الکس کورب یکی از روانپزشکان برجسته در کتاب مارپیچ رو به بالا، روشهای قدرتمند و کاربردی را به شما ارائه میدهد که میتوانید از آنها جهت تقویت روابط خود و کاهش استرس و روحیات غمانگیزتان بهره ببرید و کیفیت زندگیتان را بهبود بخشید.
دربارهی کتاب مارپیچ رو به بالا:
افسردگی به یکباره اتفاق نمیافتد، به تدریج شروع میشود و با گذشت زمان شتاب میگیرد. بعضی از افراد هنگامیکه تجربه تلخی را پشت سر میگذارند، مراقبت از خود را فراموش میکنند، دیگر به فکر ورزش و تغذیه سالم خود نیستند و تمام این اتفاقات حالشان را بدتر خواهد کرد. در واقع افسردگی همانند یک مارپیچ رو به پایین است که انسان را به گرداب غم و اندوه میکشاند.
کتاب شگفتانگیز مارپیچ رو به بالا (The upward spiral) دانش و ابزارهایی را ارائه میدهد که به کمک آنها میتوانید زندگیتان را بهبود بخشید. اما این دانش و ابزار چگونه به شما کمک میکنند؟
امروزه میدانیم آنچه با ذهن خود انجام میدهیم؛ نحوه تمرکز، شکلدهی به افکار و آرام کردن احساسات میتواند به صورت مستقیم عملکرد مغز را تغییر دهد. این مطلب کلید نوروپلاستیسیتی (تغییرات در مسیرهای عصبی و سیناپسها در اثر تغییرات در رفتار، تجارب و آنچه با ذهنمان انجام میدهیم) است. برخی از آن ابزارها به اندازهی شل کردن عضلات ماهیچه جهت کاهش اضطراب یا دریافت نور خورشید بیشتر برای بهبود روحیه بسیار آسان هستند و تأثیرات عمیقی بر عملکرد مغز میگذارند. در صورتیکه تمام راهکارهای این کتاب را با تمام وجود انجام دهید، به بهترین شکل خود در خواهید آمد.
الکس کورب (Alex Korb) به عنوان یک روانپزشک برجسته اظهار دارد که اطلاع از جزئیات مغز میتواند به صورت منحصر به فردی افراد را قادر به بهبود بخشیدن زندگی خود کند. در این سفر جذاب، به همراه الکس کورب، فردی که با مشارکت در یکی از معتبرترین برنامههای علوم اعصاب موفق به کسب دکترای خود شده و سالها در زمینه علوم اعصاب کار کرده، به دنیای عظیم علوم اعصاب وارد میشوید و از نزدیک شاهد توانایی مغز انسان برای اصلاح تمایل ناخوشایند افتادن در مارپیچ پایینرو و ابتلا به نگرانی، اضطراب و افسردگی خواهید بود.
با مطالعهی کتاب مارپیچ رو به بالا خیلی زود خواهید دید که چگونه مناطق مختلف مغز با همکاری هم در کاهش نگرانی و افزایش بهزیستی شما، سهیم هستند. شما میتوانید تمایل به مارپیچ پایینرو افسردگی و اضطراب را با مارپیچ بالارو شادی و شفافیت در زندگی عوض کنید.
نکوداشتهای کتاب مارپیچ رو به بالا:
- الکس کورب در این کتاب به شما کمک میکند تا با آشنایی از فعالیتهای مغز و عصب شناسی، وارد مرحلهی مارپیچ صعودی از افسردگی شوید. (الین ساکس)
- الکس کورب جزئیات اختلال مرموز و پیچیدهی افسردگی را برای شما روشن میسازد. (آنسون دورنس)
کتاب مارپیچ رو به بالا برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب راهنمای بسیار مفیدی برای روانپزشکان، روانشناسان، پزشکان و سایر علاقهمندانی است که در حوزهی درمان افسردگی و داشتن زندگی شاد فعالیت میکنند.
با الکس کورب بیشتر آشنا شویم:
وی با اخد مدرک دکترای اعصاب خود، پانزده سال است که در زمینهی علوم مغز و اعصاب به تحقیق و مطالعه پرداخته. الکس کورب دکترای خود را از دانشگاه کالیفرنیا دریافت نمود. در حال حاضر او محقق دوره فوق دکتری در بخش روانپزشکی دانشگاه UCLA است.
در بخشی از کتاب مارپیچ رو به بالا میخوانیم:
آخرین بار کی واقعا خوشحال بودید؟
افراد افسرده اغلب با یادآوری زمانهای خوشحالی مشکل دارند اما در بیادآوری وقایع غمانگیز مشکلی ندارند. این سوگیری ذهنی را گردن هیپوکامپ میاندازند. هیپوکامپ در اعماق مغز و در مجاورت آمیگدال قرار دارد و دارای ارتباطات قوی با هیپوتالاموس میباشد. کار اصلی هیپوکامپ تبدیل حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت است. بدون هیپوکامپ خاطرات جدید شکل نخواهند گرفت.
هیپوکامپ بخصوص دوست دارد تا خاطرات احساسی ما را ذخیره کند (مثل ساختن اولین ادم برفی). اما آمیگدال در افسردگی تا حدی مشکلدار میشود زیرا خاطرات جدیدی که توسط آن شکل میگیرند، به سمت منفی بودن انحراف پیدا میکند. هیپوکامپ کارهای زیاد دیگری هم انجام میدهد. هیپوکامپ در تشکیل خاطرات وابسته به زمینه نقش فراوانی دارد و به همین خاطر است که خاطراتی که با وضعیت فعلی شما شباهت بیشتری دارند، راحتتر یادآوری میشوند.
برای مثال، وقتی پا به محوطه قدیمی دانشکده خود میگذارید خاطرات روزهای اول لیسانس را راحتتر بیاد میآورید، چرا که زمینه یکسان است.
متاسفانه در افسردگی در خاطرات وابسته به زمینه نقطه ضعف بزرگی بوجود میآید. از آن جا که زمینه خود افسردگی میشود، تمام خاطرات خوبی که پیش از افسردگی به راحتی یادآوری میشدند، ناگهان بخار میشوند.
در همین حال تمام خاطرات تلخ زندگی را به راحتی بخاطر میآورید. در افسردگی، هیپوکامپ نه تنها فعالیت غیر معمول نشان میدهد، بلکه اندازه آن هم کوچکتر میشود. هیپوکامپ کوچک احتمالا نتیجه استرس مزمن است که میتواند به نورونها آسیبزده و آنها را بکشد. افسردگی استرس زاست و بنابراین عملکرد مناسب هیپوکامپ را مختل میکند. خوشبختانه امکان رشد نورونهای جدید در هیپوکامپ وجود دارد.
بله




















