایان میسازد.
کتاب سقوط، توسط محمد حیدری قالهری ترجمه شده و انتشارات بله آن را به چاپ رسانده است.
نکوداشتهای کتاب سقوط: پایان فاکس نیوز و سلسله مرداک
- اثری خیرهکننده با نگاهی بدبینانه به افول فاکس نیوز. وولف دیدگاه خود را بدون هیچ محدودیتی نسبت به شخصیتهای قدرتمندی که در راس شبکهاند، ارائه میدهد. او هیچ ابایی از همراهی با برخی از بدترین مردم آمریکا ندارد. استعدادهای خیمهشببازی فاکس از چشم وولف در امان نیست. او تصاویر واضح متعددی را به نمایش میگذارد. (واشنگتن پست)
- کتابی سرگرمکننده، بیرحمانه و بهموقع. به گفتهی وولف، مرداک نوعی فرانکنشتاین بدبخت است که از هیولایی که در دنیا رها کرده بود، نفرت دارد؛ اما مطمئن نیست که چگونه باید او مبارزه کند! (میشل گلدبرگ، نیویورک تایمز)
- وولف، نویسندهی کتابهای متعددی که ریاستجمهوری ناکارآمد ترامپ را عیان میسازد، در این کتاب، با روایتی صریح و بازگویی سریع در رابطه با درام خانوادگی مرداک، رقیب و جانشین آنها، توطئهها، درگیریها، رسواییها و زحمات آنها، به تحقیقات خود باز میگردد و فاکس نیوز را بههم میریزد. (بررسی های کرکوس)
کتاب سقوط: پایان فاکس نیوز و سلسله مرداک برای چه کسانی مناسب است؟
علاقهمندان به دنیای رسانههای خبری قدرتمند، پشتپردههای شبکهی تلویزیونی فاکس نیوز و تاثیرات عمیق آن بر سیاست و جامعه، میتوانند از این کتاب بهرهمند شوند.
در بخشی از کتاب سقوط: پایان فاکس نیوز و سلسله مرداک میخوانیم
در کارزار انتخاباتی 2016، به دونالد ترامپ سوالی پرسیده شد که برای به چالش کشیدن یک نامزد بهصورت مؤثر طراحی شده بود: دلیل دقیق شما برای رئیسجمهور شدن چیست؟ ترامپ بدون لحظهای تردید یا شک، فوراً پاسخ داد: تبدیل شدن به «مشهورترین مرد جهان».
با اینحال، کارلسون در این مورد دچار تردید بود. او باور داشت که اگر نامزد میشد، احتمالاً فاکس او را، با وجود حمایت قبلی، از برنامه خود حذف میکرد. آیا میتوانستید بدون حمایت صریح یا ضمنی فاکس، یک نامزد جمهوریخواه موفق باشید؟ در پسزمینه انتخابات 2024، ترامپ قدرت فاکس را به چالش میکشید. کارلسون، با وجود هر عصبانیت و بیاعتقادیای که نسبت به ترامپ داشت، به استقامت ترامپ برای مقابله با شبکه احترام میگذاشت. این یک مسئله حیاتی دیگر بود: اگر ترامپ، ترامپ انتقامجو، واقعاً پیروز میشد، چه اتفاقی برای فاکس میافتاد؟
اگر کارلسون سؤال میشد که چرا میخواهد رئیسجمهور شود، پاسخش، دستکم پاسخ صادقانهاش، شبیه اما از نظر کیفیت متفاوت با پاسخ ترامپ بود. پاسخ او این بود: برای اینکه بتواند به صحبت کردن ادامه دهد. (در این زمینه، او شاید متفاوت از دیگرانی نباشد که در تلویزیون حضور دارند و با احتمال نبودن در تلویزیون مواجه هستند.) به نظر او، نامزد شدن برای ریاستجمهوری و خود مقام ریاستجمهوری، بخشی از بزرگترین فرصتی بود که تابهحال برای ادامه صحبت کردن و شنیدهشدن وجود داشته است. چیزی اصیل در این موضوع وجود داشت: شما بر اساس قدرت تنها چیزی که میگفتید، صعود یا سقوط میکردید. از دیدگاه محافظهکارانه، این یک منطق برجسته داشت: سیاست نباید ابتدا در مورد سیاستگذاری باشد - که برای ذهنهای محدود و منفعتطلب (گروهی که کارلسون بیشترین نفرت را نسبت به آنها داشت) بود - بلکه باید در مورد ایدهها (حتی ایدههای نامعقول) باشد.
بله




























