کتاب دانش پایه طراحی آموزشی تألیف ریتا سی. ریچی، جیمز دی. کلاین و مونیکا. دبلیو تریسی میکوشد مفاهیم رشتهی طراحی آموزشی را تعریف کند و مبانی نظری آن را توضیح دهد. این کتاب کاربردی هشت نظریهی اصلی این حوزه را بهتفصیل بررسی میکند تا خواننده درک جامعی از اصول و الگوهای طراحی آموزشی به دست آورد. این اثر برندهی عنوان بهترین کتاب جایزهی Brown شده است.
دربارهی کتاب دانش پایه طراحی آموزشی
یکی از مراحل تدریس، طراحی شیوهی آموزش است. به این معنا که معلم پیش از شروع تدریسش باید اهداف، محتوا و امکانات درسش را بشناسد و متناسب با آنها برنامهای را پیشبینی و تنظیم نماید. به این فرآیند اصطلاحاً طراحی آموزشی گفته میشود. گرچه معلمها در طول تاریخ همیشه چنین برنامهای برای خود تعریف میکردهاند و بر اساس آن پیش میرفتهاند، اما طراحی آموزشی، بهعنوان یک علم مجزا و مستقل، عمری کوتاه دارد. در جنگِجهانی دوم بود که عدهای از روانشناسان و متخصصان، طرحی آموزشی برای سربازان اجرا کردند. پس از جنگ و در دههی 1950 این الگو به حوزههای دیگر آموزشی هم کشیده شد و کمکم بهعنوان یک علم پذیرفته شد.
در طول این چند دهه، نظریات زیادی در مورد طراحی آموزشی مطرح شده که کاملاً آن را متحول کردهاند و شکل مدرنی به آن دادهاند. کتاب دانش پایه طراحی آموزشی (The Instructional Design Knowledge Base) تألیف ریتا سی. ریچی (Rita C. Richey)، جیمز دی. کلاین (James D. Klein) و مونیکا. دبلیو تریسی (Monica W. Tracey)، تلاش دارد کلیات این علم را تعریف کند و نظریات و مبانی آن را شرح دهد.
طراحی آموزشی با هدف فراهم کردن امکانات یادگیری به وجود آمده، یعنی باید پیشبینی کرد که برای تدریس به چه امکاناتی نیاز است و آنها را آماده کرد. بنابراین طراحی آموزشی را میتوان به دو سطح کلان و خرد تقسیم نمود: سطح کلان که به وزارتخانه یا ادارهی کل مربوط میشود، امکانات مهم و اصلی و پرهزینه را پیشبینی میکند. اما سطح خرد، به مدرسه و کلاس محدود است و معلم و مدیر باید این طراحی را انجام دهند. این طرح باید جدی و دقیق و در عین حال انعطافپذیر و همدلانه باشد. با این تفاسیر باید گفت این علمی پیچیده است و نیاز به دانش و مهارت زیادی دارد. ریتا سی. ریچی، جیمز دی. کلاین و مونیکا. دبلیو تریسی در کتاب دانش پایه طراحی آموزشی، در فصل اول مفاهیم را شرح میدهند و پس از آن، برای اینکه درک بهتری از الگوهای آموزشی این حوزه ارائه کنند، نظریههای مختلف مطرحشده را توضیح میدهند. آنها در این کتاب به هشت نظریهی مهم میپردازند:
نظریهی عمومی نظامها، نظریههای ارتباطات، یادگیری، آموزشی اولیه، نظریههای رسانهها، نظریههای مبتنی بر شرایط، طراحی سازندهگرا و بهسازی عملکرد. چهار تئوری اول عمومیتر بوده و در رشتههای دیگر هم مطرحاند، اما چهار تئوری دوم به شکل تخصصی برای این حوزه ارائهشدهاند و سیر تکامل آن را نشان میدهند. کتاب دانش پایه طراحی آموزشی، از معدود آثاری است که میکوشد هم به جوانب نظری و هم کاربردی این حوزه بپردازد. این اثر در سال 2012 عنوان بهترین کتاب جایزهی Brown را به دست آورد. این منبع کاربردی را حسین زنگنه و الهه ولایتی برای انتشارات آوای نور ترجمه کردهاند.
در نکوداشت کتاب دانش پایه طراحی آموزشی
- کتاب دانش پایه طراحی آموزشی مرور و خلاصهای جامع از نظریههای متنوعی ارائه میدهد که طی این سالها در مورد طراحی آموزشی مطرح شدهاند. این اثر بهخوبی نوشته و تدوین شده و میتواند مرجعی کلاسیک باشد. (Educational Technology)
کتاب دانش پایه طراحی آموزشی برای چه کسانی مناسب است؟
کتاب دانش پایه طراحی آموزشی به پژوهشگران و فارغالتحصیلان رشتههای علوم تربیتی و تکنولوژی آموزشی پیشنهاد میشود.
با نویسندگان کتاب دانش پایه طراحی آموزشی بیشتر آشنا شویم
دکتر ریتا سی. ریچی، استاد بازنشستهی رشتهی تکنولوژی آموزشی است. او در حوزهی طراحی آموزشی تخصص دارد و برای چندین دهه در دانشگاه وِین آمریکا استاد بوده است. ریچی به پاس خدماتش جوایز زیادی به دست آورده که ازجملهی آنها میتوان به جایزهی انجمن تکنولوژی و ارتباطات آموزشی اشاره کرد.
دکتر جیمز دی. کلاین، استاد بازنشستهی رشتهی طراحی سیستمهای آموزشی دانشگاه آریزونا و استاد فعلی دانشگاه فلوریدا است. تخصص او در زمینههای طراحی آموزشی، بهبود عملکرد و استراتژیهای یادگیری عملی است. کلاین مقالات زیادی در این زمینه تألیف کرده و به چاپ رسانده است.
دکتر مونیکا. دبلیو تریسی، استاد رشتهی طراحی و تکنولوژی یادگیری دانشگاه وِین آمریکا است. تریسی به حوزههایی همچون تفکر طراحی، طراحی میانرشتهای و اصول طراحی آموزشی علاقهمند است و در آنها تدریس و تحقیق میکند.
در بخشی از کتاب دانش پایه طراحی آموزشی: نظریه، پژوهش و عمل میخوانیم
تصاویر و پیامهای دیداری هم نوعی زبان را بهکار میگیرند که زبان دیداری نام دارد. این زبان ریشه در این پیشفرض دارد که میگوید: «زبان دیداری ما را بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار میدهد و شامل غریزه و عاطفه است و قبل از آن که منطق خطی از زبان نوشتاری نشأت گیرد، میتواند در آن اعمال نفوذ کند» (بری، 1997، ص 116). زبان دیداری، صورتی نمایشی است و در عین حال ماهیت تفسیری نیز دارد (سیلز، 1994). زبان دیداری مانند زبان نوشتاری، دارای نوعی دستور زبان همراه با مجموعهای از اصول سازماندهی است. اکثر این اصول از نظریهی گشتالت نشأت میگیرند.
ما در این جا به تعدادی از مهمترین این اصول اشاره میکنیم. ما به ابعاد دیداری برجستهی این نظریه و تیزبینیهایی توجه میکنیم که اغلب نادیده گرفته میشوند و بهطور فطری تمایل به این داریم که تصاویر مشابه یکدیگر را در ذهنمان گروهبندی کنیم و روابط و الگوهای موجود در بین این تصاویر را درک نماییم. تصاویری که کامل نیستند، معمولاً به عنوان تصاویر کامل، محصور و منسجم درک میگردند. ما آن چیزی را میبینیم که براساس تجربههای قبلی خودمان انتظار دیدن آن را داریم (بری، 1997).
طراحان آموزشی به شدت بر قدرت وسایل کمکی دیداری بهعنوان ابزارهای ارتباطی و سرانجام ابزارهای یادگیری، تکیه میکنند که بهطور کلی از این اعتقاد ناشی میشود که تصاویر آسانتر از کلمات به یادآورده میشوند. بعضی از وسایل کمکی دیداری، عمدتاً به دلایل تزئینی یا تفریحی و یا برای این منظور مورد استفاده قرار میگیرند که یادگیرندگان را به یک بعد خاص از آموزش هدایت کنند. اگرچه اکثر طراحان آموزشی از این وسایل کمکی برای انتقال اطلاعات ویژه به یادگیرندگان استفاده میکنند، اما عناصر بسیاری وجود دارد که این فرآیند را تحت تأثیر قرار میدهد. برای مثال اطلاعاتی که به صورت دیداری ارائه میشوند از صحت بیشتری برخوردارند و این ویژگی برای انتقال اطلاعات دقیق دارای اهمیت خاصی است.
بله






















