معرفی و دانلود کتاب چرا دودل بودن آن قدرها هم بد نیست؟
برای دانلود قانونی کتاب چرا دودل بودن آن قدرها هم بد نیست؟ و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب چرا دودل بودن آن قدرها هم بد نیست؟
برای شما هم پیش آمده که یک دلتان بگوید بروید و یک دلتان بگوید بمانید؟ آیا تا به حال احساس کردهاید در تقاطع یک دوراهی گیجکننده ایستادهاید؟ جنیفر چرچ در کتاب چرا دودل بودن آن قدرها هم بد نیست؟ با نگاهی جسورانه به دوگانگیهای درونیمان، نشان میدهد که این دودل بودنِ آزاردهنده و سردرگمکننده میتواند کلید طلایی گشودن درهای جدیدی به سوی خودآگاهی و اصالت باشد. این کتاب، خواننده را به چالش میکشد تا با تردیدها و تناقضات درونی خود آشتی کند و از آنها به عنوان موتور محرکهای برای رشد و شکوفایی استفاده نماید. آیا شما هم آمادهی این سفر فلسفی، عمیق و شگفتانگیز به درون خودتان هستید؟
دربارهی کتاب چرا دودل بودن آن قدرها هم بد نیست؟
آیا تا به حال احساس کردهاید که در حال رقصیدن بر لبه یک پرتگاهید؛ جایی که هر دو طرف، ناشناخته و هراسانگیز به نظر میرسد؟ کتاب چرا دودل بودن آن قدرها هم بد نیست؟ (Why It's OK to Be of Two Minds) اثر جنیفر چرچ (Jennifer Church) دعوتی کاوشگرانه برای سفر به اعماق درون و دستیابی به جریان ناخودآگاه وجود است. جایی که تناقضات و تردیدهایمان دیگر نشانهی ضعف وجودی نیستند و برعکس، به مثابهی نقوشی ارزشمند آشکار میشوند که مسیر رسیدن به هویت اصیلمان را ترسیم میکنند. این پارادوکس سرگیجهآور، همان نقطهی آغاز راه است؛ همان دریچهای که ما را از منطق خشک و خطی دنیای بیرونی جدا کرده و به قلمرو واقعی پتانسیلهای درونیمان پرتاب میکند.
جنیفر چرچ در کتاب چرا دو دل بودن آن قدرها هم بد نیست؟ با جسارتی ستودنی، ما را متقاعد میسازد که دودلی، این تردید دائمی بین عقل و احساس و بایدها و نبایدهایمان، که شاید حتی آن را یک نقص شخصیتی مزمن میدانستیم و در صدد سرکوبش بودیم، درحقیقت میتواند یک ایستگاه تبادل انرژی حیاتی برایمان باشد. درست در این نقطهی میانی، جایی که یقین لنگر انداخته و قطعیت شکسته میشود، فضایی برای تنفس معنا پیدا میشود. این تناقضات که تا پیش از این همچون زنجیرهایی سنگین ما را به عقب میکشیدند، ناگهان تبدیل به ریسمانهایی نخی میشوند که ما را به سمت ناشناختهترین و درخشانترین بخشهای وجودمان هدایت میکنند.
دودل بودن؛ موتور محرکهی کشف و شکوفایی
هر تردید، یک چراغ قوه کوچک است که به سمت اتاقی تاریک در ذهنمان میتابد؛ اتاقی که شاید حاوی بهترین ایدههای ما، قویترین انگیزههای ما و عمیقترین اشکال اصالتی باشد که هرگز جرئت نداشتیم به آنها اعتراف کنیم. کتاب چرا دودل بودن آن قدرها هم بد نیست؟ استدلال میکند که قدرت واقعی در توانایی ما برای نگه داشتن همزمان دو ایدهی متضاد در ذهن و در پذیرش فعال این کشمکشها به عنوان موتور محرک حیاتمان در مسیر رشد، نوآوری و خودآگاهی است.
جنیفر چرچ در کتاب کتاب چرا دو دل بودن آن قدرها هم بد نیست؟ با تکیه بر دانش خود در زمینهی فلسفه ذهن، به بررسی پنج نوع آگاهی مضاعف میپردازد که در زندگی روزمره ما نمود پیدا میکنند و نشان میدهد چگونه این آگاهیها میتوانند به ما کمک کنند تا درک عمیقتری از خود و جهان پیرامونمان به دست آوریم. نویسنده با استناد به مثالهایی از ادبیات، فلسفه و روانشناسی، به ویژه با بررسی دیدگاههای پیشین در مورد دوگانگیهای ذهنی (مانند آثار دبلیو. ای. بی. دوبوآ)، نشان میدهد که تاریخ بشر مملو از نمونههایی از این نوع تناقضات بوده است.
جنیفر چرچ با نقد مفهوم «تمامیت» و «یکپارچگی» که اغلب به عنوان یک هدف ارزشمند تلقی میشود، استدلال میکند که تلاش برای حذف این تناقضات میتواند منجر به سرکوب احساسات و محدود شدن پتانسیل رشد ما شود. به جای آن، چرچ پیشنهاد میکند که ما باید یاد بگیریم با تناقضات خود آشتی کنیم و آنها را به عنوان فرصتی برای کشف جنبههای مختلف وجود خود در نظر بگیریم.
تولد دستاوردها، جایی در میان تردیدها
کتاب چرا دودل بودن آن قدرها هم بد نیست؟ یادآور میشود که ما عادت کردهایم مسیر موفقیت را خطی ببینیم؛ هدف، برنامهریزی، اجرا، نتیجه. جنیفر چرچ در ادامه نشان میدهد که بزرگترین دستاوردها اغلب در میانهی راه، زمانی که مسیر اصلی مسدود شده و مجبور به استفاده از نقشههای پشتی شدهایم، متولد میشوند. دودلی، ترس از انتخاب، و احساس گیرافتادن، در واقع سیگنالهای هشداردهنده و تلاش برای حفر عمیقتر جزئیات در مسیر رسیدن به اهداف هستند. دعوتنامههایی برای ورود به منطقهای جدید از هوشیاری؛ جایی که عدم قطعیت، بستری حاصلخیز برای خلق واقعیتهایی بدیع فراهم میآورد.
اگر آمادهاید تا در این سفر فلسفی، با جنبههای تاریک و روشن وجودتان روبرو شوید، با کنجکاویها و ابهامات خود آشتی کنید و به نیروی محرکهی پنهان رشد و شکوفایی مجهز شوید، کتاب چرا دودل بودن آن قدرها هم بد نیست؟ هدیهای ارزشمند برای درک عمیقتر از خود و دنیایی که در آن زندگی میکنید، به شما خواهد داد.
نصرالله مرادیانی مترجم این کتاب روانشناختی و خودسازی است و نشر بیدگل آن را منتشر کرده و در اختیار علاقهمندان قرار داده است.
کتاب چرا دودل بودن آن قدرها هم بد نیست؟ برای شما مناسب است اگر
- با تعارضات و تردیدهای درونی خود دستوپنجه نرم میکنید.
- به دنبال راهی برای درک و پذیرش دیدگاههای متضاد همزمان هستید.
- به دنبال رشد شخصی از طریق مطالعه و کاوشهای عمیق هستید.
- علاقهمند به فلسفه ذهن و روانشناسی هستید.
- قصد دارید با رویکردی فلسفی و روانشناختی به موضوع آگاهی مضاعف یا دوگانگی ذهنی بپردازید.
- به دنبال همدلی عمیقتر با دیگران و درک بهتر پیچیدگیهای درونی خود هستید.
در بخشی از کتاب چرا دودل بودن آن قدرها هم بد نیست؟ میخوانیم
میتوانیم تغییرهای اساسی در دیدگاهمان را چه به علت خاطرات، چه به علت واقعیت مجازی، یا هر چیز دیگر تغییری موقت در «خود» تلقی کنیم. گِیلِن استراوسن، از امکان و نیز از مطلوبیت آنچه «خود» های داستانواره یا موقت مینامد حرف میزند «خود» هایی که زمانی نسبتاً کوتاه میپایند و هرموقع تغییر بینش جدیای در کار باشد ناپدید میشوند (و با «خود» های دیگر جایگزین میشوند). مشخص نیست که عمر «خود» بهزعم او چقدر میتواند کوتاه باشد (او طرفدار برنامهریزیهای طولانیمدت نیست، ولی بهزعم او «خود» های کوتاهمدت داستانواره میتوانند «خود» هایی مسئولیتپذیر باشند). بااینحال، مسلماً از نظر استراوسن تغییرِ مدام از «خود» ی به «خود» دیگر و نوسان بین «خود» های متفاوت مشکلی ندارد. این نگرش باعث میشود بتوانیم به ظهور مجدد دیدگاهی قدیمی بهعنوان ظهور خودی قدیمی نگاه کنیم. اصلا چرا آن «خود» باید با «خود» های بعدی مجادلهای داشته باشد؟ (آنها که اساساً مربوط به زمانی واحد نیستند.) ولی حتی اگر مجادلهای درمیگرفت، مجادلهای با خود نمیبود. مسلماً این شیوۀ تمایز «خود» ها کار متعارفی نیست؛ منتها اگر قابلتحمل و عملی میبود (نه فقط بهعنوان راهی برای حرف زدن بلکه برای زندگی کردن) شیوهای دیگر میبود برای ممانعت از کشمکش درونی از طریق تفکیک واقعی.
آیا میشود به همین تفکیک از طریق شیوههایی عادیتر و آشناتر دست یافت: با تخصیص دادن دیدگاههای گذشته به مرحلۀ قبلیِ «خود» آدم (و دیدگاههای آینده به مرحلۀ آتی خود)؟ مشکل این پیشنهاد آنجاست که یا نمیتواند کشمکش را پایان دهد، چون در این صورت کشمکش بین دیدگاه گذشته و دیدگاه کنونی (دیدگاه کنونی و دیدگاه آینده) را حالا بهعنوان کشمکشی درون خودمان تجربه میکنیم، و یا از آنجا که این میشود نسخۀ دیگری از همان «خود» های داستانوارۀ استراوسن. بار دیگر میگویم، کشمکشی که ما از آن حرف میزنیم از نوع تناقض منطقی نیست (که بشود از طریق تمییز مراحل زمانی از آن اجتناب کرد) بلکه از نوع کشمکش تجربی است این تجربه که همزمان به دو چیز متفاوت متمایل شویم. صدالبته آدم میتواند برای تسکین احساس کشمکش درونی سراغ منطق برود.
فهرست مطالب کتاب
یادداشت مترجم
مقدمه
یک: مجادله با خود
دو: تضاعف زمانی
سه: به درون آوردن دیگری
چهار: دیدگاههای جزئینگر و کلینگر
پنج: طوری زندگی کن که گویی
نتیجهگیری
تکمله: چهموقع دودل بودن خوب نیست؟
کتابشناسی
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب چرا دودل بودن آن قدرها هم بد نیست؟ |
| نویسنده | جنیفر چرچ |
| مترجم | نصراله مرادیانی |
| ناشر چاپی | نشر بیدگل |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 198 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-313-145-5 |
| موضوع کتاب | کتابهای روانشناسی عمومی، کتابهای خودسازی، کتابهای خودشناسی |






















