محسن آقامحمدی در کتاب من ارزشمند: راهنمای عملی و کاربردی برای رسیدن به احساس ارزشمندی و باور به خود، تکنیکها و مطالبی کاربردی در رابطه با افزایش عزت نفس به شما ارائه میدهد که با به کارگیری آنها در زندگی شخصی و کاری خود پیشرفت چشمگیری خواهید کرد.
دربارهی کتاب من ارزشمند:
ما انسانها از زمانی که متولد میشویم عزت نفسمان توسط عوامل بیرونی مانند پدر، مادر، فامیل، دوستان، آموزش و پرورش و... تحت تأثیر قرار میگیرد و منجر میشود که به ارزشها و تواناییهایی که خداوند در وجودمان قرار داده است باور نداشته باشیم. در این شرایط ما دچار کمبینی و بیارزشی خواهیم شد.
عزتنفس از تمام عوامل موفقیت در یک فرد مهمتر است؛ زیرا یک انسان زمانی میتواند موفق شود که خودش را باور داشته باشد و برای خودش و دیدگاهش ارزش قائل شود. شما اگر به توانمندیهای خود باور نداشته باشید قطعا پیشرفت نخواهید کرد. برای مثال اگر یک تقاضایی از شما میشود اما نمیتوانید جواب نه بدهید یا اگر کارمند هستید که توانمندیهای زیادی دارید که باید حقوقتان بیشتر شود اما خجالت میکشید از مدیر خود تقاضا کنید، در این شرایط قطعا به خودتان باور و ایمان ندارید و این نشانهای از کمبود عزت نفس است. در این کتاب مثالهایی از انسانهایی که دارای عزت نفس و فاقد آن هستند آورده شده است که به شما کمک میکند تا به توانمندیهایی که خداوند در وجودتان قرار داده باور داشته باشید و عزتنفس خود را بالا ببرید.
برای خواندن این کتاب و هر کتابی باید شرایط محیطی مناسبی را برای مطالعه فراهم کنید. یعنی عوامل حواسپرتی شامل موبایل، شبکههای اجتماعی و هر چیزی شبیه به آن را کنار بگذارید و ایدههایی که در موقع خواندن این کتاب به ذهنتان میآید را در گوشهای از کتاب یا هرجایی که خودتان صلاح میدانید به عنوان یادآوری و توجه بیشتر بنویسید تا بتوانید به آنها عمل نمایید.
جملات برگزیدهی کتاب من ارزشمند:
- ما زمانی چیزی را میدانیم که به آن عمل کنیم وگرنه خواندیم، شنیدیم. فکر میکنیم که میدانیم.
- همانطور که یک ورزشی را بعد از مدتی تمرین رها کنیم به حالت اول برمیگردیم تمرینهای عزتنفس هم همینطور است.
- مقصر دانستن دیگران دزدهای انرژی ما هستند برای رسیدن به خواستههایمان.
- اگر تمام آنچه که داری را از دست بدهی باز احساس ارزشمندی به خودت میکنی.
کتاب من ارزشمند برای چه کسانی مناسب است؟
این کتاب به افرادی توصیه میشود که از کمبود عزت نفس رنج میبرند و میخواهند با یادگیری تکنیکهایی کاربردی احساس ارزشمندی بیشتری نسبت به خود داشته باشند.
در بخشی از کتاب من ارزشمند میخوانیم:
خودت را چطوری میبینی؟ یک انسان قوی و موفق که میتواند دست به هرکاری بزند و آن کار را انجام دهد یا یک انسانی که کارها را نصفه و نیمه رها میکند. یا خود را یک انسان زیبا که وقتی خودت را جلوی آینه میبینی لذت میبری یا یک انسان زشت که از خودت و قیافهات نفرت داری. یا خود را یک انسان پولساز میبینی یا یک انسانی که در زمینه مالی همیشه بدبخت است پس نوع باوری که نسبت به خودمان داریم عزتنفس ما را تعیین میکند.
دوستی داشتم که باید در یک سالن آموزشی یک برنامهای را اجرا میکرد یک سانس را خوب اجر کرد و سانس دوم بعد از استراحت دیدم روی سن به شدت مضطرب است و حرفهایش را گم میکند و کلام را از دست میدهد بعد از برنامه به او گفتم چطور شد سانس اول را خوب اجرا کردی و قوی و عالی بودی سانس دوم چه اتفاقی برای تو افتاد او گفت بعد از سانس اول کسانی آمدن خودشان را معرفیکردند که من متخصص فلان حوزه هستم یکی دیگر گفت من استاد فلان دانشگاه هستم و یکی دیگر من فرد موفق در فلانجا هستم هنگامی که خودشان را معرفی کردند من گفتم من میخواهم به اینها، چی آموزش بدهم و چه حرفی برای گفتن به اینها دارم؛ وقتی این ویژگیها را فهمیدم باعث شد که رشتهای کلام را از دست بدهم پس عزتنفس این جا خودش را نشان میدهد که چه باوری نسبت به توانمندیهای خوددارید و عزتنفس این شخص بر این استوار نبود جدا از اینکه چه کسانی در این سالن آموزشی هستند به آموزش خودش ادامه بدهد پس باید یک بازنگری نسبت به این که خودمان را چگونه میبینم داشته باشیم و این که بقیه ما را ضعیف یا توانمند میبینند بستگی دارد به اینکه ما خودمان را چطور میبینیم و چه باوری نسبت به خودمان داریم. آیا انسان توانمندی که میتواند یا نمیتواند از پس هرکاری بربیاید. و نگران دیدگاه و نظرات دیگران نسبت به خودت نباش که دیگران نسبت به تو چه فکری خواهند داشت.
بله











