سولماز اسدی در کتاب غرق شدن در دریای کامل گرایی، تلاش میکند علاوه بر شناسایی علائم کاملگرایی، راهکارهای مثبتی را هم برای حل این مشکل ارائه بدهد تا با استفاده از آنها بتوانید در مسیر عادی و معمولی قدم بگذارید.
دربارهی کتاب غرق شدن در دریای کامل گرایی:
وقتی یک رویایی در سر دارید، راحت میتوانید خودتان را در برنامهریزی و ایدهپردازی برای رویاهایتان غرق کنید. یک لحظه در نظر بگیرید که اگر الان به رویاهایتان میرسیدید چه حسوحالی داشتید یا اینکه هیچ کاری نکنید و در ترسهای شکستهایتان بمانید. نکته کلیدی اینکه درست مثل همان ضربالمثل معروف که میگوید: زمانی که میخواهید یک فیل را بخورید، باید آن را لقمهلقمه بکنید. پس برای انجام کارها باید آنها را تا آن جا که ممکن است خرد، کوچک و آسان کرده و سپس شروع کنید یا به عبارت خلاصهتر و در یک جمله راهحل این است که امروز یک قدم کوچک بردارید و فردا یک کار کوچک دیگر در راستای همین هدفتان انجام بدهید. یادتان باشد با هر آنچه دارید شروع بکنید، وگرنه زمان میگذرد و فرسوده و ناامید و در نتیجه دلسرد میشوید و آنجاست که رویایتان را از دست میدهید.
برای شروع، یک مسیر طلایی و یک هدف مشخص را برای خود در نظر بگیرید و یادتان باشد که راهتان برای رسیدن به هدفتان حتماً مستقیم و مشخص نخواهد بود، در طول مسیرتان سختیها و مشکلاتی را پشت سر میگذارید، اما هر بار وقتی که از آنها بیرون میآیید، بسیار رشد میکنید و قویتر میشوید، اما در این میان بدترین انتخاب غیرفعال بودن است. کاملگرایان معمولاً غیرفعال بودن را انتخاب میکنند و به دنبال مسیری اشتباه برای رسیدن به اهدافشان میگردند، اما شما تصمیم بگیرید که معمولی باشید و در طول مسیرتان انعطافپذیری و استقامت را تمرین کنید.
با روشها و مطالب گفتهشده در این کتاب به بسیاری از چیزهایی که در زندگی خواهان آنها هستید، دست پیدا خواهید کرد؛ کافی است دیدتان را نسبت به دنیا تغییر دهید و این مهم نیازمند تمرین کاربردی است و بخشی از مسیر رسیدن به معمولگرایی نیازمند مهربان بودن با خودتان و صبور بودن در مورد خودتان است و بدانید که باید خودتان استانداردهایتان را تنظیم کنید و اجازه ندهید که دیگران و جامعه استانداردهایتان را تنظیم کنند.
کتاب غرق شدن در دریای کامل گرایی برای چه کسانی مناسب است؟
اگر شما هم به مشکل کمالگرایی دچار هستید، این کتاب به شما کمک میکند تا از آن رها شوید.
در بخشی از کتاب غرق شدن در دریای کامل گرایی میخوانیم:
کاملگرایی در واقع یک ماشین بهانهتراشی است که افراد شروع نکنند و در منطقه امن خود باقی بمانند. انسان کاملگرا استانداردهای بسیار بالایی را برای خود تعریف کرده است و فکر میکند که تلاش برای رسیدن به آنها بیفایده است. فرد کامل گر برای اینکه خود را از شر ترسها و شکهای پنهانش راحت کند، دست به این کار میزند. مثلاً اگر قرار است کتابی بنویسد یا سخنرانی انجام دهد با در نظر گرفتن استانداردهای غیرمنطقی برای خود که من باید حتماً مثل یکی از بهترین نویسندگانی که میشناسم بنویسم پس در غیر این صورت نمیتوانم.
جالب است بدانید بیشتر مردم از خجالتزدگی بسیار واهمه دارند و میترسند و اصلاً به تشویقی که بعد از موفقیت میشوند، فکر نمیکنند و اهمیت نمیدهند. برنه براون، نویسنده و محقق، معتقد است کاملگرایی همچون یک سپر 20 تنی است که دورتادور خود میگیریم به امید آنکه ما را از آسیب محفوظ نگه میدارد. او میگوید: «اما در حقیقت تنها کاری که این سپر میکند این است که نمیگذارد دیده شویم».
اگر دیده نشوی، از خجالتزدگی هم محفوظ خواهی ماند، اما آیا واقعاً کسی هست که بخواهد دیدهنشده بماند؟ دیدهشدن و گهگاه خجالتزدهشدن، بخش غیرقابل گریز زندگیاند.
تمامی انسانها میل به برتری دارند، اما در عین حال ترس از اینکه بیکفایت شناخته شوند هم با آنها همراه است. برای هر دو احساس خجالتزدگی و برتر بودن کاملگرایی تنها راهحل است. شما میتوانید با رویای برتر بودن در سرتان زندگی کنید و در عین حال از خجالتزدگی محفوظ بمانید. شما در افکار خود با آرزویی کامل بودن چنین تصوری از خود میسازید که از استانداردهای بسیار بالایی برخوردار هستید، اما باید گفت آنچه در حقیقت اتفاق میافتد این است که شما توانایی بالقوه خود را از چشم جهانیان مخفی کردهاید.
بله
















