دنیس پترسون در کتاب مکاتب معاصر فلسفه حقوق پانزده مقالهی خواندنی را در زمینهی فلسفهی حقوق گردآوری کرده است. مجموعهی این مقالات که به قلم چهرههای سرشناس این حوزهی مطالعاتی نوشته شدهاند، مرور جامع و مفیدی را از بنیانهای فلسفهی حقوق در اختیار شما میگذارند.
دربارهی کتاب مکاتب معاصر فلسفه حقوق
کتابی که اکنون پیش روی شماست، ترجمهی فصل دوم اثری با عنوان راهنمای فلسفهی حقوق و نظریهی حقوقی (A Companion to Philosophy of Law and Legal Theory) است که به همت انتشارات شهیر و معتبر ویلی بلکول منتشر شده است. در نسخهی کامل کتاب، دو بخش دیگر با عنوان «قلمروهای حقوق» شامل دوازده مقاله و «موضوعات و شاخههای حقوق» شامل بیستویک مقاله به همت دنیس پترسون تألیف و گردآوری شدهاند. در مجموع کتاب اصلی دربرگیرندهی سه بخش و 48 مقاله است که از این میان، در این کتاب پانزده مقالهی بخش دوم دستچین و ترجمه شده است.
هر یک از این پانزده مقاله به قلم چهرهای شناختهشده و صاحبنظر در عرصهی فلسفهی حقوق به رشتهی تحریر درآمده است. از میان این شمار میتوان به اشخاصی همچون برایان بیکس، استاد کرسی مطالعات میانرشتهای حقوق و زبان در دانشکدهی حقوقِ دانشگاه مینهسوتا، برایان لِیتر، استاد حقوق و رئیس مرکز حقوق، فلسفه و ارزشهای انسانی در دانشکدهی حقوق دانشگاه شیکاگو، جان هانسون، استاد حقوق دانشگاههای هاروارد، کمبریج، ماساچوست، جرمی والدرون، استاد دانشکدهی حقوق نیویورک و… اشاره کرد؛ اسامی شناختهشدهای که هریک در زمینهی فلسفهی حقوق و در گرایش تخصصی خود دارای رأی و نظری قابلتأمل و جریانساز هستند.
خاستگاه فلسفهی حقوق را میتوان همچون بسیاری از زمینههای دیگر در یونان باستان جستوجو کرد؛ جایی که فیلسوفانی مانند افلاطون و ارسطو به دنبال درک ماهیت عدالت و نقش قانون در جامعه بودند. برای نمونه، افلاطون در اثر پرآوازهی خود با نام «جمهوری» میکوشد مفهوم عدالت و شکل ایدهآل حکومت را بررسی کند، درحالیکه «اخلاق نیکوماخوسِ» ارسطو رابطهی بین قانون و اخلاق را مورد بحث قرار میدهد.
در قرون وسطی، فیلسوفانی مانند توماس آکویناس به کاوش در رابطهی میان حقوق و اخلاق ادامه دادند و استدلال کردند که برای برقراری عدل، قوانین باید بر اساس اصول قانون طبیعی وضع شوند. در دوران مدرن، فیلسوفانی مانند جان لاک و امانوئل کانت فلسفهی حقوق را بیش از پیش توسعه دادند و بر اهمیت حقوق فردی و حاکمیت قانون تأکید کردند. دورهی روشنگری همچنین شاهد ظهور پوزیتیویسم حقوقی بود که معتقد است قوانین توسط انسانها ایجاد میشوند و لزوماً مبتنی بر اصول حقوق اخلاقی یا طبیعی نیستند. امروزه فلسفهی حقوق همچنان بهعنوان یک زمینهی مطالعاتی پر جنبوجوش در محافل علمی و آکادمیک مطرح است و محققان این حوزه درصدد آن هستند که موضوعاتی مانند استدلال حقوقی، ماهیت نظامهای حقوقی، و رابطهی بین حقوق و اخلاق و… را بررسی کنند.
پژوهش در فلسفهی حقوق طیف وسیعی از موضوعات و رویکردها را در بر میگیرد. برخی از محققان بر مبانی نظری حقوق تمرکز میکنند و به بررسی مسائلی مانند ماهیت نظامهای حقوقی، رابطهی حقوق و اخلاق و نقش قانون در جامعه میپردازند. برخی دیگر رویکرد عملیتری را اتخاذ میکنند و به بررسی مسائل یا موارد خاص حقوقی و تحلیل آنها از منظر فلسفی میپردازند. مقالههای کتاب مکاتب معاصر فلسفه حقوق آمیزهای از موضوعات، رویکردها و نقطهنظرهای گوناگون پژوهشگران مطرح و بهنام این رشته را در بر میگیرد. عناوین برخی از این مقالات عبارتند از: نظریهی حقوق طبیعی، فلسفهی حقوق فمینیستی، نظریهی مارکسیستی حقوق، فلسفهی حقوقی کانت، واقعگرایی حقوقی آمریکایی و…
مجموعهی مقالاتی که در این اثر گردآوری شده است، بررسی جامع و معتبری را از فلسفهی حقوق، بهعنوان رشتهای که در فضای آکادمیک ایران از سابقهی طولودرازی برخوردار نیست، در اختیار مخاطب قرار میدهد. هر یک از این پانزده مقاله که به قلم فیلسوفان پیشرو امروزی نوشته شدهاند، اصطلاحات، موضوعات و چالشهای کلیدی این حوزه را پوشش میدهند. همچنین مترجم اثر به هنگام مواجهه با واژههای تخصصی و ناآشنا، در پانویسها و پاورقیهای کتاب به ارائهی توضیحات تکمیلی پرداخته است تا خواننده با هر سطحی از دانش پیشین بتواند با آن ارتباط برقرار کند. در مجموع، آنچه اکنون در دسترس شما قرار گرفته است، میتواند مبنای ایدهآلی را برای کاوش و پژوهش در زمینهی فلسفهی حقوق فراهم کند و مرجعی اساسی برای دانشجویان و متخصصان به شمار بیاید.
کتاب مکاتب معاصر فلسفه حقوق برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به کتابهای تخصصی فلسفی و بهطور خاص فلسفهی حقوق علاقهمند هستید، خواندن کتاب مکاتب معاصر فلسفه حقوق را به شما پیشنهاد میکنیم.
با دنیس پترسون بیشتر آشنا شویم
دنیس پترسون (Dennis Patterson) در سال 1955 چشم به جهان گشود. این پژوهشگر و نویسندهی پرآوازه، سابقهی تدریس در نهاد دانشگاه اروپایی فلورانس، دانشکدهی حقوق دانشگاه راتگرز و دانشگاه سوآنسی را در کارنامهی حرفهای خود دارد. او جوایز بسیاری را در زمینهی پژوهشهای حقوقی از آن خود کرده است که از این میان میتوان به عناونی همچون جایزهی تحقیقاتی ارشد را از کمیسیون فولبرایت، جایزهی بنیاد هومبولت و جایزهی شورای انجمنهای دانشآموختهی آمریکا اشاره کرد. دنیس پترسون نویسندهی کتابها و مقالات متعددی در باب حقوق تجارت و فلسفهی حقوق است.
در بخشی از کتاب مکاتب معاصر فلسفه حقوق: کتاب راهنمای بلک ول برای فلسفە حقوق میخوانیم
در دورۀ رنسانس و پس از آن، مباحث مربوط به حقوق طبیعی با دیگر موضوعات مرتبط بود: اظهارات دربارۀ حق طبیعی اغلب مبنا یا بخشی از استدلال برای «حقوق طبیعی» (بعداً تحت عنوان «حقوق بشر» به آن استناد شد) بود؛ حقوق فردی شامل حقوق [فرد] در مقابل دولت بود و بنابراین در خدمت محدودسازی حکومت قرار گرفت. بهعلاوه، نظریههای حقوق طبیعی زمینهای برای وضع قوانین حقوق بینالملل ایجاد کردند. هیوگو گروسیوس و ساموئل پوفندورف (به ترتیب در ابتدا و انتهای قرن هفدهم) نمونههایی برجسته از نظریهپردازانی هستند که نوشتههایشان در باب حقوق طبیعی اهمیت داشته است. رویکرد حقوق طبیعی در نظریههای «قرارداد اجتماعیِ» توماس هابز، جان لاک، که او نیز بهطور گسترده دربارۀ حقوق طبیعی قلم زد (لاک، 1988) و ژان ژاک روسو بسط بیشتری یافت.
اهمیت بیشتر گروسیوس (1925) بهخاطر این اظهار صریحش بود که میگفت حقوق طبیعی، قانون والاتری که اعمال ملتها، قانونگذاران و شهروندان را میتوان برحسب آن مورد قضاوت قرار داد، برای معتبر بودن نیازمند وجود خدا نیست. (اگرچه عموماً ادعا میشود که این اظهار نظر، نخست، از سوی گروسیوس اعلام شد اما میتوان اشاراتی به جدایی حقوق طبیعی از وجود الوهی یافت که لااقل به نوشتههای گرگوری اهل ریمینی در قرن چهاردهم بازمیگردد؛ مثلاً فینیس، 1980، ص 54.) از زمان گروسیوس تا زمان کنونی، لحن و غایتِ بخش فزایندهای از آثار مربوط به حق طبیعی (و ایدۀ مرتبطِ «حقوق طبیعی») سکولار بوده است، عموماً با ارجاع به «الزامات عقل» بهجای فرمان، غایت، اراده یا عقلِ الهی.
معمولاً تلاش برای ارزیابی مباحث نویسندگانِ زمانهای دور از طریق چشمانداز علمِ حقوقِ تحلیلیِ مدرن اشتباه است. سیسرو و آکویناس و گروسیوس، برخلاف مدافعان مدرن اثباتگرایی حقوقی، دلمشغول تحلیلِ قانون به سبک اجتماعیعلمی نبودند.
بله






















