کتاب کارگردانها در تمرین اثری شگفتآور و کاربردی به قلم سوزان لتزلر کول است که هر علاقهمندی را مجذوب خود میکند. نویسنده در این اثر گزارشی دقیق از شیوهی کار ده کارگردان چیرهدست آمریکایی هنگام تمرین تئاتر را جمعآوری و در قالب کتابی جامع منتشر کرده است. تردیدی نیست که این اثر تا آخرین صفحه شیفتگان هنر نمایش را با خود همراه خواهد ساخت.
درباره کتاب کارگردانها در تمرین:
سوزان لتزلر کول (Susan Cole) در کتابی که اکنون مشغول مطالعهی معرفی آن هستید، به عنوان تحلیلگر و ناظر به مشاهدهی موشکافانهی استراتژیهایی پرداخته که کارگردانانی مهم همچون پیتر سلرس، لی بروئر، امیلی مان، جوآن آکالایتیس، الینور رنفیلد، ریچارد فورمن و الیزابت لوکومپت هنگام تمرین تئاتر به کار میگیرند.
کاری که نویسندهی کتاب کارگردانها در تمرین (Directors in rehearsal) انجام میدهد، پیش از این چندان معمول نبوده است. به عنوان مثال نگاهی که جرج برنارد شاو، نمایشنامهنویس نامآشنای ایرلندی به تمرینات تئاتر داشت، گواهی بر درستی این سخن است. او در رابطه با تمرینات گاه تا حدی سختگیرانه پیش میرفت که آن را نوعی تابو میدید و معتقد بود که جای هیچ غریبهای در تمرینات تئاتر نیست. چرا که آنها کاملاً محرمانه هستند و نباید در سالنها به روی علاقهمندان باز شود.
اثری که پیش رو دارید، نه فقط برای کارگردانان تئاتر، که هم برای بازیگران و علاقهمندان، جدا از این که در چه سطح از مهارت قرار دارند، بسیار مفید و کمککننده خواهد بود. بسیاری از این کارگردانان بزرگ نمایشنامههای معروفی همچون سفر بیگل، دایی وانیا، باغ آلبالو، هملت و اجرای عدالت را به روی صحنه بردهاند که این امر خود بر اثرگذاری این کتاب افزوده است. جالب است بدانید سوزان کول برای نگارش این اثر و ثبت وقایع رخ داده در تمرینها به جای استفاده از ضبطصوت از دفترچه یادداشت استفاده کرده و تمامی مصاحبهها و نقلقولهایی که در این کتاب خواندنی مشاهده میکنید نیز در همان فضا به وقوع پیوسته است.
کتاب کارگردانها در تمرین مناسب چه کسانی است؟
اگر به هنر تئاتر و کارگردانی علاقه دارید، از این اثر غافل نشوید.
جملات برگزیدهی کتاب کارگردانها در تمرین:
- با نگاهکردن، میتونی به چیزهای زیادی پی ببری. (یوگی بِرّا)
- توی موقعیت قرار بگیر، چیز دیگهای وجود نداره.
- تصویر پابرجاست.
در بخشی از کتاب کارگردانها در تمرین میخوانیم:
نفیلد با تغییر توجه خود به رانفسکایا در قطعهای مشابه از کنش، بهشکلی آزمایشی در حالتِ استقرار جوآنا مرلین و نیز در شتاب و آهنگ او تغییر جهت ایجاد میکند، کاری که بهنحو کاملتری دغدغۀ کارگردان را نسبت به بازۀ زمانی و یا فضا-زمان آشکار میکند. سالی هِسِ رقصنده، بهروشنی این موضوع را بیان میکند: «واقعاً نمیتوان بدون سخنگفتن از فضا، از زمان گفت.» و عکس این موضوع نیز، چنانکه در هر جلسۀ تمرین، آشکار میشود، به همان نسبت صادق است. واکنش جوآنا مرلین به اظهارنظر زمانی-مکانیِ کارگردان («تو بههیچوجه دنبال لوپاخین نمیدویی. آره، بلند شو، اما سمتش نرو... صبر کن تا خارج بشه.») لحظهای خارقالعاده در تمرین میآفریند؛ وقتی رانفسکایا برمیخیزد، از لوپاخین میخواهد که بماند و فقط پیش از آنکه رانفسکایا به حرف خود ادامه دهد و حرکت کند «صبر میکند» تا او برگردد و نگاهش کند. لحن این درخواست در ترجمۀ انگلیسی («نه، دوست عزیز. لطفاً بمون.»)، لحنی امری و حتی دستوری است، نه با تحلیل دقیق انگیزش روانی بلکه بهسادگی با اشارۀ کارگردان برای تغییر ضرب (تمپو)، ساخته میشود. رنفیلد فقط صحنه را کُند میکند و فرصتی به لوپاخین و رانفسکایا برای ایجاد تعاملی معنادار میدهد، مدت این درنگ را آن دو با هم تعیین میکنند. این قطعه با حرکت بیشتاب رانفسکایا به سمت لوپاخین پیگیری میشود.
بلافاصله پس از آن، کارگردان در پاسخ به پرسش بازیگر زن دربارۀ موضع دقیق فیزیکیِ او طی جابهجایی بعدی میگوید: «من نگران این موضوع نیستم. خودت راهت رو پیدا میکنی.» اگرچه این پاسخ تا حدی خشن بهنظر میرسد اما همین پاسخِ توأم با بیاعتنایی، درست موقعی که بازیگر زن آمادۀ بیان گفتاری میشود که یادآور مرگ پسر جوان رانفسکایا و در نتیجه تلاش او برای خودکشی است تکرار میشود. این مونولوگ بلند، چنانکه ویژگیِ بیشتر تمرینهای اولیه است، با صدایی بسیار آهسته و تقریباً نامفهوم ادا میشود و با وجود اینکه بازیگر زن پس از یادآوری مرگ کودک مطابق با دستور صحنه، گریان و نالان است، کاملاً «واقعی و خالص» بهنظر میرسد.
بله























