کتاب فلسفه شادی به سؤالِ بهظاهر ساده، اما عمیقِ «شادی چیست؟» پاسخ میدهد. لورین بسر با ترکیب علوم اعصاب، اقتصاد، روانشناسی و فلسفه به جستوجوی معنای شادی و راههای دستیابی به آن میپردازد. این اثر یکی از کاملترین منابعی است که مفهوم شادی و خوشبختی را در بستر فلسفه واکاوی کرده است.
دربارهی کتاب فلسفهی شادی
شادی بحث مهم و پیچیدهای در تحقیقاتِ نوظهورِ عرصههای روانشناسی، اقتصاد و سیاست عمومی است. بحث دربارهی شادی همواره با سؤالهایی نظیر: شادی چیست؟ آیا شادی قابل اندازهگیری است؟ رابطهی شادی با اخلاق چیست؟ و... پیوند خورده است. لورین بسر (Lorraine L. Besser) با تحلیل بینارشتهای این مفهوم، بینش عمیقی دربارهی آنچه واقعاً «شادی» نامیده میشود را در کتاب فلسفهی شادی (The Philosophy of Happiness) در اختیار مخاطبان میگذارد.
این کتاب تمام نظریههای معاصر درباب شادی را جمعآوری کرده و در تحلیل انتقادی خود از آنها سود میبرد؛ بنابراین لورین بسر در کتاب فلسفهی شادی، یک نظریهی قاطع و غایی درباب شادی ارائه نمیدهد، بلکه نظریههای متنوع فیلسوفان و دانشمندان را در این باره، عرضه میکند. هریک از پانزده فصل کتاب با مفهومی کلی آغاز و سپس بهتفصیل توضیح داده میشود. هر فصل با یک نتیجهگیری پایان مییابد و خلاصهی آنچه را شرح داده شده، پیشِ چشمِ مخاطب میگذارد. سپس برای مطالعهی بیشتر دربارهی هرکدام از مبحثهای عنوانشده، فهرستی از منابع برای مطالعهی بیشتر وجود دارد.
شادی شاید بیشترین چیزی است که انسان در طول تاریخ خواستارِ آن بوده است. میتوان گفت انجام هر عملی در زندگی به هدف رسیدن به شادی انجام میشود؛ درس خواندن، یافتن شغل، کسب درآمد و حتی پیدا کردن شریک زندگی، در کُنهِ خود در طلب شادی هستند. اما آیا کسی میتواند بگوید شادی دقیقاً چیست، به چه احساسی اطلاق میشود، آیا همان احساس لذت و رضایت است یا چیزی عمیقتر در آن وجود دارد؟ این اسرارآمیزی خودْ گویای این است که چرا فلاسفه همواره در پیِ کشف معنای حقیقی شادی بودهاند. اما این مفهوم تنها به حوزهی فلسفه محدود نمانده و رفتهرفته دانشمندان علوم عصبشناسی، روانشناسان و اقتصاددانان نیز بهدنبال کشف چیستیِ شادی رفتهاند.

کتاب حاضر تاریخچهی شادی را از فلسفهی یونان تا فلسفهی جدید انگلیسی و فلسفهی آسیایی دنبال میکند. ارسطو و افلاطون، بهعنوان تأثیرگذارترین چهرههای فلسفهی غرب، دربارهی نیکبختی (در معنای شادیِ امروزی) نظریهپردازی کردهاند. هردوی آنها، نیکبختی را غایت زندگی بشری میدانند و آن را مشروط به استفاده از تمامی ظرفیتهای انسانی میکنند. اپیکور فیلسوف دیگری است که پس از ارسطو و افلاطون، مفهوم شادی را به چالش میکشد. میتوان گفت اپیکور شادی را تقریباً با لذت برابر میداند و منظور او از لذت، همان غیاب درد است.
شادی از منظر فلسفهی آسیایی در آیین هندو، آیین بودا و کنفوسیونیسم مفهوم مییابد. فلاسفهی شرقی اعتقاد دارند که انسان باید از یگانگی و حضور جسمانی خویش رها شود و با دیگر انسانها و جهان هستی پیوند برقرار کند تا شادی بر او حاصل شود. در فلسفهی بودایی نیز تأکید مشابهی بر جنبهی روحانی دیده میشود. این تلقیهای متنوع از مفهوم شادی، سبب میشود تا ما بیش از پیش در این مفهوم دقیق شویم و مایل به کشف آن باشیم.
لورین بسر سپس به ارتباط شادی با رفاه میپردازد. به اعتقاد او هردوی این مفاهیم، ارزشهایی غایی برای زندگی انسان محسوب میشوند و ازاینرو اغلب، این دو مفهوم در معنای یکدیگر به کار میروند، اما نتیجهی تحقیقات جدید نشان میدهد که شادی و رفاه کاملاً از یکدیگر مجزا هستند. نویسنده برای روشنتر شدن موضوع، رایجترین نظریههای مربوط به مفهوم رفاه را از نظر میگذراند.
روانشناسی رویکرد علمی دیگری است که در کتاب فلسفهی شادی به آن پرداخته شده است. روانشناسیْ شادی را عبارت از وضعیت کلی عاطفی شخص میداند که دربرگیرندهی مجموعهای از مزاجها و عواطف فرد است. از منظر روانشناسی، شادی ورای داشتن احساسی خوب در لحظه است. لورین بسر برای تشخیص این امر که چه تغییر حالتی سطحی و کدامیک ماندگار است، حالتهای عاطفیِ اصلی و فرعیِ فرد را بهتفصیل شرح میدهد.
ارتقای شادی یکی از مهمترین اهداف سیاستگذاریهای عمومی است. این سیاستگذاریها به شیوههای مختلفی برای ارتقای شادی فردی و همگانی متوسل میشوند که از آن جمله میتوان به برنامههای رفاهی و مراقبتهای بهداشتی کرد؛ اما این سیاستها همیشه محدود به این پیشرفتها نمیماند و گاه به پدرسالاریِ آزادیخواه نزدیک میشود؛ چنانچه محدود کردن آزادیهای فردی مثل نظارت بر تبلیغات و نظارت بر انتخابهای افراد را در پی دارد.
نشر لگا کتاب فلسفهی شادی را با ترجمهی ناصر مومنی روانهی بازار کرده است.
نکوداشتهای کتاب فلسفهی شادی
-
این کتابِ برجسته مقدمهای خوب بر شادی است که مباحث علمی و راهکارهای عملی را دربارهی چگونه شادتر بودن ارائه میدهد. (دانیل ام. هایبرون، دانشگاه سنت لوئیس)
-
فلسفه در اینجا با تحقیقات روانشناسی، علوم اعصاب و اقتصاد غنی شده است. این کتاب انتخابی عالی برای تمامی بحثهای فلسفی درمورد شادی است. (والری تیبریوس، دانشگاه مینه سوتا)
کتاب فلسفهی شادی برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب به جویندگان شادی و نیکبختی پیشنهاد میشود. علاقهمندان به فلسفه نیز از دیگر مخاطبان این کتاب به شمار میآیند.
در بخشی از کتاب فلسفه شادی میخوانیم
از نظر بسیاری از افراد، مسائل لذتگرایی کلاسیک نشانهی تمرکزی بسیار تنگنظرانه بر تجربهی لذت است، تا تمرکز بر شیوههایی که در آن شیوهها، دیدگاهها و نگرشهای سوژه باعث تغییر آن تجربه میشود. شاید مسئله این است که آنچه چیزی را دلپذیر میکند، صرفاً نگرشی است که سوژه نسبت به آن چیز اتخاذ میکند: اگر من شستن ظرف را دلپذیر بدانم، به این سبب است که نگرشی مثبت به آن تجربه دارم، نه به این سبب که چیزی ذاتی در ظرفشستن هست که باعث ایجاد لذت در هرکسی شود که به این کار اقدام کند. لذتگرایی بهاصطلاح نگرشی چنین نگرشی را برای درک لذت اتخاذ میکند. لذت از نگرشهای ما ناشی میشود. لذتگراییِ نگرشی نظریهای بدیل از لذت را برای استحکام لذتگرایی پیشنهاد میکند؛ بنابراین، در تمایز با لذتگرایی کلاسیک از تبیین حسی لذت اجتناب میکند.
وقتی میخواهیم تا شادی را برحسب لذتگرایی بفهمیم، میتوانیم گمان بریم که اجتناب از لذت حسی در فهم شادی باعث پیشرفتی مهم میشود. به خاطر داشته باشید که لذتگرایی بهعنوان نظریهی لذت چنین بیان میکند که حالت ذهنی «شاد بودن» حالتی از لذت است. این ادعایی توصیفی است؛ اما برای اینکه بهعنوان ادعای توصیفی رضایتبخش باشد، حالتی را که بهعنوان شاد مشخص میکند بایستی حالتی باشد که ما آن را بهعنوان حالتی از شادی بفهمیم. از آنجا که بیشترِ ما به شادی ارج مینهیم، شاد دانستنِ یک وضعیت همانا ارزشمند دانستن آن وضعیت بهلحاظ عاقبتاندیشی هم هست _ چیزی که آن را برای خودمان میخواهیم. اگر با اعتراض خوکی همدل باشیم یا زندگی هایدن را بر زندگی صدف ترجیح دهیم، احتمالاً فکر میکنید در حالت شادی چیزی بیش از صرفاً ادراک حسیِ لذت هست. این «چیز بیشتر» چیست؟
بله























نمیدانم که این سبک نوشتن که گنگ و درهم بنویسیم، ویژه تمام کتابهای فلسفی است یا نه؟! اما این کتاب این مختصه را دارد و متن چنان برای خواننده فلسفه خوان مبتدی و گاهی، نوشته و نشده است!
اما، لورین بسر، در کتاب فلسفه شادی، این نکته را خودش درک کرده در آخر هر بخش به نتیجه گیری و چکیده هر بخش پرداخته است و متن آشفته را که در برخی جاهایش توضیحات آن تو را به سرانجام نمیرساند را، هدایت کرده و نکته مهم آن را به خوبی نوشته است.
فلسفه شادی، از ابتدا با هر تعداد نظریهپرداز از زمان باستان بررسی شده است و رد شدن هر تئوری را در کتاب برای این پدیده طبیعی، در نظر گرفته شده است.
در برخی احساسات اگر پرسیده شود که چیست؟ شاید کمتر کسی به انسجام تعریفی بتواند بیان کند اما، شادی را در کتاب لورین بسر میتوان معنی کرد.