تیبو موریس در کتاب هوشمندانه فکر کن! رسیدن به موفقیت را در گروی اصلاح باورها میداند؛ همان چیزی که تمام بخشهای زندگی شامل ارتباطات، پول، زمان، سیاست، اقتصاد، جهانبینی و خود ما را در بر میگیرد. او با اشاره به آثار مخرب باورهای تضعیفکننده، 100 نگرش منفی را که میتواند مانع از دستیابی به زندگی دلخواه ما شود، بررسی و کمک میکند که آنها را بشناسیم و با باورهایی قویتر جایگزین کنیم.
دربارهی کتاب هوشمندانه فکر کن!
آیا با افکار منفی دستوپنجه نرم میکنید؟ آیا باورهای محدودکننده دستوپای شما را بسته و مانع از بروز تواناییهایتان شده است؟ تیبو موریس (Thibaut Meurisse) از خوانندههای کتابش با عنوان هوشمندانه فکر کن! (Think Better Thoughts: 100 Limiting Beliefs that Hinder Your Potential) میخواهد که فرضیههای منفی ذهنی را که مانع بالقوهی رشد هستند، حذف کنند. اما چگونه میتوان آنها را شناخت؟ او این باورهای تضعیفکننده را به چندین دسته اصلی که اَبَر باورها نام دارند طبقهبندی کرده و آنها را افکاری ریشهدار میخواند که سرچشمهی تمام ذهنیتهای منفی ماست؛ ابر باورهایی مثل احساس ضعف، هیجانزدگی، خود برتربینی و خود کمبینی. تیبو موریس در ادامه افراد را به دو دسته تقسیم میکند: کسانی که ذهنیت ثابت دارند، و آنها که دارای ذهنیت رشد هستند. او سپس این باور را که میزان هوش و توانایی ثابت و غیرقابلتغییر است، به چالش میکشد و مینویسد: تقریباً هیچچیزی در این جهان وجود ندارد که با تمرین کافی و انگیزهی مناسب به دست نیاید!
نویسندهی کتاب هوشمندانه فکر کن! در ادامه به تأثیر احساسات و هیجانهای عاطفی بر باورهای ما میپردازد و به برخی کلیشههای ذهنی که مانع رشد و پیشرفت میشوند، اشاره میکند. تیبو موریس گونههای مختلف ریسکپذیری، تعامل با دیگران و اعتمادبهنفس پایین را نیز توضیح میدهد و با ذکر نمونههایی عینی را از هرکدام، تصویری روشن از برخی باورهای اشتباه در این موارد گوشزد میکند. به باور او بسیاری از پیشفرضهای ذهنی ما، میتواند در شرایط و موقعیتهای گوناگون، درست یا اشتباه باشد؛ بنابراین نمیتوان قضاوت قطعی دربارهی مسئلههای ذهنی داشت. مثلاً آیا ما باید همیشه منطقی رفتار کنیم؟ یا آیا باید نسبت به مشکلات موجود همواره بیاعتنا باشیم؟ نویسندهی کتاب هوشمندانه فکر کن! معتقد است نمیتوان برای تمامی این پیشفرضها، نسخهای واحد پیچید. او این باور که «برای موفقشدن باید سخت کار کرد» را نیز به چالش میکشد و نمونههای بسیاری از افراد موفق را که در مدتزمانی کوتاه توانستهاند به موفقیت دست یابند، مثال میزند. این کتاب گرچه بر ذهنیت و باورها تمرکز دارد، اما موارد مطرحشده در آن، مسائلی روزمره و عینی هستند که اغلب انسانها با آن دستبهگریباناند؛ ازاینمنظر احساسی که بعد از خواندن کتاب تیبو موریس به خواننده دست میدهد، شبیه این جمله خواهد بود: «واقعاً نمیدانستم که این مشکل جزئی، بزرگترین مانع من برای پیشرفت بوده است.» کتاب هوشمندانه فکر کن! جزو کتابهای محبوب و پرفروش در آمریکا بوده و در ایران نیز در انتشارات «زمانِ تغییر» و با ترجمهی آیدین استوار به چاپ رسیده است.
کتاب هوشمندانه فکر کن! مناسب چه کسانی است؟
این کتاب به کسانی که بهدنبال کسب موفقیت هستند، اما با انبوهی از باورها و افکار منفی درگیرند؛ پیشنهاد میشود.
با تیبو موریس بیشتر آشنا شویم
تیبو موریس فرانسوی است، در ژاپن زندگی میکند و کتابهایش را به زبان انگلیسی مینویسد. او را بلاگر توسعهی شخصی نامیدهاند؛ چرا که بیشترین تمرکزش بر کمک به مردم برای درک کامل پتانسیل خود و رسیدن به سطوح بالاتر آگاهی و تحقق اهداف شخصی است. از او بیش از 20 کتاب در زمینهی موفقیت و خودسازی منتشر شده و مشهورترین آنها کتاب «تسلط بر احساسات» است که در زمان انتشار با بیش از 300 هزار نسخه فروش، عنوان پرفروشترین کتاب سایت آمازون را از آن خود کرد. افزون بر آن کتاب، «تمرکز قدرتمند»، «هدفگذاری»، «سمزدایی دوپامین» و کتاب حاضر، از بهترین آثار منتشرشدهی او به شمار میرود.
جملات برگزیده کتاب هوشمندانه فکر کن
- بازدهی مربوط به مدیریت زمان است.
- من مسئول زندگی خودم هستم.
- من فکر میکنم و با جهان تعامل میکنم تا بتوانم زندگیای که میخواهم را بسازم.
- من در زندگی بدون شکایت کردن و غر زدن به کارم ادامه خواهم داد و بسته به موضوعاتی که پیش میآید دست به عمل میزنم.
- من بالاتر از احساساتم هستم. احساسات من گذرا هستند اما من همیشه هستم.
در بخشی از کتاب هوشمندانه فکر کن میخوانیم
افراد زیادی در زندگی بر این باورند که چیزی برای ارائه به دنیا ندارند. آنها فکر میکنند کاری که میکنند ارزش ندارد. هرچند که شاید این موضوع درست باشد که شما بهتنهایی نمیتوانید دنیا را درست کنید اما آیا این بدان معنی است که کاری که میکنید هم اهمیتی ندارد؟ ما به عنوان انسان در تمام طول روز علتها و معلولهای مختلفی را ایجاد میکنیم. ما با فکر کردن، احساس و عمل کردن بر دنیای اطراف خود تاثیر میگذاریم. ما روی خانواده، دوستان، همکاران و هر کس دیگری که در ارتباط با ما است تاثیر میگذاریم. هرچند درک این موضوع که دقیقاً تاثیر رفتار ما بر محیط اطراف چگونه است شاید سخت باشد، اما قطعاً تاثیری وجود دارد.
به این شکل به این موضوع فکر کنید. آیا تا به حال شده است که رفتارهای خود را تغییر دهید تا کسی شما را تشویق نماید؟ آیا تا به حال بعد از صحبت با کسی تصمیم خود را تغییر دادهاید؟ اگر اینگونه است پس دقیقاً متوجه شدهاید که چگونه به روشهای مختلف بر دیگران تاثیر میگذارید؟
زمانی که شما بر این باور باشید که ارزشی ندارید، بر اساس همین روش هم عمل میکنید. در نتیجه استعدادهای خود را بروز نمیدهید، رویاهای خود را نادیده میگیرید، از مسئولیتهای خود فرار میکنید و اجازه نمیدهید شخصیت شما بدرخشد. با انجام این کار نهتنها خودتان را از یک احساس عمیقتر از زندگی محروم میکنید بلکه به جهان نیز ضرر میرسانید.
بله



























به نظر من برای اشنای با باورهای مخرب کتاب خوبی است.