کتاب یقه سفیدها نوشتهی محمد قوچانی دلیل این را که چرا احزاب موجود در ایران با همهی گرایشهای سیاسی چپ، راست و میانه، همگی ریشه در طبقه متوسط جدید دارند، مورد بررسی و تحلیل قرار میدهد. عبارت یقه سفیدها را اولین بار یک جامعهشناس اهل آمریکا به نام سی. رایت. میلز استفاده کرد که منظور آن دیوان سالاران و قدرتمندان عرصه سیاست بود.
درباره کتاب یقه سفیدها:
احزاب (اگر آن را در معنایی وسیع بفهمیم؛ به نحوی که این واژه بر تمام گرایشهای اجتماعی و جناحهایی با هویت متمایز اطلاق شود) بازوهای محرکِ مهمترین اشکال فعالیت سیاسی در سرزمینهای گوناگون هستند؛ تا جایی که اغراق نیست اگر ادعا کنیم که بخش اعظمی از تاریخ سیاسی کشورها در روزگار معاصر، چیزی جز تاریخ احزابِ موجود در آنها نیست.
این امر خصوصاً دربارهی عرصهی سیاست داخلی ایران صادق است. بنابراین برای شناخت تحولات اساسیای که در دل یک جامعه رخ میدهد، سادهترین راه، شناخت فراز و فرودهای احزاب گوناگون در عرصههای نظری و عملیست. محمد قوچانی در کتاب یقه سفیدها، با ارائهی یک بررسی تاریخی – تحلیلی از جریانهای سیاسی ایران امروز، در مسیر همین شناخت گام برداشته است و از طریق جریانشناسی تطبیقی، گروهها و جریانهای سیاسی ایران را بعد از انقلاب اسلامی بررسی میکند. در این کتاب انواع حزبهای سازمان یافته در جمهوری اسلامی تحلیل میشود. از جمله این حزبها میتوان جبهه مشارکت، هیئتهای موتلفه اسلامی و کارکنان و کارگران سازندگی را نام برد.
کتاب یقه سفیدها سه بخش کلی دارد که در هر فصل به توضیح برخی مسائل درباره آن پرداخته میشود. در بخش اول مثالهایی عینی و واقعی برای شکلگیری حزبهای گوناگون در ایران زده شده است که در پنج دسته کلی قرار میگیرند: تفکر – قانون – قدرت – مذهب – اقتصاد. در بخش دوم حزبهای مختلف و گروههای سیاسی رایج در جمهوری اسلامی مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد. در سومین بخش هم مقالههای متعدد و پراکنده که در نشریات مختلف اننتشار یافته، گردآوری شده است.
کتاب یقه سفیدها مناسب چه کسانی است؟
مطالعه این کتاب به کسانی که به مطالعه پیرامون احزاب و گروههای سیاسی تشکیل شده در جمهوری اسلامی علاقه دارند، پیشنهاد میشود.
محمد قوچانی را بیشتر بشناسیم:
این روزنامهنگار و مقالهنویس اهل رشت متولد سال 1355است و فعالیت گستردهای در زمینه مطبوعات و سیاست دارد. از جمله نشریاتی که قوچانی سمت سردبیری آنها را بر عهده داشته میتوان به همشهری ماه، اعتماد ملی، شهروند امروز، مردم امروز، شرق، سازندگی، مهرنامه و... اشاره کرد. علاوه بر این قوچانی به عنوان عضو شورای مرکزی و معاون کمیته سیاسی حزب کارگران سازندگی ایران نیز فعالیت داشته است.
در بخشی از کتاب یقه سفیدها میخوانیم:
دوم خرداد را از روى نشانههاى متفاوتى مىتوان شناخت و آن را از دیگر روزها جدا ساخت. یکى از این نشانهها که پس از دوم خرداد هر روز خود را به نحوى به رخ مىکشد همگانى شدن امر سیاست است. با وجود آنکه سیاست و مفاهیم مندرج در آن (قدرت، حاکمیت، اقتدار و...) مانند همه مفاهیم علوم اجتماعى مفهومى عمومى و همگانى است، اما در بسیارى از موقعیتهاى تاریخى و جغرافیایى در انحصار نخبگان قدرت گرفتار مىآید و بهعنوان یک کالاى لوکس از دسترس هر مصرفکنندهاى خارج مىشود و مشارکت در آن تنها از عهده بازیگرانى از پیش تعریف شده بر مىآید.
تعریف بازیگران قدرت در جوامع سنتى (اعم از جوامع داراى فرهنگ سنتى یا تحت حاکمیت سنتى) بسته به درجه رشد فکرى یا اجتماعى این جوامع و نیز عرف یا ایدئولوژى حاکم بر آنها متفاوت و مغایر است. اما آنچه عنصر اصلى تعریف بازیگران قدرت را در این جوامع تشکیل مىدهد نوع و گونه نخبگان قدرت حاکم بر آنهاست. مقصود از گونهشناسى (تیپولوژى) نخبگان قدرت توصیف اجمالى جمیع صفات سازنده آنهاست: صفاتى چون خاستگاه طبقاتى، ارتزاق معیشتى، همبستگىهاى فکرى و حضور در حلقههاى قدرت. افزون بر این صفات و ممیزات بنیادى، برخى ویژگىهاى عرضى نیز در این تعاریف از نخبگان قدرت دیده مىشود که در گذر زمان به مثابه یک قاعده لایتغیر در مىآید.
بله


















