داگلاس کلنر در کتاب نمایش رسانهای، از واقعیتی مهم پرده برمیدارد و نشان میدهد رسانهها چگونه میتوانند هر رویدادی را چنان بازنمایی کنند که مرز میان واقعیت و سرگرمی در آن محو شود. نویسنده با تکیه بر مثالهای واقعی از جامعهی آمریکا نشان میدهد رسانهها چگونه افکار عمومی را در پس نمایشهای پر زرقوبرق خود، تحت تأثیر قرار میدهند.
دربارهی کتاب نمایش رسانهای
داگلاس کلنر (Douglas Kellner) در کتاب نمایش رسانهای (Media Spectacle and the Crisis of Democracy) به نقد جامعهی سرمایهداری و فرهنگ مصرفی آمریکا میپردازد. او با پیروی از فلسفهی گی دبور، فیلسوف فرانسوی و نظریهپردازان مکتب فرانکفورت، جامعهی امروز را یک جامعهی نمایشی میداند که در آن رسانهها با هدف جذب حداکثری مخاطب و تأثیرگذاری بر افکار عمومی، رویدادهای مختلف اعم از رویدادهای سیاسی، نظامی و حتی ورزشی را دراماتیزه میکنند.
داگلاس کلنر بهطور مستقیم از سوژههای روز آمریکا مانند رستورانهای زنجیرهای مک دونالد، رفتار سلبریتیها، انتخابات آمریکا و... انتقاد میکند و آنها را محصول یک جامعهی مصرفگرا میداند. نویسنده موضع انتقادی خود در کتاب نمایش رسانهای را با تحلیل چندین رویداد رسانهای مانند رسوایی جنسی کلینتون، محاکمه او. جی. سیمپسون و... بیان میکند و هر یک را نمایش رسانهای مینامد.
از طریق این دیدگاه انتقادی، مخاطب کتاب نمایش رسانهای با بینشهای مهمی در مورد رسانه، روزنامهنگاری، حوزهی عمومی و سیاست در عصر فناوریهای جدید آشنا میشود. داگلاس کلنر نشان میدهد چگونه این نمایشها بر افکار عمومی تأثیر گذاشته و حتی نحوهی شکلگیری سیاست و تصمیمگیریها را دگرگون میکنند. تحلیلهای نویسنده در این اثر به ما کمک میکنند تا از مصرفکنندگان منفعل رسانه به تحلیلگران فعالی تبدیل شویم که قادر به درک عمیقتر واقعیتهای پیرامون خود هستند.
ساختار قدرت در پس پردهی نمایشها
در کتاب نمایش رسانهای، داگلاس کلنر پرده از سازوکار پیچیدهای برمیدارد که رسانهها را به ابزاری برای مدیریت جامعه تبدیل کرده است. او استدلال میکند که نمایشهای رسانهای برخلاف ظاهر طبیعی خود، محصول طراحیهای آگاهانه هستند. در واقع، این رویدادها با هدف دستیابی به منافع خاص سیاسی و اقتصادی تولید و مدیریت میشوند تا بر نگرش عمومی جامعه اثر بگذارند.
از سوی دیگر، این نمایشها با تکیه بر جلب هرچه بیشتر توجه مخاطبان، تلاش میکنند ذهن آنها را درگیر و تسخیر کنند. کتاب نمایش رسانهای داگلاس کلنر توضیح میدهد که وقتی تودهی مردم درگیر جنجالهای پر زرقوبرق، مانند رسواییهای سیاسی میشوند، ناخودآگاه از بررسی مسائل ساختاری و مشکلات ریشهای جامعه باز میمانند. در این میان، نمایشهای رسانهای به جای اطلاعرسانی، به وسیلهای برای انحراف افکار عمومی از واقعیتهای تلخ اجتماعی تبدیل میشوند و اجازه نمیدهند شهروندان بر بحرانهای عمیق نظام سرمایهداری تمرکز کنند.
اگر کنجکاوید بدانید رسانهها چطور مسیر رویدادهای جامعه را تغییر میدهند و چگونه نمایشهای رسانهای، توجه عمومی را منحرف میکنند، خرید کتاب نمایش رسانهای و مطالعهی آن میتواند نگاه شما را به واقعیتهای پیرامونتان دگرگون کند. این اثر با ترجمهی گودرز میرانی و توسط انتشارات علمی و فرهنگی به بازار کتاب راه پیدا کرده است.
کتاب نمایش رسانهای برای شما مناسب است اگر
- میخواهید بدانید فرهنگ جهان معاصر چگونه تحت تأثیر رسانهها شکل میگیرد.
- با نظریهی جامعهی نمایش گی دبور آشنا هستید و میخواهید بدانید کتاب نمایش رسانهای داگلاس کلنر، چگونه این نظریه را در بستری تازه بازخوانی و نقد میکند.
- میخواهید رابطهی میان رسانه، قدرت، سیاست و افکار عمومی را از زاویهای انتقادی و دقیق بررسی کنید.
در بخشی از کتاب نمایش رسانهای میخوانیم
خودِ سیمپسون ورزشکاری ابرستاره، یک گزارشگر ورزشی محبوب، یک بازیگر ناشناخته در عرصۀ سینما و تلویزیون و چهرهای کاملاً مشهور بود که در آگهیهای تلویزیونی به شکلی شاد ایفای نقش میکرد و به تبلیغ منافع شرکتهای تجاری میپرداخت. ناباوری اولیه در مورد احتمال ارتکاب قتل توسط سیمپسون نیز به دلیل شهرت و نیز تصویری بود که وی از خود بهعنوان یک «انسان خوب» برای دههها ارائه کرده بود و همین مسئله نشان میدهد که تصورات و تصاویر رسانهها تا چه میزان تعیینکنندۀ برداشت افراد از واقعیت هستند. [12]
تمرکز شدید بر این پرونده به مدت چندین ماه تا حدی معلول شهرت سیمپسون بهعنوان یک ابرستاره بود و توانایی او در استخدام یک تیم حقوقی گرانقیمت نیز یکی از امتیازات ناشی از شهرت و طبقۀ اجتماعی به شمار میآمد. بااینحال، جلبتوجه بالای ناشی از شهرت رسانهای میتواند به جلب توجهات ناخواسته به شخصیت افراد منجر شود و در سقوط آنها مؤثر باشد؛ همانطور که سیمپسون پس از اندیشیدن به محاکمۀ خود از درون سلول زندان و پس از گرفتن حکم تبرئه، با گشتن در دنیای اجتماعی ستیزهجو، دریافت که کسانی که زندگی خود را مدیون رسانهها هستند ممکن است بهواسطهٔ همین رسانهها همه چیز خود را از دست بدهند.
علاوه بر این، ماجرای سیمپسون از تمامی جهات یک نمایش تجاری رسانهای نیز بود که در آن رسانههای صوتی تصویری و چاپی برای کسب رتبه با یکدیگر در رقابت بودند و بازیگران اصلی ماجرا، از جمله اعضای هیئتمنصفه، اعضای تیمهای دادستانی و وکالت و نیز دوستان و دشمنان سیمپسون و همسر مقتولش، نیز داستانهای خود را به نشریات عامهپسند میفروختند یا به امضای قراردادهای پرسود در حوزۀ نشر کتاب میپرداختند.
بله



















