پیام غالب امی ادموندسون در کتاب سازمان بیپروا این است که بهعنوان یک رهبر، محیط کاریای ایجاد کنیم که افراد در آن احساس امنیت کنند، بتوانند ایدههایشان را به اشتراک بگذارند و اشتباهات آنها بهعنوان فرصتهایی برای یادگیری پذیرفته شود. این کتاب، پرفروش آمازون بوده است.
دربارهی کتاب سازمان بیپروا
شاید شما هم مدیر یک سازمان باشید که در مورد موفقیت در اقتصاد مدرن و امروزی جدی است، پس باید بدانید که ایجاد ایمنی روانی در محیط کار برای یادگیری، نوآوری و رشد، الزامی است. خلاقیت و جذب و حفظ استعدادهای جدید ضروری است، اما اگر کسی نتواند نظر خود را بیان کند، این استعداد به چه کار میآید؟ امی ادموندسون (Amy Edmondson) در کتاب سازمان بیپروا (The Fearless Organization) بیان میکند که فرهنگ سنتی «تطبیق» و «پیشروی» بر مبنای اقتصاد دانشبنیان محکوم به نابودی است. موفقیت مستلزم هجوم مداوم ایدههای جدید، چالشهای جدید و تفکر انتقادی است و جو حاکم بر سازمان شما نباید متأثر از سرکوب، سکوت، تمسخر و یا ارعاب باشد. مشخصاً هر ایدهای خوب نیست، و بله، سؤالات احمقانهای نیز وجود دارد، و البته که مخالفتهای مداوم می تواند بازدهی کار را کاهش دهد، اما صحبت کردن حول این موارد بخشی ضروری از فرآیند خلاقیت است. کارمندان شما باید اجازه داشته باشند افکار خود را بیان کنند، از در مخالف وارد شوند و با صدای بلند طوفان فکری راه بیندازند. این فرهنگی را ایجاد میکند که در آن حواسپرتیهای جزئی و یا لغزشهای لحظهای چندان مهم نیستند، بلکه اشتباهات واقعی تصحیح میشوند، و شاید همان ایدهی مخالف کارمند شما، اتفاق بزرگ بعدی سازمان باشد.

کتاب سازمان بیپروا به بررسی فرهنگ ایمنی روانی در سازمان میپردازد و طرحی برای اجرای عملی آن ارائه میدهد. مسیر گاهی اوقات پردستانداز است، اما توضیحات مختصر و مفید و آموزندهی امی ادموندسون که همگی مبتنی بر سناریو هستند، مسیر روشنی را برای یادگیری مؤثر مبتنی بر نوآوری فراهم میکند. کتاب پیش رو به شما بهعنوان یک مدیر کمک میکند:
- ارتباط بین ایمنی روانی محیط کار و عملکرد و بازدهی بالای کارمندان را بررسی کنید.
- فرهنگی ایجاد کنید که در آن بیان ایدهها، سؤال پرسیدن و اعتراف به اشتباه «بیخطر» باشد.
- سطح تعامل و صراحت موردنیاز سیستمهای مدرن و امروزی را پرورش دهید.
- یک چارچوب گامبهگام را برای ایجاد امنیت روانی در تیم یا سازمان خود دنبال کنید.
- رویکرد «بله قربان»گویی را کنار بگذارید و وارد عملکرد واقعی شوید. خلاقیت را بارور کنید، اهداف را روشن کنید، به مسئولیتپذیری دست یابید، رهبری را دوباره تعریف کنید، و خیلی چیزهای دیگر ... سازمان بیپروا به شما کمک میکند تحول واقعی ایجاد کنید.
کتاب سازمان بیپروا را محمدرضا صفری به فارسی ترجمه و انتشارات ادیبان روز آن را منتشر کرده و در اختیار خوانندگان قرار داده است.
نکوداشتهای کتاب سازمان بیپروا
- سازمان بیپروا یک شاهکار مدرن است؛ مفید، بدون تاریخ انقضا، و خواندنش لذتبخش است. امی ادمونسون با استناد به چند دهه مطالعه و تحقیق به شما نشان میدهد که چرا ایمنی روانی عنصر کلیدی برای خلق با عملکرد بالای، انسانی است. این کتاب ارزشمند مملو از نکاتی برای مدیران است که به کارمندان نشان میدهد میتوانند اشتباهات و نگرانیهای خود را با هم در میان بگذارند. و مطمئن باشند که به خاطر صحبت کردن تحقیر نمیشوند، نادیده گرفته نمیشوند و یا سرزنش نمیشوند. (Robert Sutton, Stanford Professor and Author)
- امروزه سازمانها به کشف استعداد وابستهاند، اما دلایل زیادی وجود دارد که استعداد بهتنهایی کافی نیست. تنها راهی که ظرفیت های انسانی واقعاً شکوفا شوند، ایجاد فضایی عاری از ترس است. امی ادمونسون 20 سال را وقف درک ایمنی روانی در سازمانها کرده است و در این کتاب مهم، آموختههایش را به اشتراک گذاشته است. او راههایی را که ترس میتواند خلاقیت و کار گروهی را سرکوب کند شناسایی میکند و سپس توصیههای هوشمندانه و عملی برای غلبه بر این موانع و ایجاد سازمانی عاری از ترس ارائه میدهد. این کتابی است که هر رهبری باید آن را بخواند و به آن توجه کند.(Daniel H. Pink, author of WHEN and DRIVE)
- پیش از اینکه گوگل آن را کشف کند، و قبل از اینکه این ایده به یک الگوی رفتاری مهم تبدیل شود، ایمی ادمونسون نکتهی بسیار مهمی درمورد تیمهای با عملکرد بالا کشف کرد؛ افراد حاضر در آن تیمها احساس میکردند که میتوانند ایدههای دشوار، مخاطرهآمیز یا بحثانگیز را بدون ترس از اخراج و یا تمسخر مطرح کنند. ایمی آن را ایمنی روانی نامید و رویکردهایی را برای تحقق آن در صدها تیم مورد آزمایش قرار داد. کتاب جدید ادمونسون راهنمای شما برای اجرای ایمنی روانی است. (Rita McGrath, Professor, Columbia University and bestselling author)
کتاب سازمان بیپروا برای چه کسانی مناسب است؟
خواندن این کتاب را به کلیهی مدیران سازمانها و علاقهمندان به حوزهی مدیریت کسبوکار توصیه میکنیم.
در بخشی از کتاب سازمان بیپروا: ایجاد امنیت روانی در محیط کار جهت یادگیری، نوآوری و پیشرفت میخوانیم
اکتشافی تصادفی
هرچقدر هم که در مورد ایدههای مطرحشده در این کتاب اشتیاق داشته باشم، تحقیقاتم در مورد امنیت روانی را در واقع با قصد قبلی شروع نکرده بودم. بهعنوان یک دانشجوی سال اولی مقطع دکتری، که در میانهی فرآیند مشخص کردن علایق پژوهشی خود برای نوشتن رسالهی پایانیاش است، بسیار خوششانس بودم که فرصت پیوستن به تیمی بزرگتر را به دست آوردم که روی خطاهای پزشکی در بیمارستانهای مختلف تحقیق انجام میدادند. این راهی فوقالعاده برای کسب تجربهی پژوهشی و تقویت علاقهی عمومیام به این موضوع بود که سازمانها چگونه میتوانند در جهانی که بهطور روزافزون چالشبرانگیزتر میشود و با سرعت زیادی به طرف جلو حرکت میکند، مسائل مختل را یاد بگیرند و پیشرفت کنند. خیلی وقت بود که به ایدهی درس گرفتن از خطاها برای کسب مهارت و برتری علاقهمند بودم.
نقش من در این تیم پژوهشی، بررسی تأثیر کار تیمی بر نسبت خطای پزشکی بود. متخصصان متعددی در این تیم بودند، از جمله پزشکانی که وقوع خطای انسانی را تشخیص میدادند و کارآگاهان آموزشدیدهی پروندههای بیمارستانی که نمودارهای پزشکی را مرور، و با پرستاران ارشد واحدهای مراقبت از بیمار در دو بیمارستان مصاحبه میکردند تا آمار خطای عملکردی هرکدام از این تیمها را به دست آورند.
بله






















