کتاب جمهوری مقدس مقدمهای بر طرح ثبت وقایع تاریخی جمهورى اسلامى است که توسط محمد قوچانی نوشته شده و به مطالعه جنبههای مختلف حاکمیت و ایدئولوژی نظام جمهوری اسلامی و تاریخچه آن میپردازد.
درباره کتاب جمهوری مقدس:
مطالعه تاریخ جمهوری اسلامی از آغاز انقلاب اسلامی تاکنون از آن جهت حائز اهمیت است که تجربه حاکمیت یک ایدئولوژی را به نمایش میگذارد. ایدئولوژی جمهوری اسلامی با وجود دگرگونیهای حزبی، اجتماعی و صاحب منصبانش هم چنان بر یک بنیان اساسی و واحد استوار است میتوان آن را نتیجه آمیختن مدرنیته با سنت دانست چراکه برای ادامه حیات خود نیازمند هماهنگی با نظام حاکم بر جهان بود. نظام حاکم بر جهان هم چیزی نبود بهجز تحول و نوگرایی.
کتاب جمهوری مقدس 4 فصل کلی دارد که در هر کدام از آنها جنبههای اساسی و تاریخ جمهوری اسلامی از جنبههای مختلف برسی میشود. در فصل نخست این کتاب چگونگی تشکیل احزاب توسط فقیهان و روحانیون بررسی میشود. در فصل دوم تحولات نظرات و اندیشههای سران حکومتی و احزاب مورد مطالعه قرار میگیرد و مشخص میشود که چرا نظامی که بزرگترین هدفش صادر کردن انقلابش بود، ناچار به وارد کردن دموکراسی شد. در فصلهای دیگر این کتاب نیز بخشهایی از اپوزیسیون نظام سیاسی مورد مطالعه قرار میگیرد.
کتاب جمهوری مقدس مناسب چه کسانی است؟
مطالعه این کتاب به کسانی که به مطالعه پیرامون تاریخ انقلاب اسلامی و گروههای سیاسی تشکیل شده در جمهوری اسلامی علاقه دارند، پیشنهاد میشود.
محمد قوچانی را بیشتر بشناسیم:
این روزنامهنگار و مقالهنویس اهل رشت متولد سال 1355 است و فعالیت گستردهای در زمینه مطبوعات و سیاست دارد. از جمله نشریاتی که قوچانی سمت سردبیری آنها را بر عهده داشته میتوان به همشهری ماه، اعتماد ملی، شهروند امروز، مردم امروز، شرق، سازندگی، مهرنامه و... اشاره کرد. علاوه بر این قوچانی به عنوان عضو شورای مرکزی و معاون کمیته سیاسی حزب کارگران سازندگی ایران نیز فعالیت داشته است. کتاب یقه سفیدها از دیگر آثار اوست.
در بخشی از کتاب جمهوری مقدس میخوانیم:
دو دولت میرحسین موسوى با پایان دوره ریاست جمهورى آیتالله خامنهاى به پایان رسید. در پى تحولات سال 1368، درگذشت رهبر فقید انقلاب و انتخاب آیتالله خامنهاى به رهبرى، دور جدیدى از تحولات در کابینه شکل گرفت. در این دوره با حذف مقام نخستوزیرى از قانون اساسى یکى از چالشهاى جدى در تشکیل کابینه، که معمولاً میان نخستوزیر و رئیسجمهور درمىگرفت، مرتفع شد. هاشمى رفسنجانى در انتخاباتى که نتیجهاش کاملاً قابل پیشبینى بود رئیس جمهورى اسلامى شد و سیاست جدیدى را در انتخاب اعضاى کابینه برگزید. در این برنامه جدید طیف جدیدى از مدیران اجرایى مورد توجه قرار گرفتند که پس از آن به نام تکنوکراتها معروف شدند. تکنوکراتها که در واقع از حاشیه دولت مهندس موسوى خارج شده بودند مدافع برنامههاى باز اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى بودند.
هاشمى رفسنجانى بخشى از دولت موسوى را که مدافع این نگاه جدید بودند حفظ کرد. سید محمد خاتمى از جناح چپ و علىاکبر ولایتى از جناح راست دو وزیرى بودند که از دولت سابق با این معیار برجاى ماندند. در حالى که مجلس سوم با اکثریت جناح چپ چندان مدافع این سیاستهاى باز اقتصادى و اجتماعى نبود، رئیسجمهور جدید کوشید به سوى ائتلاف با جناح راست حرکت کند. از آن جا که این جناح چهار سال بود از دولت و مجلس حذف شده بود به گرمى دست رئیس جمهور جدید را فشرد. اما آیتالله هاشمى رفسنجانى جانب احتیاط را رها نکرد و کوشید از درغلتیدن به سوى یک جناح پرهیز کند. در نتیجه اگرچه نامه نمایندگان مجلس سوم را درباره ضرورت ابقاى علىاکبر محتشمى وزیر کشور نپذیرفت، اما عبدالله نورى را بر جاى وى قرار داد که دور از جناح چپ نبود. انتخاب مصطفى معین و وهاجى نیز از همین جهت بود.
بله


















