کتاب تمدن و سرمایهداری (سدههای پانزدهم تا هجدهم میلادی) - جلد سوم، اثر فرنان برودل، تاریخنگار شهیر فرانسوی است. او در این کتاب به سراغ لایهی سوم نظریهاش میرود و شواهد و جزئیاتی تاریخی در راستای تأیید و تکمیل تحلیلهای پیشینش از سرمایهداری میآورد. برودل کلیت و کارکرد نظام سرمایهداری را از منظری جهانی مورد بررسی قرار میدهد و تصویر این نظام را کامل میکند.
دربارهی کتاب تمدن و سرمایهداری (سدههای پانزدهم تا هجدهم میلادی) - جلد سوم
کتاب تمدن و سرمایهداری (سدههای پانزدهم تا هجدهم میلادی) - جلد سوم (The Perspective of the World: Civilization and Capitalism 15Th-18th Century, Vol. 3) آخرین مجلد از سهگانهی تمدن و سرمایهداری است. فرنان برودل (Fernand Braudel) نویسندهی این اثر که پژوهشی بزرگ در تاریخ جهان محسوب میشود، در جلد اول و دوم از دو لایهی هرم زندگی اقتصادی میگوید، ابتدا ابعاد مختلف زندگی روزمرهی مردم تحت نظام سرمایهداری را بررسی میکند و سپس به سازوکار و عناصر این نظام میپردازد. در این جلد او میکوشد به یک جمعبندی از تاریخ اقتصادی جهان برسد و طرحی کلی از نظام سرمایهداری ارائه دهد. بدین منظور، برودل تجربههای تاریخی مختلف را مفصلاً در مکانهای معینی تحت مطالعه قرار میدهد و تحلیلهای ارائه شده در جلدهای پیشین را به اثبات تاریخی میرساند.
کتاب تمدن و سرمایهداری (سدههای پانزدهم تا هجدهم میلادی) - جلد سوم در شش گفتار تنظیم شده است. گفتار اول به مطالعهی اقتصاد از دو بعد مکان و زمان میپردازد و آن را با دیگر ابعاد زندگی، یعنی سیاست، فرهنگ و اجتماع پیوند میدهد. او بار دیگر بر مفهوم درازمدت تأکید میگذارد و زمان جهان را به دورههای طولانیمدت تفکیک میکند. گفتارهای دوم و سوم با مطالعهی دو شهر تاریخساز، ونیز و آمستردام، به تحلیل اقتصادهای شهر - مرکزمدار تاریخ اروپا میپردازند. گفتار چهارم به شکوفایی اقتصادهای ملی، به ویژه اقتصادهای فرانسه و بریتانیا در قرن هجدهم اختصاص دارد و بازارهای ملی را مورد مطالعه قرار میددهد. گفتار پنجم این پرسش را مطرح میکند که آیا اروپا بدون بیرون کشیدن مازادی از دیگر نقاط جهان، میتوانست به موقعیت ابرمردی و سپس انقلاب صنعتی برسد یا خیر. گفتار ششم بیان میکند که شکافی عظیم انقلاب صنعتی را رقم زد و جهان را به شکل کنونیاش درآورد. این فصل انقلاب صنعتی را در کل جهان بررسی میکند. در نهایت نیز یک گفتار نهایی در پایان کتاب آورده شده است که نتیجهگیری نهایی برودل را نشان میدهد.

تفاوت اساسی برودل با بسیاری از مورخان دیگری که حول موضوع سرمایهداری مطالعه داشتهاند این است که از نظر برودل سرمایهداری به طور بالقوه از ابتدای تاریخ دیده شده و سپس خود را بسط و تداوم بخشیده است.
کتاب تمدن و سرمایهداری (سدههای پانزدهم تا هجدهم میلادی) - جلد سوم نخستین بار در سال 1992 به انتشار رسید. نسخهی فارسی آن به کوشش فرهنگ رجایی ترجمه شده و انتشارات علمی فرهنگی آن را ذیل مجموعهی تمدن و سرمایهداری روانه بازار کتاب ایران کرده است.
دربارهی مجموعهی تمدن و سرمایهداری
فرنان برودل، یکی از بزرگترین مورخان قرن بیستم، در سال 1979 سهگانهای را منشر کرد که هنوز هم یکی از کتابهای مرجع تاریخ اروپا و جهان به حساب میآید. جلد اول این کتاب با عنوان «ساختارهای زندگی هرروزه» بر ساختارهای بلندمدت و زندگی مردم تأکید دارد: مردم چگونه غذا میخوردند، لباس میپوشیدند، چگونه نیازهای خود را رفع میکردند و در کجا میزیستند. برودل در جلد دوم که «چرخهای بازرگانی» نام دارد، به سرمایهداری، مبادلات، تجارت، صنایع و تکامل آنها در نقاط مختلف جهان میپردازد. جلد سوم کتاب تمدن و سرمایهداری با نام «منظری جهانی» نشان میدهد که چگونه نظامهای اقتصادی مختلف در سراسر جهان ساختار یافتهاند. انتشارات علمی و فرهنگی مجموعهی تمدن و سرمایهداری را با ترجمهی فرهنگ رجایی به چاپ رسانده است.
نکوداشتهای کتاب تمدن و سرمایهداری (سدههای پانزدهم تا هجدهم میلادی) - جلد سوم
- این کتاب با نزاکت، دانش فروتنانه و همدلی انسانی نویسنده، و آگاهی دقیق او از قیاسهای معاصر، زنده و جاندار شده است. (اکونومیست)
- ما در دنیای مدرن به دنبال مفهوم جهانی شدن میگردیم؛ درحالیکه فرنان برودل در مطالعات خودش در باب تمدن در قرن پانزدهم تا هجدهم میلادی، «جهانی شدن» را به معنای واقعی کلمه بررسی میکند. او توانست همهی تمدنها و نقاط مختلف جهان، از آسیا تا اروپا، را با هم ادغام کند. کتاب تمدن و سرمایهداری فوقالعاده است. (فرانسیسکو بتنکورت، نویسندهی کتاب «نژادپرستی: از جنگهای صلیبی تا قرن بیستم»)
کتاب تمدن و سرمایهداری (سدههای پانزدهم تا هجدهم میلادی) - جلد سوم برای چه کسانی مناسب است؟
مطالعهی این کتاب را به دانشجویان رشتههای تاریخ، اقتصاد و علوم سیاسی و همچنین تمام کسانی که به این حوزهها علاقه دارند، پیشنهاد میکنیم.
در بخشی از کتاب تمدن و سرمایهداری (سدههای پانزدهم تا هجدهم میلادی) - جلد سوم: منظری جهانی؛ سنجش نظام اقتصاد جهانی میخوانیم
آیا میتوان «پیمان استعماری» را در وضعیت نابرابری خیرهکننده حفظ کرد؟ مستعمرهها به دلیل خدمت به ثروت، پرستیژ و قدرت کشور مادر وجود داشتند. تجارت و در واقع کل زندگی آنها تحت مراقبت دائمی بود. توماس جفرسون، رئیسجمهور آتی ایالات متحد، به طرز بدی بزرگمزرعههای ویرجینیا را «نوعی مالکیت که به برخی تجارتخانههای مرکانتیلیستی لندن تعلق دارند» توصیف میکند. یک شکایتِ دیگر نبودِ تقریباً تعیینکنندۀ پول رایج بود؛ شکایتهای مستعمرههای امریکا در این مورد به طور مستمر انگلستان را در محاصره داشت. هیچ قدمی هم برای این وضعیت برداشته نشد: کشور مادر به دنبال این بود که توازن تجارت مثبتی با مستعمرهها داشته باشد و بنابراین از آنها پولهای سکهای جذب میکرد، اما چیزی برای آنها ارسال نمیکرد. پس هر قدر هم که صبر این کشورهای فرودست فراوان بود، اگر قواعد و مقررات با وسواس به اجرا گذاشته میشد و اگر مسافت -فقط یکی را که مسافرت دریایی اقیانوس باشد ذکر میکنیم- درجهای از آزادی ایجاد نکرده بود و اگر قاچاق -همهجاحاضر و غیرقابل انقطاع- اتفاق نمیافتاد که چرخهای بازرگانی را روغنکاری کند، چنان نظامی نمیتوانست ادامه پیدا کند.
نتیجه نوعی نظام «آزادی همه چیز» یا نادیده گرفتن اصول برقرارشده بود که موجب شد برخی عادات و انتظارات وارد میدان شود که در ابتدا بیخطر بود، اما بعداً ممنوع کردن آنها مشکل شد. بنابراین دفاتر گمرکیِ کارآمدی برقرار نبود و مسئولان و مدیران استعماری خود را در نقش مجریان دستورات رسیده از کشور مادر ندیدند، بلکه خود را تأمینکنندۀ مصالح محلی و منافع خصوصی میدانستند. افزون بر آن، گسترش تجارت به اقتصادهای امریکا کمک کرد که منابع سکههای رایج خود را دستوپا کند و بر آن شدند که برخی از شمشهایی را که از معادن امریکا، چه به صورت قاچاق و چه به دلیل نیروهای بازار، کسب میکردند، به جای ارسال به اروپا در کشور خود نگاه دارند. «قبل از 1785 این یک امر عادی بود که کلیسا در مکزیک با روستاییان وارد قرارداد میشد که عشریه را به صورت نقره دریافت کند» که این اطلاعات جزئی، خارقالعاده است و اعتبار که نشانهای از توسعۀ پیشرفته بود، حتی در جای دوری مانند منطقههای داخل برزیل نقش داشت. درست است که در آنجا حضور طلا تفاوت عمدهای ایجاد میکرد: «شورا»ی ویلا ریکا [جنوب شرق برزیل] در 7 مه 1751 به پادشاه نوشت که بسیاری از معادن «به وضوح هنوز برای بردگانی که دارند بدهکارند؛ پس کسانی که از بیرون ثروتمند به نظر میرسند در واقع فقیرند، در حالی که عدهای هستند که فقیر زندگی میکنند، اما در واقع ثروتمندند». صاحبامتیاز استخراج طلا به این دلیل میتوانست به کار خود ادامه دهد که از بازرگانان پول پیش گرفته بود، با همین پول هم قادر بود برده خریداری کند. همین روند در کشورهای با معادن نقره نیز برقرار بود. از کتاب جالب دی. اِی. بریدینگ [ت. 1936، مورخ بریتانیایی] در مورد اسپانیای جدید در سدۀ هجدهم که از نقطهنظر شهر گواناجواتو، بزرگترین شهر معدنکاری زمان در امریکا یا در واقع جهان، نوشته شده است، انسان این برداشت را میکند که اعتبار به اشکال مختلف خود را نشان میداد که تا بینهایت یا به صورت مجموعه یا در هم تأثیرگذار یا نابودی یک مجموعه و اختراع مجموعۀ دیگر خود را نشان میداد.
بله





















