کتاب 101 نوشتهای که شیوه تفکرتان را متحول میکند نوشته برایانا ویست، آنچنان در نحوه دیدگاه و نگرشتان تأثیرگذار خواهد بود که شما را به فرد دیگری تبدیل میکند و تغییرات و تحولات اساسی درونتان به وجود میآورد.
درباره کتاب 101 نوشتهای که شیوه تفکرتان را متحول میکند:
نقل است که اگر روزی شغل، خانه و ... که دارید را از دست بدهید و بخواهید بار دیگر همه چیز را از نقطه صفر آغاز کنید، آنچه که از علم و آگاهی به دست آوردهاید، تنها نجاتدهنده و دارایی شما در این مسیر خواهد بود.
از این رو میتوان گفت آگاهی انسان مهمترین و ارزشمندترین دارایی اوست و این درست همان چیزی است که موجب شده نسل بشر از دوران غارنشینی در قرنهای گذشته به پیشرفتهای بزرگ معاصر دست یابد و شاید اکنون جواب به سؤال همیشگی «علم بهتر است یا ثروت؟» به روشنی معلوم باشد، چراکه بدون علم و آگاهی حتی عظیمترین و مهمترین منابع موجود در کره زمین همچون گاز، نفت، طلا و ... نیز ارزش کاربردی و خاص خود را نداشتند. این بشر بوده است که با نیروی فکر خود موفق شده به این علوم و منابع اعتبار و ارزشی خاص عطا کند و در امور گوناگون از آنها بهره ببرد تا به کمکشان از بالاترین سطوح رفاه برخوردار باشد.
به همین علت است که فرد مدبر و آگاه خود را برده پول و ثروت نمیکند، چرا که میداند با بصیرت خود نه فقط میتواند ثروت را در اختیار خود درآورد بلکه قادر است ارزشهایی بالاتر از آن را نیز کسب کند. در واقع بزرگترین تحولات و وسیعترین تغییرات انسانی در آغاز، همیشه در ذهن وی ایجاد شده و بعد به مرحله اجرا درآمدهاند.
برایان ویست (Brianna Wiest) در کتاب 101 نوشتهای که شیوه تفکرتان را متحول میکند (101essays that will change the way you think) به خوبی موفق شده است نحوه نگرش و دیدگاهی متفاوت را از زاویههای گوناگون توصیف و به مواردی اشاره کند که علم به آنها میتواند زندگی و تفکر شما را تغییر دهد. زوایای مختلفی مانند شکست، عشق، شادی، رابطه، خوشبختی، موفقیت، درد کشیدن، تلاش، کار و تمامی آنچه با زندگی انسان درهم آمیخته است.
آگاهی از شیوه متفاوت نگریستن در تکتک دقایق و مسائل زندگی و تحلیلی درست از آنچه در این راه پرفراز و نشیب برایتان روی میدهد به شما کمک میکند زندگی زیباتر و بهتری را برای خود و دیگران بسازید.
هنگام مواجهه با مسائل زندگی همیشه دو راه وجود دارد: یا قبول کنید یا تغییر بدهید. کتاب پیش رو به شما کمک میکند تا زمانی که نیاز است قبول کنید، بتوانید با درکی بالا و متفاوت، پذیرشتان را دلپذیر سازید و وقتی باید تغییر ایجاد کنید، با آگاهی و شناختی افزونتر برای انجام کاری متفاوت قدم بردارید.
کتاب 101 نوشتهای که شیوه تفکرتان را متحول میکند به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
اگر دوست دارید به شناخت بهتری از خودتان و جهان هستی دست یابید و در زندگیتان تغییراتی جدید ایجاد کنید، این کتاب برای شماست.
جملات برگزیده کتاب 101 نوشتهای که شیوه تفکرتان را متحول میکند:
- بیشعورها قابلیت شگفتانگیزی در دیدن تنها یک وجه از هر مسئلهای را دارند و آنهم دقیقاً همان وجهی است که منافع آنها را تأمین میکند.
- بیشتر مردم نمیخواهند خوشبخت باشند و به همین دلیل است که خوشبخت نیستند!
- خلاق بودن در ذات انسان نهفته است، درست مانند غذا خوردن، صحبت کردن، قدم زدن و فکر کردن.
- شما آزاد هستید تا قداست درونی خودتان را با وجودتان حفظ کنید.
- هرچه بیشتر بتوانید بدون قضاوتها زندگی کنید، بیشتر احساس آزادی برای صادق بودن و روراست بودن با خودتان خواهید داشت.
- قدرتمندترین چیزی که هریک از ما آزادیم آن را برگزینیم، این است که باور کنیم همهچیز میتواند به ما کمک کند.
- در مقابل سختیهایی که در زندگی برایتان به وجود میآید، میتوانید بنشینید و احساس ناراحتی کنید یا اینکه بلند شوید، رشد کنید و بهتر شوید.
در بخشی از کتاب 101 نوشتهای که شیوه تفکرتان را متحول میکند میخوانیم:
همۀ ما از اینکه احساساتمان خیلی بزرگ هستند، واهمه داریم، مخصوصاً زمانی که واقعاً آنها را حس میکنیم. ما احساس دوست نداشته شدن داشتیم، آسیب دیدیم، خیلی باهوش بودیم، سرسختی کردیم، بسیار ترسیدیم، آسیبپذیر بودیم، فقط برای اینکه خودمان را با چیزی تطبیق دهیم که دیگران خواستند احساس کنیم. وقتی کودک بودیم، بزرگترهای ما به خاطر گریه کردن ما را تنبیه و سرکوب میکردند. بنابراین تعجبی ندارد که ما هم اکنون با همان شیوه ادامه دهیم.
موضوع این است که شما تنها کسی نیستید که از احساسات زیاد واهمه دارید. افرادی که دیوانه و خطاکار خطاب میشوند نیز اینگونهاند. افرادی که خودشان نمیدانند چگونه با این احساسات کنار بیایند، میخواهند شما نیز نتوانید و در سطح آنها باقی بمانید. آنها میخواهند شما حس نکنید و نفهمید.
به خاطر اینکه بیحسی حس کردن هیچچیز نیست، بلکه حس کردن همهچیز است. بیحسی با خنثی بودن فرق دارد. خنثی بودن است که هیچچیزی نیست. بیحسی همهچیز را شامل میشود.
ناراحتی شما به این دلیل است که میگویید: «من همچنان به چیزی چسبیدهام که متفاوت است.» گناه شما این است که میگویید: «من میترسم مبادا از چشم کسی افتاده باشم.»
نگرانیهای شما، تحمل شما در این فرایند است. آخرین نقطۀ درک شما از کنترل این است که شما کنترل ندارید. خستگی شما ناشی از مقاومت فردی است که میخواهید در مقابل اینکه شما واقعاً چه کسی هستید، قرار بگیرید. ناراحتی شما از سرکوب شدن خشمتان است. افسردگی شما، البته غیر از فاکتورهای بیولوژیکی، تنها چیزی است که مهم است و شما تقلا میکنید آن را از خود دور کنید و به علت دور کردن آنها ضعیف شدهاید.
بله
























واقعا میتونه طرز فکر آدم رو تغییر بده، تغییراتی که کاملا مفیده و کمک میکنه فکرهای غلط رو در خودمون از بین ببریم. بقیه کتابهایی که میخوندم یه موضوع زیاد تکرار میشد و باعث میشد خسته کننده بشه ولی این کتاب توی هر فصل جملات جدید میگفت و این برای من باعث جذابیت بیشتر شد