ست گادین در کتاب این است بازاریابی! از منظر متفاوتی به بازاریابی و فلسفهی آن و ابعاد مختلفی که دارد نگاه میکند. این اثر به ما ثابت میکند که بازاریابی تنها به منظور بهبود اوضاع یک شرکت یا کسبوکار خاص استفاده نمیشود. بلکه میتواند مشکلات دیگران را برطرف کند و راهی برای بهترکردن وضعیت تمام دنیا باشد. حتی اگر سالهاست که سابقهی بازرایابی یا مدیریت کسبوکاری را دارید، باز هم نباید از این کتاب ارزشمند که رتبهی اول آثار پرفروش وال استریت ژورنال را به دست آورده به آسانی بگذرید.
دربارهی کتاب این است بازاریابی!
آن دیدگاهی که همیشه نسبت به بازاریابی و تبلیغات وجود داشته را کنار بگذارید و این بار از دریچهی دیگری به آن بنگرید. دریچهای که بازاریابی را به عنوان ناجی دنیا معرفی میکند. همان چیزی که به صورت روزمره و مداوم با آن سروکار داریم، از تبلیغات تلویزیونی و تبلیغات اپلیکیشنها گرفته تا بیلبوردهای موجود در سطح شهر، که حتی گاهی ممکن است تکرارشان برای ما به عنوان مخاطب آزاردهنده باشد، میتواند اوضاع زندگی همهی ما و به دنبال آن اوضاع دنیا را بهتر کند. قدرت بازاریابی واقعاً بیش از آن چیزیست که فکر میکنیم و ست گادین (Seth Godin) در کتاب این است بازاریابی! (This is Marketing: You Can't Be Seen Until You Learn To See) از این قدرت برای ما میگوید.
در طول 20 سال گذشته، ست گادین از طریق وبلاگ، دورههای آنلاین، سخنرانیها و کتابهای پرفروش خود، به میلیونها کارآفرین، بازاریاب و مدیر کسبوکار از تمام اقشار جامعه آموزش داده و الهامبخش آنها بوده است. او خالق ایدهها و مفاهیم و عبارات بیشماری است که راهشان را به زبان اصلی تجارت باز کردهاند. اما او برای اولین بار با نگارش کتاب این است بازاریابی!، مجموعهای از تمام آموزههای خود را در اختیار تمام علاقهمندان قرار داده است. برای اثبات مؤثر بودن این کتاب، همین بس که نویسندهی آن، به عنوان خالق ایدهی بازاریابی با کسب اجازه از مخاطب (Permission Marketing) در سرتاسر جهان شناخته شده است.

خواندن این اثر به شما میآموزد که چگونه باید مخاطبان مناسب خود را شناسایی کنید، از چه سیگنالهایی برای ارائهی پیشنهادات استفاده کنید، با بازار هدف خود چگونه ارتباط بگیرید و از چه سبک داستانسرایی استفاده کنید تا بتوانید مخاطب را بیشتر تحت تأثیر قرار دهید. همچنین با ابزارهایی آشنا خواهید شد که در مسیر دستیابی به اهدافتان به شما کمک میکنند. کتاب این است بازاریابی!، کمک میکند تا رویکرد جدیدی را پیش بگیرید و معیارهای رسانههای اجتماعی را با ارتباطات واقعی اشتباه نگیرید و از صرف هزینههای گزاف برای تبلیغات به شیوهی اشتباه خودداری کنید.
مهم نیست محصول یا خدمات شما چیست، این کتاب به شما کمک میکند تا نحوهی ارائهی آن به جهان را دوباره چارچوببندی کنید تا به طور معناداری با جامعهی هدف خود ارتباط برقرار کنید. این کتاب در مورد تغییر افراد برای بهتر شدن است، تغییر در راستای ایجاد کاری که میتوانید به آن افتخار کنید. اگر پیش از خواندن این اثر به بازاریابی به عنوان مجموعهای از وظایف فکر میکنید که باید هر ماه انجام دهید تا کسبوکار جدیدی را ایجاد کنید، بعد از خواندن این است بازاریابی!، آن را به عنوان یک ماجراجویی جذاب برای ایجاد تغییرات معنادار در جهان خواهید دید.
این اثر که عنوان پرفروشترین کتاب وال استریت ژورنال را به دست آورده، به کوشش شهلا آقاپور و مهسا علیآقا به فارسی برگردانده شده و توسط انتشارات ادیبان روز به چاپ رسیده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
جوایز و افتخارات کتاب این است بازاریابی!
- از پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز
- رتبهی اول پرفروشترین کتابهای والاستریت ژورنال
- برگزیده به عنوان برترین کتاب ماه نشریهی فایننشال تایمز
در نکوداشت کتاب این است بازاریابی!
- این اثر راهی برای دستیابی به شیوهی تفکر گادین است... او با نثری روان و عاری از اصطلاحات پیچیده مینویسد و این کتاب برای هرکسی که میخواهد بینشی در مورد بازاریابی و ابعاد مختلف آن، چه به عنوان خریدار و چه به عنوان فروشنده بداند، جالب و مفید خواهد بود. (The Financial Times)
کتاب این است بازاریابی! برای چه کسانی مناسب است؟
خواندن این راهنمای جامع بازاریابی را به تمام فعالان این حوزه، مدیران کسبوکارهای مختلف و علاقهمندان به بازاریابی و صنعت تبلیغات توصیه میکنیم.
در بخشی از کتاب این است بازاریابی!: اگر یاد نگیرید دیده شوید، دیده نمیشوید میخوانیم
اولین گام، این است که بتوانید چیزی را ابداع کنید که ارزش ساختن داشته باشد. باید بتوانید این کار را با یک داستانسرایی ارزشمند انجام دهید و یا باید یک سخنرانی ارزشمند در مورد آن داشته باشید.
دومین گام، این است که بتوانید به گونهای طراحی کنید و بسازید که فقط تعداد اندکی از مردم از آن بهره ببرند و باید به این افراد توجه داشته و مراقب آنها باشید.
سومین گام، این است که باید داستانی را بسرایید که با روایتها و رویاهای آن گروه کوچک از مردم، یعنی کوچکترین بازار حیاتی شما، همخوانی داشته باشد.
آخرین گام هم همان چیزی است که اغلب نادیده گرفته میشود: نمایش به صورت مرتب، همیشگی و سخاوتمندانه برای سالها و سالهای متمادی تا بتوانید برای آن تغییراتی که میخواهید ایجاد کنید، اعتماد افراد را سازماندهی کرده، آن را هدایت و ایجاد نمایید. یعنی اینکه باید مجوزی را به دست بیاورید تا بتوانید آنها را دنبال کرده و آنها را وا دارید تا ثبتنام کنند. سپس، باید به آنها آموزش دهید.
ما به عنوان بازاریاب، به دنبال آن هستیم تا همواره ایدههای خود را از فردی به فرد دیگر نشر دهیم. ما باید بتوانیم زمانی که تغییر ایجاد میشود، گروهی را درگیر نماییم...
بله
























